Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر

قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیه‌ی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند.
[ 5 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

حکایت کورش و حمام سیصدوند* بخش اول

حکایت کورش و حمام سیصدوند

خدایش بیامرزاد پیری از توابع پارس را . گویند کاین فرزانه‌ی با دنیا
بیگانه و این پدیده‌ی دست از دنیا کشیده در دیوان قطور زرسطوری ، از پادشاهی یاد کرده است پر فر و زر که در ایام قدیم با هزاران حشم و ندیم در دیار پارس ارتزاق می‌نمود و در ویرانه‌ای آرمیده و سالیان سال مأوا گزیده بود.
شاعران شکرکلام با رغبت تمام مدایح در ذکر خصایل نیکویش سروده و صله‌ها از خزائنش ربوده که ابیاتی نیز از آن لیالی باشکوه بر صحیفه‌ی کهن تاریخ به یادگار مانده، آن چنان که "بیدمشک بن مظفرخان بیدوندی" سروده است:
حالا که دور می‌شوی از پیش من یواش
از دل برآمده‌ست هزاران دریغ و کاش
آخــر چـرا خــدای مــرا زن نیافـرید؟
ای‌پادشاهِ‌خوشگلِ‌خوشپوشِ‌خوشتراش!
باری آورده‌اند حکایتی از نسخه‌ی خطی «‌تلنگر العلما فی مجلس الحکما» ‌کاین پادشاه بسی والامرتبت بود در شوکت و دارای صورتی به غایت جمیل بود و سیرتی بی بدیل، روی بر نقصان ترش کردی و جود و احسان همی آوردی که شاعری «‌سلیمان بن شهبود الملک» نام، در وصفش این چنین داد سخن بر داده است:
چه سر و موی و تن و روی تمیزی، به به!‌
چهره‌‌‌ی خاکی و پنهان شده و ماتت کو؟
چهــره‌ات‌واشــده، اما زچـه رو عریانی؟
پادشــاها! کت و شلــوار و کراواتت کو؟

گفته‌اند که آن چنان خداوندگار پس از استحمام زیبا چو ماه تمام گشته بود که مطربی از خود بی خود شده و بی‌اختیار تصنیف شهیر «‌در اومد از حموم گل / در اومد از حموم تنگ بلورم / در اومد از حموم شاخه‌ی نورم...»‌را به آواز خوش سر داده.
«‌خواجه غلام بن سبوس» ‌نیز در سفرنامه‌‌ی «کاروانی به شکل ذوزنقه» به این حکایت اشاره‌ای داشته و نام مطرب مذکور را "شهرام طیران‌اللیل" دانسته.
پس از آن واقعه، دیوانی کبیر، مشتمل بر شصت و سه هزار بیت به روایت خواجه نصیر با عنوان "حمامیه" به کلک خیال انگیز شاعران دربار نگاشته شده است.
افسوس کز آن هزاران بیت، تنها بیتی به جا مانده است منسوب به "میر شاعر بن غمزه" بدین مضمون:
یکی حمام سازم چل ستونی
که این حمام چل ویندوز دارد
البته بیوت دیگر نیز به دست آمده‌ست که از لحاظ خصایص سبکی نمی‌تواند از این دسته باشد چون: «‌آی حمومی آی حمومی‌» و مصارعی دیگر... .
مورخین کتاب‌ها بر حالش بر نبشته و راه‌ها در وصالش در نوشته‌اند. گویند خداوندگار پارس، زان پس به عمارت استحمام‌گاه‌هایی در سرتاسر بلاد خویش پرداخته و حمام‌ها ساخته که از هیچ کدام اثری بر جای نمانده‌ست. تنها مؤید این اخبار و احادیث اثر عظیم باقیمانده از آن دوران است که آورده‌اند که آن پادشاه برای استحمام جاودانی خویش در جوار سریر شکوهمند پادشاهی‌اش بنا کرده بود که به سد باستانی "سیصدوند" مشهور بوده است که پس از گذشت سالیان سال و فرسایش و تخریب دویست و چندوند از اثر، تنها "سی‌وند" آن باقی مانده است!
آورده‌اند که خداوندگار از این سد عظیم برای شست و شوی خود و خاندانش سود می‌جسته و حال می‌برده است آن چنان که این بیت را از وی می‌دانند. چنان که بر می‌آید خداوندگار نیز دستی بر آتش شعر داشته‌است:
کشورم جای غم که اینقد داشت
کاش صد یا هزار و صد "سد" داشت
بعدها شاعرانی نیز به استقبال اشعار معروف "حمامیه" آمدند که به ظاهر تا قرون ده و یازده هجری نیز ابیات فراوانی از آن در دسترس ادبا بوده است. این بیت از شاعری گمنام به دست آمده:
الا شاها که موهای تو بوره
به حموم می‌روی راه تو دوره
ادامه دارد...