Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

28 اردیبهشت روز جهانی موزه

28 اردیبهشت روز جهانی موزه
هر ساله روز 18 می میلادی ـ مطابق با 28 اردیبهشت ـ "روز جهانی موزه" گرامی‌ داشته می‌شود. "موزه" در سراسر جهان نشانگر هویت و شناسنامه‌ی هر قوم و ملتی است. فرهنگ و تمدن هر جامعه در موزه‌ها تبلور می‌یابد. در ایران به جای یک روز، یک هفته را به نام "هفته میراث فرهنگی" نام‌گذاری کرده‌اند و برخلاف دیگر مناسبت‌ها و بزرگداشت‌هایی که همه روزه شاهدیم، متأسفانه گویا هفته‌ی میراث فرهنگی را بها و اعتباری نیست. دلایل این امر چه می‌تواند باشد؟ موزه‌ها و همه آن‌چه ما امروزه به نام "میراث فرهنگی" می‌شناسیم به حاشیه رانده شده‌اند. اگر که بدون تعصب در میان اقشار مختلف مردم به کندوکاو بپردازیم، می‌فهمیم که اکثر مردم معنی میراث فرهنگی را نمی‌دانند و چنان در زندگی روزمره غرق شده‌اند که چیزی به نام "فرهنگ" و آن هم از نوع میراث فرهنگی به گوش‌شان غریب و ناآشنا می‌آید. نسل جوان که دیگر کاملاً با میراث فرهنگی و تاریخ دیار خود بیگانه شده و فاصله گرفته است. آیا سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به تنهایی می‌تواند کاری انجام دهد؟ سازمانی که اخیراًً با ادغام سه سازمان به وجود آمده و در حال حاضر بخش "میراث فرهنگی" در این سازمان کاملاً به حاشیه رانده شده و اگر به دقت به میزان اعتبارات و مقایسه آن با دیگر بخش‌ها مثل "گردشگری" بپردازیم می‌بینیم که حتی در خودِ این سازمان نیز، میراث فرهنگی بخش کوچک و تقریباً بی‌اهمیتی را تشکیل می‌دهد. سیاست‌های جدید دولت در خصوص اولویت دادن به زیر ساخت‌های گردشگری و بالا بردن اعتبارات این بخش کاملاً موجه و قابل قبول است ولی بخش میراث فرهنگی متأسفانه در این میان از نظر میزان و اعتبارات بسیار پایین می‌باشد.
اصولاً چرا می‌بایست ما به میراث بر جای مانده از گذشتگان‌مان توجه نشان دهیم؟ چرا در راه توسعه و سازندگی کشور، میراث فرهنگی را دخالت دهیم؟ میراث فرهنگی چه کمکی می‌تواند به جامعه و آینده‌ی آن نماید؟ این سؤالات احتمالاً در ذهن بسیاری از مردم شکل می‌‌گیرد. وقتی که عمارت‌ها و خانه‌های نیمه مخروبه‌ی بافت قدیم بوشهر در جلو چشمان آنان عناصری زائد و زشت می‌نماید که می‌بایست برای زیباسازی شهر هر چه زودتر پاکسازی شوند و به جای آن‌ها ساختمان‌های عظیم و برج‌های جدید ساخته شوند، به راستی چه طور می‌توان دلایل اهمیت میراث فرهنگی را برشمرد. برای درک لزوم اهمیت به میراث فرهنگی، توجه به عملکرد کشورهای پیشرفته در خصوص میراث فرهنگی کشورشان ضروری است. چرا موزه‌ها و هر آن‌چه که به میراث فرهنگی آنان مربوط می‌شود به بهترین شکلی که ممکن است مورد نگهداری و توجه قرار می‌گیرد؟ چه کارکردی می‌توان در این کشورهای پیشرفته برای فرهنگ و تمدن گذشتگان‌شان قائل شد؟
آنان که از نزدیک در این کشورها بوده‌اند، می‌‌دانند به کوچک‌ترین نشانه‌ها‌ی فرهنگی مردمان‌شان به مانند ارزش و اهمیت اختراعات و جلوه‌های زندگی جدید، ارج گذاشته می‌شود. دلیل این امر این است که هر حرکت و پیشرفت و نوآوری، حاصل همان میراث فرهنگی گذشتگان است. اگر چرخی اختراع می‌شود و به دنبال آن چرخ، درشکه، دوچرخه، موتورسیکلت، ماشین و تا بی‌نهایت اختراع جدید به وجود می‌آید، به واسطه‌ی این است که آنان آن چرخ اولیه را در موزه‌ها همیشه به یادگار نگاه می‌دارند و برای هر حرکت رو به جلو نیازمند این نیستند که دوباره از اول چرخ را اختراع کنند. ولی می‌بینیم که در کشور ما به دلیل اهمیت ندادن به همین "چرخ" برای هر حرکت رو به جلو می‌بایست از اول "چرخ" اختراع شود. تمامی این مشکلات کشورهای جهان سوم این است که به فرهنگ و تمدن خود اهمیت نمی‌دهند. کشور ما به واسطه‌ی داشتن فرهنگ و تمدن کهن و گسترده در طول تاریخ پایه‌گذار خیلی از اختراعات و اکتشافات جدید بوده و هست. ولی‌آیا از این پشتوانه‌ی فرهنگی در زندگی جدیدمان استفاده کرده‌ایم؟ متأسفانه کسانی هم که در جهت برنامه‌ریزی و پایه‌ریزی پیشرفت در کشور انجام وظیفه می‌نمایند در خیلی از موارد از عدم شناخت میراث فرهنگی مملکت خود رنج می‌برند و همین باعث می‌شود که حرکت رو به جلو ما کَُند و لاک پشت‌وار صورت گیرد. تئوریسین‌های توسعه‌ی کشور متأسفانه راه هر پیشرفت و حرکتی را کپی کردن از روی دست کشورهای پیشرفته ـ که با فرهنگ و تمدن دیگری به چنان جایگاهی رسیده‌اند ـ می‌‌دانند.
این رونویسی از تکنولوژی و صنعت و اقتصاد دیگران البته تا حدودی راه گشاست، ولی وقتی که این شیوه‌ی حرکت با مناسبات فرهنگی جامعه‌ی ما تطبیق پیدا نکند نتیجه‌ آن است که می‌بینیم.
یکی از ساده‌ترین مثال‌ها در این مبحث، توسعه‌ی گمرک بندر بوشهر است. اگر از خیلی از اهالی بوشهر بپرسیم شاید که اصلاً مشکل کار را ندانند. گمرک، بخش‌هایی از دریا و ساحل روبه‌روی بافت قدیم بوشهر را با خاک‌ریزی و خشک کردن و ساخت و ساز تأسیسات گمرکی، توسعه می‌بخشد. تا این‌ جای کار مشکلی نیست. بندر بوشهر نیازمند توسعه‌ی گمرک می‌باشد تا در تجارت و ورود کشتی‌های بزرگ تجاری تسهیل شود که رونق بازار کار در این شهر را در پی دارد و این یکی از راه‌های پیشرفت و توسعه است. طراحان این پروژه بی‌تردید از افراد متخصص و صاحب صلاحیت بوده‌اند. افرادی که می‌بایست به واسطه‌ی تحصیلات عالی خود از فرهنگ و دانش خوبی برخوردار باشند ولی به جرأت می‌توان گفت که از میراث فرهنگی شهر بوشهر کوچک‌ترین اطلاعاتی نداشته و چه بسا از شناخت نسبت به میراث فرهنگی کشور نیز بی‌بهره‌اند چرا که هر کسی که فقط ذره‌ای با میراث فرهنگی این شهر آشنایی داشته باشد، می‌داند که معماری عمارت‌های بافت قدیم بوشهر منحصر به فرد بوده و دارای ارزش و اهمیت بسیار بالایی‌ست، چنان که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. شاید که بگویند این طرح لطمه‌ای به عمارت‌ها و بافت‌ قدیم بوشهر نزده است و در دریا انجام می‌شود. کسانی که اخبار فرهنگی کشور را دنبال می‌کنند در خصوص برج جهان‌نما در شهر اصفهان آگاهی دارند. این برج با این که چند کیلومتر از میدان نقش جهان اصفهان ـ که از آثار ملی کشوراست ـ دورتر ساخته شده ولی به دلیل این‌که در حریم منظر این اثر تاریخی کشور واقع شده و ارتفاع زیاد آن در اطراف این اثر تاریخی باعث کاهش ارزش دیداری و بصری میدان نقش جهان اصفهان گردیده بود بنا به درخواست یونسکو مجبور شدند که چند طبقه از ارتفاع این برج را کم کنند، ولی در بندر بوشهر با وجود این‌ که این ساخت و سازهای گمرک در چند قدمی بافت قدیم و در حریم درجه یک این اثر ملی انجام می‌شود متأسفانه هیچ‌گونه اعتراضی را در این خصوص شاهد نیستیم. سؤال اصلی از طراحان و مشاوران این پروژه است. این افراد که بابت فاز مطالعاتی این پروژه‌ی بزرگ درآمد خوبی داشته‌اند چرا از لطمه‌ای که به این بافت ارزشمند وارد می‌شود غافل بوده‌اند؟ جواب سؤال روشن و ناشی از عدم شناخت آنان در خصوص فرهنگ و تمدن کشورشان است. این عدم شناخت فقط به این آثار ملی لطمه نزده بلکه با انجام این ساخت وسازها و کاهش ارزش دیداری این بافت از نظر درآمدهای اقتصادی و توریستی ـ که شهر بوشهر در آینده می‌توانست از این درآمدها برخوردار باشد ـ نیز خسارات جبران ناپذیری در پی داشته است. از طرفی دولت با بالا بردن اعتبارات بخش گردشگری سعی در رونق بخشیدن به صنعت توریسم در کشور را دارد و از طرفی به واسطه‌ی عدم شناخت از فرهنگ و تمدن و میراث فرهنگی گذشتگان‌مان، بخش بزرگی از درآمدهای آینده‌ی کشور از بین رفته است. این جاست که می‌فهمیم کم دانشی افرادی که حتی از قشر متخصص و با تحصیلات بالا هستند، چه لطمات جبران ناپذیری را در پی دارد. پس موزه‌ها و هر چیزی که آشنایی نسل جوان و همین متخصصین ناآگاه را موجب شود، لازم و ضروری‌ست.
نمونه‌ی دیگر این بی‌توجهی را می‌توانیم در بندر باستانی سیراف ببینیم. این‌ بندر در نزدیکی عسلویه قرار دارد و دارای ارزش فوق‌العاده بالایی از نظر تاریخی است. جاذبه‌های دیدنی این بندر باستانی هم طراز آثار درجه اول کشور مثل تخت جمشید و میدان نقش جهان اصفهان است، ولی به دلیل نزدیکی به منطقه‌ی عسلویه و بالا رفتن ارزش ریالی قیمت‌های زمین و به دنبال آن ساخت و سازهای غیر قانونی که بر روی آثار تاریخی انجام می‌شود متأسفانه خسارات جبران ناپذیری در حال حاضر به این بندر وارد آمده است. شاید مردم این روستا که اخیراًً به دلیل همین ساخت و سازهای بی‌رویه و رو به گسترش تبدیل به شهر گردیده، ‌گناهی نداشته باشند. این مردم فقیر که به یک باره به واسطه‌ی فعالیت‌ فازهای منطقه‌ی ویژه، زمین‌هایشان تبدیل به طلا گردیده، برای به دست آوردن لقمه‌ای نان ناچارند اقدام به ساخت و ساز کنند، ولی آیا هیچ راه چاره‌ای وجود ندارد؟ آیا همان طور که دولت برای منطقه‌ی ویژه برنامه‌ریزی می‌کند و فازهای مختلف آن را راه‌اندازی می‌کند، قادر نیست برای این بندر با ارزش نیز برنامه‌ریزی کرده و آن را ساماندهی نماید؟ آیا سودی که توریسم می‌توانست برای این بندر باستانی داشته باشد کمتر از سود منطقه‌ی ویژ‌ه‌ی عسلویه است؟ اگر ذخایر گاز منطقه‌ی ویژه 100 یا نهایتاً 200 سال آینده به پایان رسد ولی بندر باستانی سیراف همواره می‌تواند درآمدزا باشد. وقتی که با دقت بنگریم می‌بینیم که این بندر باستانی از تمامی ویژگی‌های لازم برای تبدیل شدن به یک منطقه‌ی گردشگری در سطح بالا برخوردار است. ساحل دریا و طبیعت بکر این منطقه که حتی منطقه‌ی حفاظت شده‌ی محیط زیست نیز در همجواری آن قرار دارد، باعث شده که استعداد و پتانسیل بندر باستانی سیراف را بسیار بالا بدانیم. فقط با کمی درایت و برنامه‌ریزی و ساماندهی، همین بندر باستانی می‌توانست سود اقتصادی بسیار بالایی را برای مملکت ما به همراه داشته باشد.
تمامی این موارد و موارد دیگر با عدم شناخت از میراث فرهنگی کشورمان ارتباط دارد. می‌بایست به طرق مختلف و از تمامی راه‌ها و شیوه‌ها و استفاده از تمامی رسانه‌ها به آموزش فرهنگ و تمدن کشورمان بپردازیم. سازمان میراث فرهنگی در این میان وظیفه‌ی سنگینی را بر عهده دارد. آیا به راستی هر ساله در ایام " هفته میراث فرهنگی"، این سازمان اطلاع‌رسانی درستی را انجام می‌دهد؟ شاید کمبود اعتبارات یکی از دلایل کیفیت بسیار پایین برنامه‌های ویژه این هفته است. این مسئله در تمام کشور به چشم می‌خورد و مختص استان بوشهر نیست. برگزاری نمایشگاه عکس و صنایع دستی و نهایتاً همایش‌های تکراری که هر کدام ده‌ها بار تکرار شده و در دید مردم نه تنها جاذبه‌ای ندارد بلکه به واسطه‌ی کمبود اعتبار و عدم استفاده از افراد متخصص و هنرمند نهایتاً با ابتدایی‌ترین شکل اطلاع‌رسانی روبه‌رو می‌‌شویم، باعث گردیده که بی‌تفاوتی را در بین اقشار مختلف و خصوصاً نسل جوان در مواجهه با این میراث فرهنگی ـ که در پایین‌ترین شکل و کیفیت به آن‌ها عرضه می‌گردد ـ شاهد باشیم.
با تمام این اوصاف می‌بینیم که بعضی از استان‌ها مثل فارس و اصفهان و حتی شهرهای کوچک مثل بیرجند به شکل بهتر و آبرومندتری این مراسم را برگزار می‌نمایند و این نتیجه‌ی مدیریت‌‌های بهتر و فرهنگی‌تر است. اصولاً در سازمان‌های فرهنگی داشتن مدیران فرهنگی و کارآمد و دوری از درگیری‌های جناحی و منازعات پیش پا افتاده‌ی سیاسی که لطمات بزرگی را به کارکرد فرهنگی این سازمان‌ها وارد می‌نماید، از موهبات بزرگ است. در سال‌‌های گذشته متأسفانه در استان بوشهر شاهد این معضلات بوده‌ایم. اگر مدیریت‌های سیاسی گذشته به هنگام طراحی و تصویب پروژه‌های بزرگی مثل توسعه‌ی گمرک بندر بوشهر کمی به آینده فکر می‌کردند بی‌شک از انجام این پروژه به این شکل از همان ابتدا مخالفت می‌کردند و در حال حاضر از عملکرد بد آنان سخن به میان نمی‌آمد. امیدواریم که مدیران فعلی فرهنگی استان از چنین عبرت‌های تاریخی درس بگیرند و آینده را مدنظر داشته باشند، چرا که عملکرد آنان برخلاف دیگر سازمان‌ها به فوریت عیان نمی‌گردد و شاید که ده‌ها سال نیاز باشد تا نتیجه‌ی عملکرد خوب و یا بد آنان بر مردم آشکار شود.