![]() |
||||
|
|
||||
|
آهنگِ بال پرستوهاآهنگِ بال پرستوها
طاهره غمخوار داشتم روی بوم روزگار نقاشی میکشیدم. یک آسمان با آیههای مهربانی و چند تکه ابر جادویی که موهایشان را شانه میزنند، یک خانهی کوچک بدون در و دیوارهای آهنی، روزهایش همه سبز و پر از معما و شبهایش بدون پاسبانهای زمینی و لباسهایش همه از جنس پیچکهای باوقار و نجیب با آرزوهایی که از رودخانهاش جاری است. هوا گاهی سرد میشود، گاهی گرم میشود و ملایم میشود، مثل نسیم میبارد و از پشت پنجرهها روی شیشههای ساکت ضرب آهنگ انتظار را تمرین میکند. یک نفر صدایم میکند که شکل هیچ کس نیست. از وسط زندگی آرام گذشتم. به دریچههای آسمان نگاهی انداختم، آری درست شنیده بودم. آهنگِ بال پرستوها بود که از کوچ بر میگشتند تا دوباره آرزوهایمان را یاد آوری کنند و آینده را که شکل یک راز است زیرِ بال و پر خود به نوازش گیرند و فصل جاری شدن آب و آینه را در سنتهای دیرینه مان که سرشار از عشق است به دشت و صحرا هدیه دهند و ما باغی شویم که پر از شکوفههای بهاری است. از سالی میگویم که گذشت. سال 85 به خیلی از آرزوهای سبز و منطقی و گاهی غیر منطقیام رسیدم. خیلی از حاجتهایم روا شدند و خیلیها هنوز رازِ سر بستهاند. خیلی از آرزوهایم به بار نشستهاند، خیلیها هنوز در راهند. در خیلی از جاها سبز شدم و در خیلی از جاها خزان، هستیام را ربود. سالی که گذشت برای من پر از اتفاقهایی بود که اصلاً اتفاقی نبودند و بایستی اینگونه میبود چرا که مصلحت مرا آفریدگارم بهتر از هر کسی میداند. سالی که گذشت در غم و اندوههای بسیاری در کنار دیگران گریستم و همچنین شاهد پیوندها و تولدهای بسیاری با شادی چشمها و رقصِ مژهها و پایکوبی رگهای جانم در کنار دیگران بودم و با تمامی نگاهم همه جا را ستاره باران دیدم و حالا که دارم به پیشواز بهار و آمدن نوروز 86 میروم، آرزوهایم بزرگتر شدهاند، شاخه و برگ دادهاند و من آنها را سخت در آغوش گرفتهام تا هرگز نلرزند و همچنان گرم بمانند تا آمدن سال جدید را با هم جشن بگیریم. در این سال خجسته که دارد آرام آرام کلونِ دلهایمان را نوازش میدهد همچنان مثل سالهایی که گذشت یکی بود، یکی نبود. یکی هست، یکی نیست. همه هستند، همه خواهند بود. ضمن تبریک سال نو، برای همهی همشهریهای خوبام، هم وطنان عزیز و گرانقدر در تمامی نقاط دنیا و خصوصاً هنرمندان عزیز و مهربان که مثل قطرههای باران زلال و بیآلایشند، سال 86 را سالی سرشار از برکت، شادی و همراه با موفقیتهای روزافزون آرزومندم. دارم به گندمهای توی کاسه سرک میکشم، دارند یکی یکی به دنیا میآیند 30/11/1385 |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه