Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

تاریخچه‌ی هفت سین در سفره‌ی نوروزی

عبدالمجید زنگویی
تاریخچه‌ی هفت سین در سفره‌ی نوروزی
آیین "هفت‌سین" در سفره‌ی نوروزی در ایران و کشورهایی که دارای سنن، آداب و فرهنگ ایرانی هستند، پیشینه‌ و تاریخچه‌ای بس دیرینه‌ و کهن دارد. هزاران سال است که سفره‌ی نوروزی هر خانواده‌ی ایرانی مزین به هفت‌سین است که هر کدام از آن‌ها به نام یکی از امشاسپندان ـ فروهر‌ها یا فرشتگان مزد یسنایی ـ و دارای نماد، انگیزه و فلسفه‌ای خاص می‌باشد و مردم، آن را نشانی از خیر و برکت می‌دانند.
عدد هفت نزد ایرانیان قدیم مقدس بوده و هفت امشاسپند عبارتند از: اورمزد، اردیبهشت، خرداد، امرداد، شهریور، بهمن و سپندارمذ (اسفند).
به باور گروهی، پیش از "هفت‌سین" معمول بوده که سفره‌ی نوروزی را با "هفت‌شین" می‌آراسته‌اند.
روز نـــــــوروز در زمــان کیـان
مـــی‌نهـــادند مـــردم ایــــــران
شهــد و شیر و شراب و شکر ناب
شمع و شمشاد و شایه* اندر خوان(1)
در پیرامون هفت‌سین و دیرینگی آن نظریات بسیاری آورده‌اند. از آن جمله ابوریحان بیرونی سابقه‌ی هفت‌سین را به زمان جمشید می‌رساند:
"چون جمشید بر اهرمن که راه خیر و برکت و بارش باران و سبز شدن گیاهان و نعمت و فراوانی را بسته بود، پیروز شد، دوباره خیر و برکت و نعمت باران و سبز شدن گیاهان و … شروع شد و هر کشتزار و شاخه و درختی که خشک شده بود، سبز و تازه شد و به همین جهت مردم گفتند «روز نو» یعنی روز نوین و دوری تازه. پس هر کس از راه تبرک و یادمان، در این روز در ظرفی جوکاشت، سپس این رسم در ایران پایدار ماند که برای روز نوروز مردم در هفت‌ ظرف، هفت نوع از غلات را کاشته و سبز می‌کردند و از رویش و نمو این غلات، خوبی و بدی محصول و کشت و کار را در سالی که پیش رو داشتند حدس می‌زدند».(2)
این قدیمی‌ترین و مشروح‌ترین اشارتی است به سفره‌ی روزِ نوروز که در آن در عدد "هفت" گفت‌وگو است. هفت حبوب، هفت گرده‌ی نان که از هفت‌ حبوب پخته شده باشد، هفت‌شاخه‌ی گیاه، هفت جام سفید و هفت درهم سپید و یک سکه‌ی ضرب همان سال و یک بسته اسپند بر سفر‌ه‌ای که بر جاهای گوناگون آن کلمات و واژه‌هایی حاکی از افزایش خیر و برکت نوشته شده بود. پس پیشینه‌ی سفره‌ی‌ هفت‌‌سین بایستی بسیار کهن باشد، چون نقل از مأخذی است که به زمان ساسانیان بسیار نزدیک است، یعنی اواخر سده‌ی سوم هجری - «المحاسن»(3)
علت این که چرا به این سفره "هفت‌سین" می‌گفته‌اند، دکتربهرام فره‌وشی می‌نویسد: در روزگار ساسانیان قاب‌های زیبای منقوش و گران بهایی از جنس کائولین از چین به ایران آورده می‌شد و یکی از کالاهای ارزشمند بازرگانی چین و ایران، همین ظرف‌هایی بود که بعد‌ها به نام کشوری که از آن آمده بود نام‌گذاری شد و به نام "چینی" و به گویش دیگر به صورت "سینی" و به شکل معرب "صینی" در ایران رواج یافته است.
چینی یا صینی یعنی منسوب به "چین" یا "سین" و نام سین یا چین از واژه‌ای آمده است که در اصل نام سلسله‌‌ی پادشاهی چین است. در ایران برای تمایز بین ظرف‌های مختلفی که از چین آورده می‌شد، آن که از فلز ساخته می‌شد به نام "سینی" و آن که از کائولین ساخته می‌شد به نام "چینی" رواج یافت. در آیین‌ نوروزی برای چیدن خوانِ نوروزی از همین ظرف‌های منقش بسیار نفیس که از چین آورده شده بود و نوع مرغی آن هنوز در ایران بهای زیادی دارد، بهره می‌گرفتند و این ظرف‌ها را پر از نقل و قند و شکر و شیرینی می‌کردند و آن‌ها را به عدد هفت امشاسپند بر سر خوان‌های نوروزی می‌گذاشتند و از این رو خوان نوروزی به نام هفت سینی یا هفت قاب نام گرفت و بعد‌ها با حذف یاء نسبت به صورت هفت‌سین در آمد و هنوز در برخی از روستا‌ها به صورت "هفت‌سینی" تلفظ می‌شود. معمولاً به نام هر یک از امشاسپندان، یک قاب منقش بزرگ "سینی" نهاده می‌شد در قاب‌های دیگر چیزهای دیگر و آن‌ها را در پیرامون خوان می‌گذاشتند.»(4)
اما امروز در سفره‌های نوروزی علاوه بر هفت‌سین‌ - که خواهد آمد - اقلامی می‌گذارند که هر کدام نماد و سمبل خاصی است. به طور معمول "بالای سفره آینه‌ای می‌گذارند که نشان جهان بی‌پایان است که بارگاه یزدان در آن است، در اطراف آینه یک یا چند شمع می‌گذارند یا چراغ که آن را خاموش نمی‌کنند و اغلب تعداد شمع‌ها رابطه‌ای با تعداد اطفال خانواده دارد که آتش یا شعله‌ای افروخته در خوان نوروزی، نمونه‌ای از آتش مقدس است.روی آینه، تخم‌ مرغی می‌گذارند که مظهری از تخمه و نژاد و آفرینش آدمی است و جلو آینه مشتی گندم به نشانه‌ی "روزی" ‌می‌پاشند…»(5)
سایر چیز‌هایی که در سفره‌ی هفت سین می‌چینند، هر کدام دارای نماد و سمبل و فلسفه و طرز اندیشیدن نیاکان ماست و نشانی از خیر و برکت که قابل تأمل و تفکر می‌باشد، نظیر کتاب مقدس، آب ، ماهی، انواع میوه‌ها و شیرینی.
از هفت سین بگوییم. نخست این که باید دارای چه ویژگی‌ها و شرایطی باشد. هفت‌ سین باید:1ـ پارسی باشد 2ـ با بند واژه‌ی «س» آغاز شود 3ـ ریشه‌ی گیاهی داشته باشد 4ـ خوردنی باشد 5ـ اسم مرکب نباشد 6ـ برای بدن نافع و سودمند و دارای خاصیت باشد.
بنابراین هر واژه‌ای که دارای این ویژگی‌ها نباشد اگر چه با بندواژه‌‌ی «س» هم آغاز شده باشد، نمی‌توان جزء هفت‌ سین به حسابش آورد، مانند سکه که عربی است، فلز است، ریشه‌‌ی گیاهی ندارد و خوردنی هم نیست و اگر بعضی‌ها در سفره‌ی هفت سین می‌گذارند‌ش، بایستی به حساب نماد خیر و برکت و به امید درآمد و وضعیت مالی بیشتر و بهتر ‌باشد. پس "هفت سین" را به شرح زیر نام می‌بریم:
1ـ سیر : به نام و عنوان اهورامزدا
2ـ سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند)
3ـ سبزه: به نام فرشته‌‌ی اردیبهشت
4ـ سنجد : به نام فرشته‌ی خرداد
5ـ سرکه: به نام فرشته‌ی امرداد
6ـ سمنو : به نام فرشته‌ی شهریور
7ـ سماق: به نام فرشته‌ی بهمن
می‌بینیم که تمام ویژگی‌هایی که در بالا آمده است در هفت‌ سین وجود دارد و هستند شاعرانی که نوروز و عید هفت‌سین را هم با دیدی طنز آمیز نگاه می‌کنند.
برای نمونه ابیات زیر را با هم می‌خوانیم:
عید شد ساقی بیا در گردش آور جام را
پشت پا زن دور چرخ و گردش ایام را
«سین» ساغر بس بود ای ترک، ما را روز عید
گر نباشد «هفت سین» رندان دُرد آشام را
خلق را بر لب حدیث جامه‌ی نو هست و من
از شراب کهنه می‌خواهم لبالب جام را
هر کسی شکر‌ نهد برخوان و بر خوانَد دعا
من ز لعل شکرینت طالبم دشنام را
سیر برخوان است مردم را و من از عمر سیر
بی‌ دلارامی که برده است از دلم آرام را …(6)
پی نوشت:
*ـ شایه: بر وزن سایه به معنی میوه و ثمر
1ـ نوروز جمشید: دکتر جواد برومند سعید به نقل از "عقاید و رسوم مردم خراسان" ص 99
2ـ گاه شماری و جشن‌های ایران باستان، هاشم رضی به نقل از آثار الباقیه
3ـ همان، ص 359
4ـ همان، ص 360 به نقل از جهان فروری
5ـ نوروز جمشید، ص 329
6ـ نوروز جمشید به نقل از دیوان قا‌ آنی شیرازی