Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهری‌ها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شده‌اند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمده‌ی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آن‌ها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیه‌اش در حال شکل‌گیری است
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

ستون زِ سقفِ تو می‌کَنَم!

ستون زِ سقفِ تو می‌کَنَم!
... البته واضح و مبرهن است که آثار موسوم به "تاریخی" و "باستانی" با توجه به این که بی‌جهت فضایی را اشغال کرده‌اند و توجیه اقتصادی هم ندارند، بسیار زائد و بی‌خاصیت‌اند و با توجه به افزایش جمعیت و نیاز به مسکن و سرپناه برای افرادی که در راه هستند، وظیفه داریم با تخریب آثار موسوم به "تاریخی" فضایی را برای احداث مجتمع‌های مسکونی آماده کنیم و بخشی را هم به گسترش کشاورزی اختصاص دهیم و اصلاً تاریخ باستان کیلو چند ! شما همین "کورش" را در نظر بگیرید که شایع است رئیس طایفه‌ای موسوم به هخامنشی‌ها بوده است. این آقا به دلیل هم نژادی با آلمان‌ها، بر اساسِ توصیه‌یِ سلطانِ وقتِ "آلمان"، برای حاکم "بابِل" پیغام می‌فرستد که سریعاً جماعتی را اسیر کند و بعد با یک صحنه سازی ماهرانه، از کشوری موسوم به پارس می‌رود به سمتِ بابِل و این افرادِ مشکوک را مثلاً آزاد می‌کند و توسط عواملش بیست و چند قرن بعد آن‌ها را تحویل "هیتلر" می‌دهد که بعدش را دیگر ما کار نداریم! البته فردی موسوم به "پورپیرار" به این نتیجه رسیده که اصلاً کورشی در کار نبوده تا بتواند جماعتی را آزاد کند و بعد آن‌ها را تحویل هیتلر بدهد و در نتیجه بعد اتفاقی بیافتد که… بگذریم!
حالا با توجه به این که برادرانِ تلاشگر "وارنر"، زحمت کشیده‌اند و فیلمی تهیه کرده‌اند که دلاوری‌های 300 عزیزِ دلِ اسپارتی در مقابل قشون بیگانه‌ی "خشایار" را ـ که البته ربطی به حمید لولایی ندارد ـ به تصویر کشیده‌اند، ما نیز به سهم خود، طرحی مبنی بر ضرورتِ تخریبِ آثارِ موسوم به "تاریخی" را بدون نیاز به همکاریِ عزیزانِ "میراث فرهنگی" ارائه می‌دهیم تا آیندگان پشتِ سرِما حرف نزنند و مدعی نشوند ما هواشان را نداشتیم.
طرح تخریب آثار تاریخی در راستای گسترش صنعت کشاورزی !
1ـ تخت جمشید: این بنای زائد که محل برگزاری مراسم فسق و فجور فردی موسوم به اسکندر وضعیفه‌‌ای موسوم به تائیس بوده، 25 قرن است که مقادیر قابل توجهی زمین را اشغال کرده است. توصیه می‌شود با استفاده از انرژی و خلاقیت افرادی که در کارِ انتقال این ستون‌های بی‌خاصیت‌ به آن طرفِ آب فعال هستند، هر چه سریع‌تر این منطقه برای کشاورزی مهیا شود تا ضمن اشتغال‌زایی، با کاشت گوجه فرنگی و صادرات آن، توجیه اقتصادی هم داشته باشد!
2ـ تخت کورش: سد محترم "سیوند" که اخیراً خود را به شکل اساسی آبگیری کرده، در تلاش است تا این بنا را که مصداقِ "تهاجم تاریخی"ست هر چه سریع‌تر نیست و نابود کند تا در آینده با توجه به فضای مطلوب منطقه، کشاورزی را رونق بخشیم و به کاشتِ انبوهِ سیب‌زمینی هم اقدام کنیم!
3ـ سی و سه پلِ: به نظر کارشناسان، سی و دو پلِ آن اضافی‌ست و همان یک پُل، کارِ ما را راه می‌اندازد. در نتیجه ما می‌توانیم با تخریب سی و دو پل از این مقدار پُل، روی همان یک پُلِ باقی مانده تردد کنیم و به جای پُل‌هایِ اضافی، کشاورزی را گسترش دهیم و این قسمت‌ها را بادمجان بکاریم!
4ـ غارِ شاپور: خودتان و انصاف‌تان! مگر ما غار نشینیم که نیاز به غار داشته باشیم. به اعتقادِ دانشمندانِ علم "بساز بفروشی"، این غار، قابلیتِ تبدیل شدن به یک برج 30 طبقه‌یِ مسکونی ـ تجاری را دارد و می‌توان یک طبقه‌یِ آن را هم به بازماندگانِ "شاپور" اختصاص داد تا بندگان خدا آواره نشوند و ضمناً می‌توان در زمین‌هایِ اطرافِ آن هم کشاورزی کرد و کَلَم و خیار چنبر کاشت!