![]() |
||||
|
|
||||
|
بهتر از هیچ است!بهتر از هیچ است!
1ـ بالاخره بعد از مدتها، در نبود نان بیارِ خانه مجبور شدم به نانوایی بروم، نانهای کف دستی، یک در میان خمیر و سوخته، صدای مشتریها درآمده بود، یکی از آنها به من گفت: بنویس! گفتم: چه فایده؟ گفت: بهتر از هیچ است! 2- هفتهنامهای را میخوانم، نوشته است: حمید مؤذنی روزنامهنگار کاندیدای مجلس هشتم از حوزهی بوشهر! میخندم، بغل دستیم میگوید: به چه میخندی؟ میگویم به این! نگاه میکند و میگوید: دو مطبوعاتی دیگر هشت سال رفتند چه شد؟ میگویم: باز هم خوب است! میپرسد: چرا؟ میگویم: بهتر از هیچ است! 3- گفت: خانهی مطبوعات بوشهر چه میکند؟ گفتم: به امور مطبوعات، خبرنگاران، اهل قلم و ... میرسد، جایی برای دفاع اگر لازم باشد، هماهنگیهای لازم در رابطه با حل بعضی بینظمیها، گفت: همین؟ گفتم: میخواستی چه باشد؟ گفت: خودتان راضی هستید؟ گفتم: بهتر از هیچ است! 4- گفت: اگر بخواهی در آغاز سال جدید روی یک کار پسندیده و «حمیده» انگشت بگذاری، آن کار کدام است؟ گفتم: کاری که شورای جدید شهرمان در انتخاب شهردار کرد! گفت: راضی هستی؟ گفتم: بهتر از هیچ است! 5- گفت: ورزش فوتبال بوشهر مریض است؟ گفتم: خودش نه! گفت: پس چرا اینهمه بیدر و پیکر است؟ گفتم: بافتش به بازار ویران آهنگرها رفته است. گفت: به آن امیدی هست؟ گفتم: بهتر از هیچ است! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه