Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهری‌ها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شده‌اند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمده‌ی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آن‌ها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیه‌اش در حال شکل‌گیری است
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

جایگاه محبت و مهرورزی در دین اسلام با استفاده از سیره‌ی ‌عملی‌ پیامبر رحمت ومهربانی

جایگاه محبت و مهرورزی در دین اسلام با استفاده از سیره‌ی ‌عملی‌ پیامبر رحمت ومهربانی
زندگی دریای متلاطمی‌ست که قطب‌ نمای آن محبت است.
خداوند پیش از آن که انسان را بیافریند عشق را آفرید چرا که می‌دانست انسان بدون عشق، درد روح را درک نخواهد کرد و بدون درد‌ بخشی از خداوندِ خدا را، در خویشتنِ خویش نخواهد داشت.
سلام بر تو ای طلایه‌دار محبت و مهرورزی، سلام بر تو و سلام بر آن لحظه‌ای که خیال قدم نهادن در این بیکران ظلم و جهل و خشم و نفرت را داشتی که:
به کام تشنه، جهان را رسید جرعه‌ی ناب / نگاه سبزه در آغوش آب بود آن شب
دریده پرده‌ی ظلمت، به تیغ نور یقین/ نگار پرده نشین بی‌نقاب بود آن شب
ز طلعت رخ احمد به راست پنداری / که چشم آیینه در آفتاب بود آن شب


ترنم صدایش چون بال پروانه‌ها لطیف و دلنواز بود. لبخند ملیحش همچون شکفتن گل محمدی در باغ سبز و پر طراوتی بود که از نسیم خنکش دل‌های خسته و تب‌دار جانی دوباره می‌گرفتند. نفس مسیحایی‌‌اش آرام‌بخش دل‌های زخم خورده‌ی یتیمان بی‌خانمان و از همه جا رانده‌ی دنیای آلوده‌ی اغنیا بود.
ندایش نوید پار‌گی بندهای اسیران دیو و دد زمانه را می‌داد. دختران محکوم به مرگ جاهلیت در شعاع رسالتش که نوید آزادی و رهایی می‌داد با عشق و محبت به سکون رسیدند.
او رایحه‌ی بهشت بر سینه داشت و خورشید مهربان با تمام عظمت و نورانیت خود در برابرش خجل بود و هر روز با شرمساری طلوع و با خضوع و خشوع در برابر این همه مهر و مهربانی و زیبایی و نورانیت و کمال او غروب می‌کرد.
در جنگ‌های توسعه‌گرایانه‌ی امپراتوران، جهان گشایان، سلاطین، زمام‌‌داران، استعمارگران، تجاوزگران و دیکتاتوران در جوامع بشری و همچنان ادامه‌ی آن تاکنون، خیلی از ارزش‌های مادی، معنوی، اجتماعی، تمدن بشری و میلیون‌ها انسان‌های کره‌ی زمین را به نفع کوتاه مدت مستبدین و فرعونیان زمان از بین برده‌اند. بعد از آن که متجاوزین، جلادان و عاملین جنگ بالاخره خسته شدند و آن گاه بالای اجساد مقتولین و بر خاکسترهای ویرانه‌های تمدن بشری، پیشنهاد صلح می‌دهند که اصلاً برای صلح، چیزی باقی نمانده است. این تراژدی بشری ناشی از جبر، دیکتاتوری، تجاوز به حریم دیگران و افزون‌خواهی می‌باشد.
و این چنین است که در شریعت اسلام خشونت جایی ندارد؛ چون نرمش در اسلام عاملی برای گسترش ایمان است. بدین آیه توجه گردد که به حضرت محمد(ص) می‌فرماید:
«از پرتو رحمت الهی است که تو با آن‌ها نرمش کردی، و اگر درشت‌خوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند». (آل عمران /159)
بهترین سمبل عدم خشونت، هابیل فرزند آدم (ع) است. در قرآن می‌فرماید:
«اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی، من دست به سوی تو دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم. آخر من از خدا، پروردگار جهانیان می‌ترسم. من می‌‌خواهم با گناه من و گناه خود برگردی و از دوزخیان باشی و این سزای ستمگران است». (المائده / 28-29)
بدین فرمان الهی برای حضرت موسی(ع) و برادرش هارون دقت شود که چگونه عدم خشونت را توصیه فرموده است. می‌فرماید:
«به سوی فرعون بروید که سرکشی کرده است؛ سپس به نرمی با او سخن بگویید.»
(طه / 43- 44)
و یا به این فرمان الهی برای حضرت رسول (ص) توجه شود که می‌فرماید:
«هرگز نباید کسانی که ایمان ندارند، مایه‌ی خشم و ناراحتی تو گردند». (الروم/60)
بدین حدیث نبوی دقت شود که همه توصیه‌های بازدارنده از خشونت‌اند.
