![]() |
||||
|
|
||||
|
یک دو ، سه…امنیت اجتماعی … حرکت!یک دو ، سه…امنیت اجتماعی … حرکت!
گزارش : مریم خوئینی برداشت اول: پاساژ آزادگان هنوز 10 دقیقه به ساعت 8 مانده بود. یک گروه پسر وارد پاساژ آزادگان شدند و به هر کسی که میرسیدند میگفتند: «اومدند»! بعضیها مسیرشان را عوض کردند، بعضیها هم رفتند در مغازهها پناه گرفتند، بعضیها هم که مثل من به پوشششان اطمینان داشتند نظارهگر ماجرا شدند. شش مرد نظامی و سه خانم محجبه همان لحظهی اول دختری با تیپ مشکی که شال بنفشی به سر داشت گرفتند، یک فرم هم به او دادند و از او خواستند که مشخصاتش را بنویسد. نگاهم به چهرهی آن دختر بود. گفتم الان است که گریه کند. یک دفعه یکی از خانمهای محجبه با نگاهی خشمگین اشاره کرد به من و گفت: خانم، مگر نمیدانی طرح مبارزه با بد حجابییه؟ گفتم: چرا، ولی پوشش من که موردی نداره. خانم محجبه گفت: مانتوت تنگه، از نظر شرعی گناه داره! گفتم: شما حکم داری؟ گفت: بله، من پلیس هستم. گفتم: میشه دربارهی این طرح بیشتر توضیح بدید0 گفت: این طرح سه مرحله دارد: ارشادی، انتظامی و قضایی یعنی اول تذکر میدهیم و اگر باز تکرار شود برخورد انتظامی است که 72 ضربه شلاق دارد، مرحلهی سوم نیز 2 ماه زندان! به نزدیکترین مغازه وارد شدم. فروشنده که یک خانم محترمی بود گفت: دیدم بهت ایراد گرفتند، ناراحت نباش! ـ چه طور مگه؟ ـ چند وقت پیش به مانکن مغازهی روبه رویی هم ایراد گرفتند! ـ به نظر شما این طرح مؤثر است؟ ـ نه، فکر نمیکنم. چند تا از دوستام خونهنشین شدند تا طرح تمام بشه. بعدش هم همه چیز مثل قبل میشه. ـ بالاخره باید یه کاری کرد. ـ آره، اما اول باید صدا و سیما و سینما رو کنترل کنند. باور کنید خیلی از پسرها و دخترها از همین هنرپیشهها الگو میگیرند. دو سه شب پیش همین جا اشک یک مادر و دختر رو در آوردند! ـ از شما ایراد نگرفتهاند؟ ـ به من نه، از دو تا مغازه بالاتر ایراد گرفته بودند. به همان مغازه که آدرس داده بود رفتم. صاحب مغازه در یک مکالمهی تلفنی، میگفت: الو، سلام، جدی میگی.... باشه! و رو به سمت دوستش کرد و گفت: الان تو پاساژ آزادی هستند! ـ اوناها یعنی کی؟ ـ مأمورا دیگه، خیلی ایراد میگیرند. ـ فکر نمیکنی بعضیها هم زیادهروی میکنند؟ ـ آخه تر و خشک با هم میسوزند. اصلاً شاید یکی اقلیت مذهبی باشه یا مسیحی باشه و حجاب برایش معنایی نداشته باشه. اصلاً میدونی چی یه، من اگه اختیار لباس پوشیدنم رو نداشته باشم، اگه اختیار مسائل شخصیمرو نداشته باشم، پس اختیار چی رو باید داشته باشم؟! وقتی از مغازه آمدم بیرون، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود. صدای یک نفر میآمد که میگفت: «بچهها تموم شد... رفتن»! برداشت دوم: بوستان سیادت پس از گذشت سه هفته از اجرای طرح، سرهنگ نوروزی ـ معاون هماهنگ کنندهی ناحیهی انتظامی ـ در بوستان سیادت به میان مردم آمد تا به سؤالاتشان پاسخ دهد. سرهنگ نوروزی ضمن تشریح اهداف طرح امنیت اجتماعی اظهار داشت: منِ پلیس علاقه ندارم وارد کار فرهنگی شوم. پلیس با قدرت و اقتدار وارد میشود، پلیس ابزار خاصی مثل دستبند، باتوم و بیسیم در اختیارش است که در شرایط خاص، امنیت اجتماعی را حفظ کند. لذا امروز پلیس با افراد آموزش دیده وارد کار فرهنگی شده است. وی دربارهی عملکرد نیروی انتظامی در زمان اجرای این طرح اعلام کرد: طی این مدت 592 مورد تذکر داده شده و 90 مورد دستگیری که 82 نفر با اخذ تعهد به خانوادهها تحویل داده شدند، از 3410 مکان بازدید شد که 2080 بازدید غیر محسوس بود، 74 مورد اخطار پلمب و 7 مورد نیر پلمب شد. آلودگی صوتی 99 مورد تذکر و 24 مورد دستگیری که همه مرد بودند. تذکر و ارشاد برای حمل حیوانات نیز 11 مورد بوده است. پس از سخنان سرهنگ نوروزی، در رابطه با این طرح، گفتوگویی با سرهنگ نیکوفرـ معاونت اجتماعی نیروی انتظامی ـ به انجام رساندیم: ـ بهتر نبود با یک حرکت فرهنگی کار را شروع کنید؟ ـ همانطورکه جناب سرهنگ گفتند این سیلی است که آمده، شما میگویید سد بزنید، ولی ما میگوییم فرار کنید سیل آمده است. االان بحث تولید امنیت است، چرا نباید پیشگیری کنیم. ـ خوب اگر کسی جزء اقلیت مذهبی باشد چه واکنشی نشان میدهید؟ ـ ما با حریم خصوصی هیچ کس کاری نداریم، اما در انظار و در اجتماع همه باید شئونات اخلاقی را رعایت کنند به نظر من خیلی از اقلیتهای مذهبی حجابشان را خوب رعایت میکنند. ـ این طرح زمان مشخصی دارد؟ ـ این طرح زمان مشخصی ندارد و تا زمانی که احساس کنیم دیگر مشکلی وجود ندارد اجرا میشود. از شما هم میخواهم که نقد کنید و به ما در پیشبرد اصولی و صحیح این طرح یاری رسانید. |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه