![]() |
||||
|
|
||||
|
سخنی با منتقدین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران این همه کتاب برای انسانهای ناراضیاز طرف گروهی کثیر از مدیران دبیرستانهای بوشهر
سخنی با منتقدین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران این همه کتاب برای انسانهای ناراضی عضو فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران مقدمهی سخن برای پنجمین بار است که به نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران میروم و بعید میدانم اگر نفسی باشد از شوق رفتنم به این دنیای کتاب کاسته شود. نمایشگاه بینالمللی کتاب هر ساله با تمامی نقاط قوت و ضعف خود برگزار میشود، به گونه ای که به زعم بعضی ها این نمایشگاه به عنوان نمادی از جنبش فرهنگی ایرانیان شناخته می شود و برای آبروی فرهنگی مملکت هم که شده نمی توان دیگر آن را نادیده گرفت. بیستمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران با وجود انتقادهایی که در خود داشت بالاخره تمام شد و باز ما ماندیم و انتظاری دوباره . نوشتهی پیش روسخنی است با انسانهایی که میخواهند کتاب بخوانند ولی نمایشگاه امسال به ظاهر آنها را ملول کرده و گویا انتقال نمایشگاه به مصلا شوق و انگیزه را از آنها ستانده و از این فرصت استفادهای نبردند. پاسخی است به عزیزانی که گویا کمترین بهانه، آنها را از خرید کتاب منع میکند. اما در مورد نمایشگاه امسال مصلای تهران در منطقه ۷ و در مرکز پایتخت قرار دارد و برای بازدید کنندگان مکان مناسب و در دسترس محسوب می شود. در سالهای گذشته بازدید از تمامی غرفههای نمایشگاه کتاب، زمان بسیاری میطلبید چرا که سالنهای نمایشگاه بین المللی تمرکز لازم را نداشت. در بیستمین دوره نمایشگاه کتاب بازدیدکنندگان با کمترین دغدغه به بازدید غرفههای مورد نظر میپرداختند، مثلاً من که به انتشاراتی مانند ققنوس، طرح نو، امیرکبیر، صراط و ثالث علاقهمند بودم همه را در یک سالن یافتم. این در حالی است که در سالهای گذشته هر کدام از این انتشاراتیها در سالنی مجزا که هر کدام دهها متر با یکدیگر فاصله داشت، قرار گرفته بود . در نمایشگاه امسال، غرفههای مورد نظرِ هر بازدید کننده به راحتی پیدا میشد، چرا که تمرکز غرفهها در نمایشگاه کتاب این اجازه را به مخاطبان میداد تا با رضایت خاطر بیشتری از نمایشگاه بازدید کنند و در پایان یک دوره بازدید بتوانند همهی کتاب های درخواستی خود را خریداری کنند. از نظر من اصلیترین نقطه ضعف نمایشگاه بیستم، اطلاعرسانی آن بود به طوری که حتی شاهد بودم برخی از افراد که وظیفهی اطلاعرسانی را برعهده داشتند، نمیدانستند چه غرفههایی در نمایشگاه وجود دارد. و نقطه ضعف دیگر، بیروح بودن فضای نمایشگاه بود که بازدید کننده را خسته میکرد. بعضیها این نمایشگاه را اسفبار، چهارشنبه بازار و شنبه بازار، با سقفهای برزنتی و یا آتش گرفته، نمایشگاهی با تپهی بزرگ زبالههای رنگارنگ و دم کرده و معابر مملو از زباله لقب میدهند. غذای نمایشگاه را از لحاظ کیفیت شبیه به جیرههای اردوگاهی و به لحاظ نحوهی خرید و صفوف آن بسیار شبیه به صفوف دریافت نذورات هیأتها تشبیه کردهاند، ولی من هنوز نمیدانم که منتقدان اینچنینی در نمایشگاه کتاب به دنبال چه چیزهایی هستند، در حالی که باور کنید هر کتابی که در جای دیگر یافت میشود در این نمایشگاه هم میتوانستی بیابی. بالاخره آن طور که رییس بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران گفته است در صورت پذیرش هیأت امنای مصلای تهران و تکمیل ساخت رواقهای شرقی و غربی آن، سال آینده