Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

بهتر از هیچ است!

بهتر از هیچ است!
1ـ بالاخره بعد از مدت‌ها، در نبود نان بیارِ خانه مجبور شدم به نانوایی بروم، نان‌های کف دستی، یک در میان خمیر و سوخته، صدای مشتری‌ها درآمده بود، یکی از آن‌ها به من گفت: بنویس! گفتم: چه فایده؟ گفت: بهتر از هیچ است!
2- هفته‌نامه‌ای را می‌خوانم، نوشته است: حمید مؤذنی روزنامه‌نگار کاندیدای مجلس هشتم از حوزه‌ی بوشهر! می‌خندم، بغل دستیم می‌گوید: به چه می‌خندی؟ می‌گویم به این! نگاه می‌کند و می‌گوید: دو مطبوعاتی دیگر هشت سال رفتند چه شد؟ می‌گویم: باز هم خوب است! می‌پرسد: چرا؟ می‌گویم: بهتر از هیچ است!
3- گفت: خانه‌ی مطبوعات بوشهر چه می‌کند؟ گفتم: به امور مطبوعات، خبرنگاران، اهل قلم و ... می‌رسد، جایی برای دفاع اگر لازم باشد، هماهنگی‌های لازم در رابطه‌ با حل بعضی بی‌نظمی‌ها، گفت: همین؟ گفتم: می‌‌خواستی چه باشد؟ گفت: خودتان راضی هستید؟ گفتم: بهتر از هیچ است!
4- گفت: اگر بخواهی در آغاز سال جدید روی یک کار پسندیده و «حمیده» انگشت‌ بگذاری، آن کار کدام است؟ گفتم: کاری که شورای جدید شهرمان در انتخاب شهردار کرد! گفت: راضی هستی؟ گفتم: بهتر از هیچ است!
5- گفت: ورزش فوتبال بوشهر مریض است؟ گفتم: خودش نه! گفت: پس چرا این‌همه بی‌در و پیکر است؟ گفتم: بافتش به بازار ویران آهنگر‌ها رفته است. گفت: به آن امیدی هست؟ گفتم: بهتر از هیچ است!