سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودیکه در پاسخ به نامه نماینده سیاسی که تصریح کرده بود [ دیروز ] [ ادامه ] |
|
|
نه، نمیتوان به این فوتبال افتخار کرد!نه، نمیتوان به این فوتبال افتخار کرد!
مطلب هفته گذشته، با عنوان «افتخار با مدال سرافکندگی با فوتبال» در مورد مدال آوران استان چه افراد سالم و چه جانباز بود و نیز دربارهی کمفروشی، ولخرجی و فوتبال کثیفی بود که در سال گذشته دیدیم. منظور ما فوتبال در سطح شهرستان و استان نبود چرا که آنها از نداری یا در مسابقات شرکت نمیکنند یا صورتشان را با سیلی سرخ نگه میدارند، چه رسد به اینکه کم فروشی یا ولخرجی هم بکنند! این ضربالمثل را هم شنیدید که میگویند: جلوتر از اینکه موش به انبان بزند، انبان خودش صدایش در میآید! و مثل اینکه یک عدهای حتماً خوششان میآید که کسی آنها را قلقلک دهد!! ظریفی گفته است که بروید مطلب این هفتهی نصیر را بخوانید: عده ای به آوردن مدال توسط چند جانباز افتخار میکنند و فوتبال را کثیف میدانند! بله، ما نظرمان را گفتیم و خیلیها را هم عقیده بر این است که اگر فوتبال به این شکل پیش برود، سرمایهگذاری در رشتههای مدالآور را ترجیح میدهیم. این چه فوتبالی است که عدهای برای به شهرت رسیدن و به پست و مقامهای بعدی چشم دوختن، از قبل کت و شلوارش را دوختهاند. چه فوتبالی است که به مربیان مردود، میدان میدهید تا با دلالی، گنجشک به جای قناری و کلاغ به جای شاهین به شما نشان دهند. این فوتبال کثیف نیست؟ بازیکنی که پول بیتالمال را گرفته و میگوید: کی این مسابقات تمام میشود ما از این خراب شده (بوشهر) برویم! فوتبالی که پیشکسوتش هیچ کارهی باشگاهش بوده و چسبیدههای به آن دنبال رییس و مدیر بازی هستند و ذرهای جز برای خود، برای فوتبال سودی ندارند، آیا مدال جانبازش افتخار ندارد؟ اگر خودمان را جای دیگران قرار میدادیم فوتبال کثیف را با برق مدال المپیک آن کم بینا حتی مقایسه هم نمی کردیم. نمیخواهیم به بعضی مسائل که در گذشته بر تیمها گذشته و عنوان کردهایم، دامن بزنیم. خود را جای آن تماشاگری قرار دهیم که یا تیمش پنج گل میخورد و یا مساوی می کند و هر روز به پرتگاه نزدیک میشود. جای آن مسئولی بگذاریم که پول کمک میکند که فوتبال پیشرفت کند اما عدهای به نوایی میرسند و تعدادی غصهی فوتبال را میخورند. این فوتبالی است که ما داریم: بیتعصب، بیتخصص، بیبرنامه و پوچ، و هیچ چیز سر جای خودش نیست! همین دیروز پریروزها بود که مهمان نوازی شهرداری برازجان در ورزشگاه تختی گل کرد! آیا در آن مهمانسرا با آن پذیرایی میتوان به فوتبال افتخار کرد؟ بعضی از مسئولین شهرداری، فوتبال را با دیگر مسائل اشتباه گرفتهاند. این که یک نفر که میتواند فیلمساز خوبی شود ـ ببخشید ـ مربی شود! اینکه کسی به خارج برود به جای آموزش فوتبال طریقهی نوازش مهمان با کمربند را بیاموزد! و بازیکنی بعد از مسابقه آپاچی شده پیراهنش را در آورده، رسم میزبانی به جا آورد، این فوتبال است که به آن افتخار کنیم؟ و مسئول همهی این فیلمسازی، کمربند بازی و آپاچی گری که میگوید همه چیز با من، بهتر است خودش ماستش را کیسه کند تا فوتبال از این کثیفتر نشود. این چه دیدگاهی است که میزبان اینگونه از خجالت مهمانش در میآید. پس این فوتبال کثیف نیست؟ بهتر است شهردار برازجان، مدیر کل تربیت بدنی و متولی فوتبال استان به این مسائل جداً رسیدگی کنند که نمیتوان به داشتن چنین فوتبالی افتخار کرد. پس شما هم به مدال خوش رنگ آن جانباز بناز.
|
|
|