نیز نمایشگاه بینالمللی کتاب در مصلا برگزار میشود و من و تو اگر واقعا اهل مطالعه و خواندن کتابیم باید این فضا را تحمل کنیم و کتابمان را خرید کنیم. اصل سخن: من میپذیرم سقف نمایشگاه چکه میکرد، غرفهها کوچک بود و جای استراحت کم، ولی ناشران همه آمده بودند. اگر تصمیم 320 ناشر مبنی بر عدم شرکت در نمایشگاه عملی شده بود حرف منتقدان درست بود ولی بالاخره همه آمدند و کتابهایشان هم همراهشان بود. جای من و تو خالی بود که به استقبال واقعی کتاب بشتابیم، آن را بخوانیم و اندیشهای نو دراندازیم. اندیشهای که اصلاحات به خاطر فقدان آن از نفس افتاد. اندیشهای که خلاء آن ناآگاهی را افزون کرده است و چون ناآگاهیم برما جفا میشود. باید به همشهریهای بوشهریام بگویم آیا صدمین نمایشگاه بزرگ کتاب استانی با عنوان خلیج فارس که در مصلای بزرگ بوشهر افتتاح شد یادتان هست؟ آن نمایشگاه در فضایی به وسعت 3 هزار متر مربع با 300 هزار عنوان کتاب و نشریه برپا شد و کتابها را با 40 درصد تخفیف به فروش میرساندند، اما باور کنید در رفتارهای ما تغییر قابل توجهی مشاهده نشد. نه از خریدهای آن چنانی خبری بود و نه رضایتی. مشکل جای دیگری است. مگر نه این است که در 9 شهرستان استان بوشهر 46 کتابخانه عمومی وجود دارد که انواع کتابها در آن یافت میشود. کتابهای موجود در کتابخانههای عمومی استان، حدود 280 هزار عنوان اعلام شده است، اما استقبال روزانه ازکتابخانههای استان شاید به اندازهی انگشتان دست نباشد. نگارنده چون خود 2 سال کتابدار کتابخانهی یکی از شهرستانهای استان بوده است این مسئله را با صراحت بیان میکند. تقریباً 98 درصد کتابخانههای عمومی استان بوشهر کتابخانههای مجهز، دارای دستگاه کامپیوتر، چاپگر و نرم افزار کتابداری، نمایه و سالنهای مطالعه هستند ولی ببینید چند نفر در کتابخانهها پرسه میزنند و کتابی میخوانند ؟ برای ندانستن بهانه نیاز نیست، همینطور که برای دانستن. در عصری زندگی میکنیم که عدم استقبال از خواندن و فهمیدن هیچ توجیهی را نمیپذیرد . در زمانهای نفس میزنیم که اگر تنبلی، سیاسی بازی و یا هر دلیل دیگر مانع رسیدن به دانایی در ما شود، کودکی غربی و حتی عربی در کنج چهاردیواریاش با فشار کلیدی در دنیای اینترنت سهم خود را از دانایی گرفته است. در این مورد به اندازهی کافی از قافله عقب افتاده ایم . در حالی که بشریت در جای جای این کرهی خاکی، نیازهای ثانوی خود را برنامهریزی میکند، شهروند تهرانی دو ساعت در ترافیکی است که از سپیده دم آغاز شده است برای رسیدن به لقمهای نان. ومن و شهروند جنوبی در گرمای 50 درجه بیکار و عصبی دندان را برای فارسیها تیز کردهایم، گویی مسبب تمام مصیبتهای ما آنها هستند. آری؛ این را میگویم تا به این نتیجه برسم که دانستن و ندانستن، جماعت ایرانی را به چه حال و روزی انداخته است و بعد همین جماعت تقصیر ندانستنهایش را به گردن نمایشگاه کتاب میاندازد. از نظر من دیگر استبداد نیز نمی تواند مانع دانایی شود. دیگر اگر اختناق "صدام حسین" و جمود فکری "ملا عمر" هم حاکم باشد شهروندی که دانایی را بخواهد برندهی میدان است و انسانی که به دنبال بهانه است بازندهی اصلی. سقف نمایشگاه کتاب تهران چکه میکرد، غرفهها شلوغ بود، بن خرید کتاب گیر نمیآمد و جایی برای نشستن پیدا نمیشد ولی همه چیز عادی بود. کتابهای عبدالکریم سروش ،گنجی، شریعتی و شاگردان مصباح سر جایشان بود و ناشران همه آمادهی فروش. آنچه که عادی نبود رفتارناکوک ما آدمهای همیشه ناراضی از دیگران بود. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه