![]() |
||||
|
|
||||
|
نَه... با نصیر مصاحبه نمیکنم!مدیر کل ادارهی ارشاد سیارهی مریخ:
نَه... با نصیر مصاحبه نمیکنم! توضیح: در پی درج مصاحبهی مدیر کل ارشاد سیارهی مریخ با خبرنگار " آنتراکت" در هفتهنامهی "نصیر بوشهر"، جناب مدیر کل که از نحوهی انعکاس مصاحبهاش بسیار عصبی بود، به خبرنگار "آنتراکت" که خواستار مصاحبه با او شده بود، پاسخ داد: مدیر کل: نه… دیگه با شما مصاحبه نمیکنم! خبرنگار : آخه چرا؟ مدیر کل: چون که یکی از مصالحِ به کار رفته در جنسِ شما خُرده شیشه است! خبرنگار: آقای ارشاد! … این کار رو با ما نکن. جانِ هر چی مسئولِ عشقِ میزه بیا مصاحبه کنیم. تمام سیارات منظومهی "خواهر شمسی" چشم امیدشان به این مصاحبه است. ما رو ناامید نکن. ایشالا اگه با ما مصاحبه کنی امیدوارم که در این دنیا بیست تا پست و مقام دیگه هم دشت کنی! مدیر کل: نه… مصاحبه نمیکنم… اصلاً راه نداره! خبرنگار [با گریه]: آقا تو رو خدا بیا مصاحبه کن. آخه من به "بوش" چی بگم. راضی نشو جیره و مواجب و عیدی و پاداش و اضافه کاریِ من قطع بشه. ایشالا خدا عوضت بده. ایشالا به هرمدل میز و صندلی که میخوای برسی. ایشالا هر چی دشمن داری تبدیل به عقرب بشن. تو رو خدا بیا و یه کم مصاحبه کن! مدیر کل [با حالتی متحول شده بر اساس استانداردهایِ دولتِ مهرورز]: خوب حالا آبغوره نگیر! باشه مصاحبه میکنم، اما وای به حال تون اگه حرفام بدون ویراستاری چاپ بشه، زنگ میزنم 118 بیان کَت بسته ببرنتون! خبرنگار [در حالی که دارد حالش را میبرد]: اِ… مصاحبه میکنی؟ جناب مدیر شما دیگه کی هستی! با تشکر از "ارشادِ" خوبِ تون! … خوب حالا بفرمایید هدف شما از برگزاری "همایش پژوهشی موسیقی" چه بود؟ مدیر کل: با سلام! … ابتدا تشکر میکنم از شما که زحمت کشیدید تشریف آوردید و دارید مارو تحمل میکنید! دربارهی اهداف برگزاری این همایش، دوستان میگویند هدف ما این بود که همایش برگزار کنیم که در آن پژوهش کنیم تا بدانیم چرا ما از موسیقی محلی اصولاً بدمان میآید و ضمناً خوشمان نمیآید! اگر ما بدون برگزاری همایش میگفتیم "موسیقی محلی" خوب نیست، خدای ناکرده مردم شریف ما فکر میکردند ما غرضی در این راستا داریم، اما بحمدالله با برگزاری این همایش، مردم شریف ما عملاً متوجه شدند که بخشِ نیانبانِ موسیقی بوشهر به غیر از متأسفانه انتقال "شادی" خاصیتِ دیگری ندارد و حتماً مستحضر هستید وقتی آدم متأسفانه شاد باشد، اصولاً ذهنش درگیرِ لهو و لعب و فسق و فجور میشود و کار و بارِ شیطان رونق میگیرد، به طوری که شیطان و فرزندان ملعونش موفق میشوند شعبِ شرکتِ "فسق و فجور" را در تمامی شهرها و بخشها و روستاها راهاندازی کنند. ضمناً "شادی" آدم را به "حرکات موزون" وا میدارد که بسیار مُضر است و موجب تحلیل انرژی هستهای میشود و در نتیجه باعث اعتیاد، بیکاری، فقر، تورم، افزایش قیمت بنزین، خفاش شب و ایجاد رابطه با آمریکای جهانخوار میشود. دانشمندان فیزیک هستهای ثابت کردهاند آن شادیای که در اثر 30 ثانیه استماع نوای ساز مشکوک نیانبان تولید میشود، برابر است با مصرف 3 کیلو قرصِ"اکس"! اینها که گفتم از عوارض پدیدهیِ استکباریِ "شادی" بود، اما قربانش بروم "غم" ! ... آخ چه صفایی دارد. وقتی شما به غیر از ساعاتی که در خواب هستید، بقیهی اوقات را بنشینید یک گوشه و زار بزنید و گونههایتان را خراش بدهید و مشت به سینه بکوبید و ضجه بزنید و موهایتان را به شکل مجاز بکشید و بی وقفه اشک بریزید، به یک آرامش واقعی در موقع خواب میرسید. ضمن آن که مثل ماهاها بیخیالِ امور دنیوی میشوید و فقط به خدمت به خلقالله فکر میکنید و در نتیجه دکانِ شیطانِ ملعون را مجدداً پلمب مینمایید! بنده خودم در طول شبانهروز حداقل 20 ساعت گریه میکنم و به طور متوسط حدود 6 لیتر اشک میریزم! به هر حال هدف ما از برگزاری این همایش همین بود که ثابت شود اعمال قبیحه و حس شادیه که از استماع اصوات سازهای تولید شده در کارخانههای "تهاجم فرنگی" به آدم دست میدهد، شایستهی کسانی نیست که در اثر اقدامات شبانهروزی دولت محترم مهرورز، دارند این همه نفس میکشند! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه