Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

عصیان‌های فردی و حرکت‌های جمعی در شعر امروز

عصیان‌های فردی و حرکت‌های جمعی در شعر امروز
یادداشتی بر کتاب "بیرون پریدن از صف"
(مجموعه گفت‌وگو‌ها ـ نقد و نظر‌ها و مقاله‌های علی باباچاهی)
به کوشش مازیار نیستانی ـ مؤسسه‌ی فرهنگی هنری مفرغ نگار ـ 1385
این روزها بر پیشخوان کتابفروشی‌ها نام و تصویر" علی‌بابا چاهی" را روی جلد کتابی می‌بینیم تحت عنوان "بیرون پریدن از صف" که بر گرفته از جمله‌ای از "کافکا"ست: "نوشتن، بیرون پریدن از صف مردگان است". اما این عنوان شاید بیش از آن که سخن معروف کافکا را مد نظر داشته باشد، ناظر بر خروج از صف(نظم، ترتیب و قرار داد) باشد؛ موردی که باباچاهی به آن متهم بوده و خود از جمله در سطور همین مجموعه به ارتکاب این جرم اقرار داشته و اعتراف کرده است: "تأکید من بر متفاوت نویسی شاید با عصیان فردی من بی‌ارتباط نباشد؛ و عصیان معمولاً علیه نظم مستقری صورت می‌گیرد که عامل خود کامگی‌ست. فرا رَوی من از جنبه‌های اتوماتیزه شده‌ی شعر غیر نیمایی (و نیمایی) بر مبنای نوعی متفاوت نویسی صورت می‌گیرد. البته اعتراض و عصیان هم در انحصار هیچ مؤلف مرده یا زنده‌ای نیست".
قضاوت در مورد آن چه او مرتکب شده را به تاریخ واگذار کرده و می‌روم سراغ اصل مطلب. اصل مطلب اما این است که باباچاهی در "بیرون پریدن از صف" چه کرده است. این کتاب که مجموعه‌ی گفتگوها، نقد و نظر‌ها، و مقاله‌های باباچاهی را در بر می‌گیرد، به کوشش و با مقدمه‌ی "مازیار نیستانی" در چهارصد صفحه و توسط نشر "مفرغ نگار" کرمان منتشر شده است و مشتمل بر بخش‌های ذیل است:
"اندر چرایی این کتاب ـ مقدمه‌ی مازیار نیستانی" / "این ماجراها ـ مجموعه‌ی چند گفتگو" / "افق‌ها از نزدیک ـ مجموعه‌ی چند مقاله" / "تأملات از صفر ـ چند مقاله‌ی پیوسته" که هر کدام فصل‌های متنوعی را در بر می‌گیرد.
در فصل گفت‌وگو‌ها، باباچاهی از شعر در دهه‌ی چهل می‌گوید، از نفی رابطه‌های کالایی حرف می‌زند، و این که پُست مدرن‌ها به شیوه‌ی خودشان عاشق می‌شوند. از بحران‌ سازی خود می‌گوید و فیلسوف‌های بازیگوش، از تردیدها و تأکید‌های شعر پُست مدرن و کارکرد زبان شعر و نقد شعر و باقی قضایا.
"این ماجراها" شامل ده گفت‌و‌گوست که مباحث طرح شده در آن هنوز هم تازه به نظر می‌رسد.
در مجموع، پرسشگران این فصل "فرهاد حیدری گوران"، مجتبی‌ پورمحسن"،"یزدان سلحشور"، "رسول یونان"، "ابراهیم رزم آرا" "محمد زندی"، علیرضا پیروزان"، "شکوفه آذر" و "محمد رسول صادقی" در شکل دهی به فضای مصاحبه‌ها موفق عمل کرده‌اند؛ هر چند بعضی از پرسشگران بیش از این که بار تئوریک و علمی مصاحبه را مدنظر داشته باشند بر کارکردهای ژورنالیستی اصرار دارند؛ اما بر آیند کار قطعاً برای مخاطب غیر حرفه‌ای جذابیت بیش‌تری داشته و فضا را حتا برای مخاطب حرفه‌ای تلطیف می‌کند. به عبارت دیگر، مخاطب با رسیدن به این پاساژ، نفسی تازه کرده و با فراغ بال محو جدل‌های کلامی پرسشگر و باباچاهی می‌شود که البته در نوع خود خواندنی و جذاب است.

"افق‌ها از نزدیک" اما چند مقاله‌ی مستقل را در بر می‌گیرد. بخشی از مطالب این فصل پیرامون شعر "شاملو" شکل یافته است: آهنگ‌های فراموش نشده‌ی هوای تازه، شاملو شاعر آوانگارد یا ملی، عکس‌های محزون تاریخ( تصویر در شعر شاملو)، شعر شاملو و معناهای مشهود و مفقود،…
مقالات دیگر عبارتند از: وجه عاشقانه‌ی شعر نیما، مشخصه‌ها، پیشنهاد‌ها و تأثیر گذاری شعر فروغ، حال و احوال شعر سهراب سپهری، شعر نادرپور/ نادرپوری، منوچهر نیستانی در غبار گم نشد، شعر امروز با چند روایت، نقدِ نقد شعر و ادبیات امروز، بحران در شعر امروز و راه برون رفت از آن، منم مصادره کننده‌ی خلاق، کدام شعر، کدام مخاطب، عباس کیارستمی همراه باد، پیش در آمدی بر فاصله‌‌گیری جدی شعر متفاوت از شعر مدرن موجود و از شعر متفاوت تا شعر متفاوط.
باباچاهی، در بخشی از "آهنگ‌های فراموش نشده‌ی هوای تازه‌ی احمد شاملو" به نقد نظرات "محمد حقوقی" در ارتباط با احمد شاملو پرداخته و تأکید می‌کند که "چند وزنی" در شعر شاملو نتیجه‌ی مشکل او با وزن نیست؛ بلکه فرایند درک ضرورت اقتدار نوعی وزن (عروضی ـ نیمایی) است. او در این مقاله در پی آن است که نشان دهد شاملو در "هوای تازه" شاعری تأثیر‌پذیر است یا تأثیرگذار یا هر دو.
او در مقاله‌ی "شاملو، شاعر آوانگارد یا ملی" این موضوع را مطرح می‌کند که: "وقتی شعری مقبولیت عام یافت، شعری آوانگارد محسوب نمی‌شود.… اما این هرگز به معنی سلب اعتبار هنری یک هنرمند و نفی ماندگاری و جاودانگی آثار او نیست. چرا که یک اثر آوانگارد در صورتی دارای ارزش است که دارای ظرفیتی باشد که پس از طی روند تاریخی ـ هنری خود در نهایت به اثری کلاسیک تبدیل شود" و به بخشی از شاعران جوان این هشدار را می‌دهد که : "عصیان و سرکشی هنری باید معطوف به ریشه‌ها و اعماق و به وجه سر زنده‌ی سنت‌های فرهنگی باشد، نه مشتاق و متوجه‌ی سطوحی رنگین که در نهایت نامی جز مُدگرایی و موج زدگی‌ندارد".
باباچاهی گاه در حین نقد "نیما"، "فروغ"، "سپهری"، "نادرپور"، "نیستانی" و … موضوعاتی را طرح می‌کند که شعر امروز نیز با آن مواجه است؛ تأثیر‌گذاری و جنبه‌های متفاوت آن، تصویر و جایگاه آن در شعر معاصر، ابزار زبان و زبانِ ابزاری، عینیت گرایی، نسبیت گرایی، جزء نگری و جزء نگاری، تأخیر و غیبت حضور معنا، عنصر طنز و کارکرد آن در شعر.
او در "شعر امروز با چند روایت" شعر امروز را از منظر تحولات ذهنی ـ زبانی به سه نوعِ شعر ایضاحی (معمول)، شعر اقناعی (پیشرو) و شعر استفهامی (پیشتاز) تفکیک کرده و با ذکر نمونه‌هایی مبحث مورد اشاره را تشریح می‌کند. در تعریف شعر استفهامی می‌گوید: "شعر استفهامی یا پیشتاز، شعری‌‌ست که می‌کوشد معرفت‌های موجود و متعارف فرهنگی را به قابلیت‌های هنری جدید و جسارت آمیزی تبدیل کند و به رابطه‌ای متکی‌ست که ظاهراً ضد رابطه به نظر می‌رسد."
و اما "بحران در شعر امروز" مقوله‌ای است که نویسنده‌ی‌ این مقال و احتمالاً شما مخاطب این یادداشت، دیر زمانی‌ست با آن مواجه بوده / بوده‌اید. این بحث که تا چندی پیش سؤال پرسشگران از اهالی شعر بوده را باباچاهی ـ که خود به زعم برخی از منتقدان (از جمله خود او) شاعری بحران ساز است ـ در مقالات "کدام شعر، کدام مخاطب "و "بحران در شعر و راه برون رفتِ آن" تشریح کرده و جنبه‌های متفاوت آن را واکاوی کرده است.
آخرین فصلِ کتاب، چند مقاله‌ی پیوسته است تحت عنوان "تأملات از صفر" که در آن مؤلف بیش تر به بررسی شعر در وضعیت دیگر پرداخته. او در "تأملات2" شعر در وضعیت دیگر را با دو نوع گرایش پسامدرنیستیِ چپ و راست مواجه می‌داند و اشاره می‌کند: "چپِ مورد نظر ما اما لزوماً چپٍِ مارکسیستی نیست. جنبه‌ی جناحی داخلی هم ندارد. «چپ» ما نقش و نشانه‌ی منش انسانی و تأثر یا شعف فردی را در تأویل‌های بی‌ شمار متن گم نمی‌کند. این چپ با بازنگری در«تعهد» سارتری، به حساسیت میشل فوکو در برابر «نمایشِ تعذیب‌ها»، «بدن محکوم‌ها»، «چرخ‌های شکنجه»، «صلابه‌ها» و … بی‌توجه نیست و از «خط قرمز» فوکو خبر دارد: «همه نمی‌توانند در همه جا از همه چیز سخن بگویند»".
و در توضیح گرایشِ راست به این نکته می‌پردازد که: "گرایش راست روانه‌ی شعر امروز، نه شعف مدار است و نه تأثر نگار. این گرایش شاید پسامدرنیستی با تفنن در نوشتار و تعطیل هر گونه طرب و تأثر انسانی، ناخود آگاهانه در کارِ مبتذل نگاری است".
در آخر شاید چندان بی‌ضرر!! نباشد اشاره به سبک باباچاهی در نگارش مقالات و پاسخ به سؤالات که بی‌شباهت به شعرهایش نیست و گاه پهلو به پهلوی شعر‌های او می‌زند؛ با اجراها و بازی‌های زبانی و طنازی‌هایی که در عین آشنازدایی از یک متن تئوریک برای مخاطب آثار او آشناست.