![]() |
||||
|
|
||||
|
گفت و گو با "محمد رضا بلادی " گفت و گو با "محمد رضا بلادی " هنرمند ارجمند و پژوهشگر عرصهی موسیقی بوشهر و سرپرست گروه موسیقی "لیمر" : اغلب اقوام جهان گوشهای از تصویر خود را در آیینهی موسیقی بوشهر میبینند پیش آغاز: "سید محمدرضا بلادی" پژوهشگر و هنرمند ارجمند عرصهی موسیقی بوشهر و سرپرست گروه موسیقی "لیمر" ـ متولد 1351 ـ فعالیتهای تحقیقاتی خود را از سال 1368 در زمینهی موسیقی بوشهر آغاز نمود وبا بهرهگیری از نظرات زندهیاد دکتر محمد تقی مسعودیه و همچنین استاد محمدرضا درویشی به بازیافت و ثبت فرمهای مختلف موسیقی بومی بوشهر که بعضاً رو به فراموشی نهاده بود، اقدام کرد. در سال 1375 پروژهی تحقیقاتی مردم شناسی موسیقی بوشهر که از طرف میراث فرهنگی کشور به وی محول شده بود را به اتمام رساند که در حال حاضر این پژوهش پس از بازنگری و تکمیل به همراه CD مراحل انتشار خود را طی میکند. گفتنیست در این پژوهش کلیهی سازهای بومی، فرمهای موسیقی، آواها و نواهای موسیقی بوشهر بررسی، تحلیل، آوانگاری و ثبت شده است. این هنرمند، در کنار پژوهش، در سال 1370 با تشکیل گروه موسیقی بومی بوشهری "لیمر" با استناد به تحقیقات انجام شده و مدد از هنر والای اعضای گروه به معرفی این موسیقی در ایران و جهان پرداخت. شایان ذکر است که این گروه تاکنون علاوه بر اجراهای داخلی حدود 130 اجرا در برخی از کشورهای جهان همچون: ایتالیا، فرانسه، آلمان، سوئیس، بلغارستان، کرواسی، یمن، قطر، مراکش، اسپانیا وکره جنوبی داشته است. گروه موسیقی "لیمر" اخیراً در جشنوارهی فرهنگ دوحه(قطر) حضور یافت و قطعاتی را از موسیقی بوشهر در این جشنواره اجرا کردکه با استقبال رو بهرو شد. با این هنرمند ارجمند به انگیزهی حضور در جشنوارهی فرهنگ دوحه (قطر) به گفتو گو پرداختیم : از جشنوارهی فرهنگ دوحه که در قطر برگزار شد بگویید. در این جشنواره چند گروه در کنار گروه "لیمر" حضور داشتند؟ ـ در جشنوارهی فرهنگ دوحه، 35 کشور در عرصههای مختلف فرهنگی مثل عکس، تئاتر، شعر، موسیقی و صنایع دستی شرکت داشتند ولی در بخش موسیقی و حرکات موزون علاوه بر گروه ما، 7 گروه دیگر همچون بلژیک، مکزیک، اسپانیا، یمن، عمان، هند و لبنان نیز حضور داشتند. این جشنواره از یکم فروردین 86 به مدت 18روز در شهر دوحهی قطر برگزار شد . ارزیابی شما از کیفیت برگزاری جشنواره چیست ؟ ـ این جشنواره ششمین سال برگزاریاش را جشن میگرفت و از یک سو در حال کسب تجربه و از سوی دیگر در حال فرهنگسازی در کشور قطر بود، پس نمیتوان توقع زیادی داشت. با این همه بد نبود و امیدوارم در سالهای آینده بهتر شود. در اجراهای گروه "لیمر" چه قطعاتی اجرا شد و استقبال از اجراهای گروه چگونه بود؟ ـ ما در دو بخش کلی سعی در معرفی فرهنگ موسیقی بوشهر داشتیم که میتوان به اجرای سنج و دمام، مراسم عزاداری و موسیقی آن، موسیقی کار در دریا (نیمهها)، موسیقی شادمانه و بزمی، قطعات آوازی چون شروه، جنگنامه خوانی و چاووشی اشاره نمود. در کل، گروه "لیمر" موردتوجه ویژهی مسئولین جشنواره قرار گرفت، به طوری که بیشترین اجرا را گروه ما در قطرداشت و همینطور بیشترین مدت اقامت یعنی 15 روز. از سوی مردم هم نوع کار مورد استقبال قرار گرفت. آیا گروه"لیمر"همانترکیبگروهاعزامیبهفرانسه بود یا تغییراتی در ترکیب گروه انجام شده بود؟ ـ گروه اعزامی به قطر متشکل از 15 هنرمند بود که همگی از بوشهر انتخاب شده بودند، ولی گروه اعزامی به فرانسه از 24 هنرمند تشکیل شده بود که تنها 7 نفر آن از هنرمندان بوشهری بودند. در این سفر من سعی کردم در گروه از جوانان بیشتر استفاده کنم که ضمن کسب تجربه برای خودِ آنها، بتوانیم نیروهایی جوان و در عین حال باتجربه برای برنامههای مهمتر آتی داشته باشیم. فضای فرهنگی در قطر و نیز نحوهی برخورد آنها با گروه را چگونه دیدید؟ ـ فضای مناسبی بود، به شکلی که تمام گروهها میتوانستند با یکدیگر و یا با مردم تعامل فرهنگی خوبی داشته باشند. در خصوص رابطهی قطریها با گروه ایرانی و بر عکس، میتوانم بگویم هیچکدام از طرفین احساس بیگانگی نمیکردند، چرا که مشترکات فرهنگی بسیاری بین بوشهریها و قطریها وجود داشت، به ویژه اینکه بسیاری از قطریها اصالتاً ایرانی هستند. آیا قصد ندارید از آثار گروه "لیمر" آلبومی منتشر کنید؟ ـ اوایل یعنی حدودأ 15 سال پیش این ایده را پیگیری میکردم ولی از آنجایی که نتوانستم خودم را با سلیقهی بازار تطبیق دهم منصرف شدم، البته این اواخر یک DVD در فرانسه منتشر شد که گزیدهای از فستیوال "امه لیله بان" بود که حدود بیست دقیقه از آن متعلق به اجرای گروه لیمر در این فستیوال در سال 2005 میلادی بود . ارزیابی شما از ویژگیهای موسیقی بوشهر و همینطور گروههایی که در این عرصه فعالیت میکنند چیست؟ ـ موسیقی بوشهر دارای ویژگیهای خاصی است که آن را در کشور و حتی جهان شاخص میسازد. به این ویژگیها که باعث شده علیرغم بومی بودن آن، در بین سایر اقوام و ملتها نیز مخاطبان بسیاری پیدا کند و مورد توجه سایر ملل واقع شود اجمالاً میپردازم: بندر بوشهر به دلیل مجاورت آن با دریای آزاد و همچنین به دلیل اینکه از دیرباز به عنوان دروازهی اصلی فلات ایران شناخته میشده از نظر فرهنگی دارای ویژگیهای خاصی است. تجار و ملوانان بوشهری در گذشته به بسیاری از مناطق جهان مسافرت میکردند که در این بین به هند، آفریقا، بعضی کشورهای عربی و یا حتی اروپایی بیشتر رفت وآمدداشتند. این امر یکسویه نبوده و بوشهر نیز میزبان سایر اقوام و ملتهای دور و نزدیک بوده است. ورود بردگان آفریقایی به بوشهر نیز علاوه بر موارد یاد شده همچون مهاجرت اقوام مختلف به بوشهر باعث شده فرهنگ موسیقی بوشهر مجموعهای از فرهنگ ملل مختلف گردد. این موارد به علاوه عدم تعصب قومی که منتج از بافت اجتماعی مردم بوشهر بوده است و از طرفی زیربنای فرهنگ ایرانی موجود در منطقه باعث شد که موسیقی ملل مختلف در این خطه بارنگ و بویی بوشهری در بین مردم این سامان دارای جایگاهی خاص شود. در موسیقی بوشهر ردپای موسیقی مللی یافت میشود که هر کدام به تنهایی فرهنگساز بوده ودر نقطهای از جهان به شکلی وسیع تأثیرگذار بوده است. پس به این نتیجه میرسیم که اغلب اقوام جهان به نوعی گوشهای از تصویر خود را در آیینهی موسیقی بوشهر میبینند و این نکته باعث میشود که موسیقی بوشهر مخاطبی بیش از حد انتظار نسبت به موسیقی سایر اقوام داشته باشد. همچنین از دیگر دلایل جذابیت موسیقی بوشهر برای مخاطبان خارجی میتوان به قدرت تأثیرگذاری ریتم در این موسیقی اشاره کرد، چرا که "ریتم" فصل مشترک موسیقی تمام ملتهاست. اما در خصوص گروههای محلی که به فعالیت میپردازند و هر کدام به نوبهی خود در حفظ و اشاعهی فرهنگ این منطقه تلاش نمودهاند، باید بگویم که تلاش این هنرمندان و این فرزندان بوشهر باعث شده که امروزه در کمتر نقطهای از دنیا صدای نیانبان بوشهری را نشنیده باشند و این جای مباهات است چرا که در سایر نقاط ایران فعالیت گروههای موسیقی به این گستردگی نبوده است . آقای بلادی؛ چرا از سال 76 تاکنون همراه با گروه "لیمر" کنسرتی در بوشهر برگزار نکردهاید؟ ـ من تا سال 77 در بوشهر بودم و تا آن سال با حضور خودِ من امکان اجرا برای گروه موسیقی "لیمر" بیشتر بود، اما با توجه به اقامت من در تهران، این شرایط مهیا نشد. من معتقدم در این زمان، مسئولین و متولیان امور فرهنگی و هنری در بوشهر باید با دعوت از گروههای موسیقی، وضعیت موجود را از "تک صدایی" خارج کنند و گروههای مختلف را با تفکرات متفاوت موسیقیایی به اجرای موسیقی در بوشهر ترغیب کنند. این امر باعث میشود در مجموع یک هارمونی خاصی به وجود آید و از این تنوع، ایدههایی جدید در ذهن هنرجویان جوان در عرصهی موسیقی بوشهر شکل گیرد که حاصل آن "تحول" و "نوآوری"ست. در عرصهی موسیقی بوشهر، تفاوتهایی در شیوهی اجرا و نوع نگرشگروههای موسیقیشاهدهستیم و تمامی اینگروهها، نوعموسیقیای را که اجرا میکنند، "موسیقی بوشهر" مینامند. با توجه به تعریف و ویژگیهای موسیقی بوشهر، ارزیابی شما در این راستا چیست؟ ـ در این خصوص، باید بر این واقعیت تأکید کرد که موسیقی بوشهر در بخش صحنهای، دوران "گذار" را طی میکند که البته جدا از شخصیت این موسیقی نیست. شخصیت موسیقی بوشهر در تمام ابعادش، با سهل انگاری در تأثیر پذیری و تغییر و تحول عجین است اما در سه دههی اخیر، در بخش موسیقی صحنهای، روند جدیتر و تا حدودی علمیتر را شاهد بودهایم، به ویژه بعد از سال 69 با شکلگیری گروه " فایز" به سرپرستی آقای سعید شنبهزاده، نگرش به موسیقی بوشهر با حضور بعضی از هنرمندان که موسیقی را به شکل علمی دنبال میکردند، شکل جدیتری یافت. مباحثی چون: ترکیب سازی، ریتم در موسیقی و گزینش ملودیها مباحثی بود که مورد توجه ویژهی هنرمندان و سرپرستان گروههای موسیقی بوشهر قرار گرفت. تفاوت نگرش در مباحث فوق، لاجرم به تفاوتهایی در شیوهی اجرا منجر میشود و در نتیجه روایتی متفاوت از موسیقی بوشهر را در پی دارد. برخی از مسئولان و حتی متولیان فرهنگ و هنر، نگاه مثبت و خوشایندی نسبت به موسیقی بوشهر و به ویژه ساز "نیانبان" ندارند. عامل شکلگیری این دیدگاه چیست و چه پیشنهادی برای تصحیح این نگرش دارید؟ ـ این مورد، بیربط با دوران گذار موسیقی بوشهر نیست، همان طور که میدانید نیانبان را تا پیش از انقلاب تنها در مراسم عروسی مینواختند و نوازندگان منزلتی در جامعه نداشتند، نوازندگانش را با واژگانی چون مطرب، کولی و نظیر آن میشناختند. حتی کسی از ترس آبرویش جرأت یادگیری آن را نداشت. پس از انقلاب، نوازندگان این ساز خانه نشین شدند و کم کم نوازندگان خوزستانی جای آنها را گرفتند. پس از این دوره، کم کم دوران منزلت یابی این ساز و نوازندگان این ساز آغاز شد. ادارهی ارشاد بوشهر در دورهی مدیریت آقای "عبدالعزیز بلادی" در این مسیر، با رسمیت بخشیدن به گروه موسیقی بوشهر که زیر نظر ارشاد فعالیت میکرد در شخصیت دادن به این ساز مؤثر بود و همین طور شاید همنوایی ساز مقدس دمام با نیانبان در راستای همین سیاست بود. آرام آرام با حضور جوانان متعهد و تحصیل کرده، جایگاه این ساز و نوازندهاش متحول شد. واژهی "استاد" و نوع خطابهایی که در خور این ساز و نوازندهاش بود، جایگزین خطابهای کم مایهی قبلی شد و امروز به نظر من برای تثبیت این جایگاه و باور عمومی نسبت به شخصیت والای موسیقی بوشهر، افراد متولی این امر باید حرمت این موسیقی و ساز نیانبان را حفظ کنند و باید بدانند که رفتار اجتماعیشان زیرنظر ریز بین مردم است. پس باید بپذیرند که در این مرحلهی گذار، مسئولیت خطیری متوجه مجریان این موسیقیست تا عامهی مردم و به تبع آن مسئولین به جایگاه والای این موسیقی ایمان بیاورند. از برنامههای آیندهی گروه "لیمر" بگویید. ـ کارهای بزرگ فرهنگی احتیاج به سرمایهگذاری مادی و معنوی مؤسسات مسؤول دارد که متأسفانه در ایران قدر این گوهر گرانقدر را کمتر میدانند. ولی ما با تمام محدودیتها دست از تلاش برای خدمت به فرهنگ شهرمان بر نمیداریم. برای آینده هم برنامههایی داریم که در حال حاضر قطعی نشده مثل حضور در فستیوالهایی در کشورهای سوریه، آلمان و فرانسه. کلام آخر؟ ـ آرزو میکنم فرصتی پیش آید تا گروه موسیقی "لیمر" بار دیگر بتواند در حضور مردم بوشهر، کنسرتهایی را اجرا کند تا ما بتوانیم از نظرات سازندهی مردم بزرگ بوشهر که همانا استادان اصلی ما و داوران اصلی این موسیقیاند استفاده نماییم. تشکر میکنم از هفتهنامهی نصیر بوشهر که این فرصت را به من داد تا بتوانم از این طریق با مردم خوب بوشهر ارتباط برقرار نمایم و همینطور اجازه میخواهم " وب سایت" گروه موسیقی "لیمر" را معرفی کنم تا از این طریق بیشتر بتوانیم با علاقهمندان به این نوع موسیقی در تماس باشیم: www.leymer.com |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
گفت و گو با "محمد رضا بلادی "