«نرمی میمنت دارد و خشونت نحوست.» (1) (اصول کافی، کلینی، ج 3، ص 182)
و یا این حدیث که می‌فرماید:
«نرمی روی هر چه گذاشته شد آن را زینت داد و از هر چه برداشته شد، زشتش ساخت.» (2) (اصول کافی، کلینی، ج 3، ص 182)
و یا این حدیث که می‌فرماید:
«در نرمی، زیادی و برکت است و هر که از نرمی محروم شد از خیر محروم گشت.» (3) (اصول کافی، کلینی، ج 3 ص 182)
و یا این حدیث نغز که می‌فرماید:
«غضب، ایمان را فاسد می‌کند چنان که سرکه عسل را». (4) (اصول کافی، کلینی، ج 3، ص 182)
به این شعر عبرت‌انگیز توجه نماییم که شاعر شیرین سخن چنین گفته است:
به نرمی چو کاری توان برد پیش / درشتی مجویید از اندازه بیش
سر خصم گر بشکند مشت تو / شود نیز آزرده انگشت تو
طریق جبر، خیره‌سری،‌خشونت و قتل از هر جناحی که باشد، نتایج منفی و تباه کننده‌ای را به دنبال دارد و انتقام جویی را در جامعه گسترش می‌دهد. پس به همان اندازه که آغاز یک جنگ،‌ جنگ وحشتناک و تباه کننده‌ی دیگری را در پی دارد، برعکس، همان پیمان آشتی و تسامح خردمندانه، عقلانیت بیشتر و موجب آشتی مستحکم و مهرورزی در میان افراد جامعه می‌شود.
در این اندیشه نباشیم که خون را با خون بشوییم. این منطق جلادان است که آدم‌کشی، انتقام جویی و تباهی مدنیت و انسان را ترویج می‌دهند. نتایج جنگ خانمان سوز سه دهه‌ی اخیر افغانستان یک عبرت است تا از جنگ به صورت عاقلانه و آگاهانه دوری جسته و زمینه‌های صلح، زندگی مسالمت‌آمیز، همبستگی ملی و انسان دوستی را در جامعه‌ی خویش جستجو نماییم.
ما باید افکار و منطق قتل، خشونت، کشتار، تباهی، ویرانگری، نفی یکدیگر، تصفیه نژادی، اعدام، سنگسار، اهانت، تمدن ستیزی، زن ستیزی و غیره را از نهادهای جامعه تدریجاً و به طور مسالمت‌آمیز کاهش و بالاخره برطرف سازیم و جای آن را به حیات مسالمت‌آمیز عقلانی، بشر دوستی، تمدن پروری،‌ تفاهم ملی، همسازگرایی فرهنگ و زبان، همکاری مشترک، همسویی لازم مذهبی – دینی، آبادانی کشور و ... بالاخره به فرهنگ انسان سالاری در کره زمین دهیم.
در شریعت اسلام به اجرای عدالت اجتماعی تأکید فراوان شده است یا بهتر بگوییم هدف اسلام در این جهان برقراری عدالت اجتماعی است. آیا عدالت اجتماعی با مهرورزی منافات دارد؟ خیر، زیرا در جامعه هر کس به آن چه که حق اوست برسد عدالت برقرار شده است. کار، بیمه، حقوق مناسب و توجه به شایستگی افراد در کسب مناصب و مشاغل از نیازهای جامعه امروزی است. رعایت این‌ها از علایم جامعه متعادل و عادل است که جایی برای مهرورزی نمی‌گذارد چرا که این‌ها حقوق افراد جامعه است.
رفتار حضرت علی (ع) با برادر خود که از او تقاضای مساعدت نمود بیانگر ویژگی‌ عدالت خواهی و عدالت پروری آن حضرت است. امام، سرشار از محبت و عطوفت نسبت به همگان است تا چه رسد به برادر. مهربانی و بزرگواری آن حضرت زبانزد دوست و دشمن است همان طور عدالتش.
آیا علی (ع) می‌تواند تحت تأثیر عطوفت و مهربانی خود نسبت به برادر قرار بگیرد و حق مسلمانان دیگر را از بیت‌المال به برادر ببخشد؟ اگر این گونه بود، دیگر علی نبود و شخص دیگری بود. او عدالت را بر رأفت برادری ترجیح می‌دهد. آیا در برقراری عدالت نیازی به مهرورزی وجود دارد، برای این که اگر قرار بر اجرای عدالت باشد، کسی که مظلوم واقع شده و یا حقوقش تضییع شده به حق خود می‌رسد پس نیازی به مهرورزی و منت ندارد. حال اگر کسی حقوقی نداشته و ندارد آن هم نیازی به مهرورزی پیدا نمی‌کند مگر این که بخواهد حقی ضایع کند. ورود مهرورزی به جایگاه عدالت باعث بی‌عدالتی می‌شود. هر یک از این دو صفت در هر شخصی می‌تواند جمع شود اما نمی‌توانند به جای دیگر به کار روند. در غیر این صورت عادل بودن شخص زیر سؤال می‌رود. قاضی رئوف است. اما صفت دیگری که برای نقشش وجود دارد او را وادار به اجرای عدالت می‌کند و قاتل را به قصاص محکوم می‌کند.
نتیجه این که: اگر حقوق اجتماعی افراد در جامعه رعایت شود در این صورت نیازی به مهرورزی نیست چون هر فرد به حق خود رسیده نه چیزی فراتر از آن، اگر نه بی‌عدالتی است چه با مهرورزی چه بدون آن.
هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود. حضرت محمد (ص) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یاد‌آور شود. شک نیست یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت اسلام، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود. او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت می‌کرد و در تجارت به دروغ و تدلیس متوسل نمی‌شد. هیچگاه در معامله سختگیری نمی‌کرد. با کسی مجادله و لجاجت نداشت و کار خود را به دیگری واگذار نمی‌کرد.
پیامبر اسلام (ص) صدق گفتار و امانت‌داری را قوام زندگی می‌دانست و می‌فرمود: این دو در همه‌ی تعالیم پیغمبران تأکید و تأیید شده است. در نظر پیامبر اسلام (ص) همه‌ی افراد جامعه، مؤظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند.
پیامبر اکرم (ص) چنان متواضع بود که تمام مغروران و متکبران را به اعجاب وا می‌داشت. زندگی آن حضرت، رفتار و خصوصیات اخلاقی وی، محبت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندی اندیشه و زیبایی روح را الهام می‌بخشید.
سادگی رفتار، نرمخویی و فروتنی حضرت‌ محمد (ص) از صلابت شخصیت و جذبه معنویت وی نمی‌کاست.
پیامبر اسلام (ص) علاوه بر این که ارزش‌های اخلاقی را بسیار ارج می‌نهاد، خود در سیره عملی برجسته فضایل اخلاقی و ارزش‌های والای انسانی بود، او در همه‌ی ابعاد زندگی با چهره‌ای شاد و کلامی مؤثر با حوادث برخورد می‌کرد.
تلاش برای تحقق انسانیت
وجود رسول خدا (ص) برای همه‌ی مردم مایه رحمت بود و هیچ کس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثنی نمی‌کرد. همه‌ی مردم نزد او روزی خور خداوند بودند.
بخشایش و گذشت
بد رفتاری و بی‌حرمتی به شخص خود را با نظر اغماض می‌نگریست، کینه‌ی کسی را در دل نگاه نمی‌داشت و در صدد انتقام بر نمی‌آمد. روح بلند آن حضرت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می‌داد.
حریم قانون
آن حضرت، بد رفتاری و آزاری را که به شخص او می‌شد عفو می‌نمود ولی در مورد اشخاصی که به حریم قانون تجاوز می‌کردند گذشت نمی‌کرد و در اجرای عدالت و مجازات متخلف‌ـ هر که بود ـ مسامحه روا نمی‌داشت.
زیرا قانون عدل، سایه‌ی امنیت اجتماعی و حافظ کیان جامعه است و نمی‌شود آن را بازیچه‌ی دست افراد بی‌کفایت قرار داد و جامعه را فدای فرد نمود.
سعه‌ی صدر از ویژگی‌های بارز پیامبر اکرم (ص) است.
اخلاق حضرت محمد (ص) همان اخلاقیاتی بوده است که پیامبران و انبیاء الهی دیگر نیز داشته‌اند اما آن چه که در حضرت محمد (ص) به عنوان خاتم الانبیاء وجود داشت، کامل‌تر و جامع‌تر از دیگر انبیاء بوده است.
بزرگ‌ترین ویژگی‌ حضرت محمد(ص) سعه‌ی صدر است که در آیات قرآن به این خصیصه اشاره شده است. این در حالی‌ست که وقتی پیامبر(ص) برانگیخته شد از خداوند متعال خواست تا به او سعه‌ی صدر دهد که این ویژگی به عنوان ویژگی‌ مثبت و بارز و برجسته در آن حضرت نمایان شده است. پیامبر (ص) بسیار ساده و به دور از تکبر، غرور و فخر می‌زیست، او به گونه‌ای رفتار می‌کرد که خود را با کم‌ترین افراد یکسان می‌دانست و به خاطر پیامبر بودن، خود را برتر از دیگران نمی‌شمرد، تا جایی که می‌گفت در راه رفتن، ایستادن، زندگی کردن، خوابیدن و خوردن مانند دیگر بندگان خدا هستم.
آن چه همیشه در پیامبر زبانزد بوده، لطافت و نرمی طبع او است که زمینه‌ساز جذب پیروان خاص خود را فراهم آورد، زیرا اگر لطافت و نرم خویی در پیامبر اکرم (ص) نبود یاران از اطراف او پراکنده می‌شدند. به دلیل القاب و صفات خاص ایشان بود که مسلمانان گروه گروه به وی ملحق شده و به او تمسک می‌جستند.
آری؛ عدالت عین مهرورزی و محبت است زیرا در سایه سار عدالت همه‌ی اقشار جامعه در کمال آرامش و اطمینان و خوشبختی به سر می‌برند و هیچ کس را دغدغه‌ی این نیست که مورد کم لطفی و بی‌مهری قرار بگیرد.
خدایا به هر کس دوست می‌داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به آن که دوست تر می‌داری بچشان که محبت و مهر از عشق برتر