|
سخنی با منتقدین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران این همه کتاب برای انسانهای ناراضی
عضو فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران
مقدمهی سخن
برای پنجمین بار است که به نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران میروم و بعید میدانم اگر نفسی باشد از شوق رفتنم به این دنیای کتاب کاسته شود.
نمایشگاه بینالمللی کتاب هر ساله با تمامی نقاط قوت و ضعف خود برگزار میشود، به گونه ای که به زعم بعضی ها این نمایشگاه به عنوان نمادی از جنبش فرهنگی ایرانیان شناخته می شود و برای آبروی فرهنگی مملکت هم که شده نمی توان دیگر آن را نادیده گرفت.
بیستمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران با وجود انتقادهایی که در خود داشت بالاخره تمام شد و باز ما ماندیم و انتظاری دوباره .
نوشتهی پیش روسخنی است با انسانهایی که میخواهند کتاب بخوانند ولی نمایشگاه امسال به ظاهر آنها را ملول کرده و گویا انتقال نمایشگاه به مصلا شوق و انگیزه را از آنها ستانده و از این فرصت استفادهای نبردند.
پاسخی است به عزیزانی که گویا کمترین بهانه، آنها را از خرید کتاب منع میکند.
اما در مورد نمایشگاه امسال
مصلای تهران در منطقه ۷ و در مرکز پایتخت قرار دارد و برای بازدید کنندگان مکان مناسب و در دسترس محسوب می شود.
در سالهای گذشته بازدید از تمامی غرفههای نمایشگاه کتاب، زمان بسیاری میطلبید چرا که سالنهای نمایشگاه بین المللی تمرکز لازم را نداشت. در بیستمین دوره نمایشگاه کتاب بازدیدکنندگان با کمترین دغدغه به بازدید غرفههای مورد نظر میپرداختند، مثلاً من که به انتشاراتی مانند ققنوس، طرح نو، امیرکبیر، صراط و ثالث علاقهمند بودم همه را در یک سالن یافتم. این در حالی است که در سالهای گذشته هر کدام از این انتشاراتیها در سالنی مجزا که هر کدام دهها متر با یکدیگر فاصله داشت، قرار گرفته بود .  
1 - بالاخره بعد از مدتها، در نبود نان بیارِ خانه مجبور شدم به نانوایی بروم، نانهای کف دستی، یک در میان خمیر و سوخته، صدای مشتریها درآمده بود، یکی از آنها به من گفت: بنویس! گفتم: چه فایده؟ گفت: بهتر از هیچ است!
2- هفتهنامهای را میخوانم، نوشته است: حمید مؤذنی روزنامهنگار کاندیدای مجلس هشتم از حوزهی بوشهر! میخندم، بغل دستیم میگوید: به چه میخندی؟ میگویم به این! نگاه میکند و میگوید: دو مطبوعاتی دیگر هشت سال رفتند چه شد؟ میگویم: باز هم خوب است! میپرسد: چرا؟ میگویم: بهتر از هیچ است! 
توهین و اهانت به استاندار توسط یکی از فرمانداران ـ
سفر دو تن از شورای مرکزی حزب اعتماد ملی بوشهر ـ
تغییر مدیر شهرکهای صنعتی ـ
مدیر کل جدید بازرگانی استان بوشهر ـ
کاندیداتوری مدیر سابق وزارت کشاورزی ـ
معاون جدید بودجه و اداری و مالی استاندار ـ
سخنگویی استانداری ـ  
در هر جامعهای غالباً اتفاقات جالب توجهی رخ میدهد که ظاهراً بسیار ساده است ولی از نگاه تیزبین فرهیختگان این پدیدهی ظاهراً کوچک میتواند منشأ اثرات بزرگی در جامعه باشد. یکی از این پدیدهها کاندیدا شدن زنی است از سرزمین دشتستان به نام سهیلا محمدخانیست که مصاحبهی صمیمانهی زیر بیانگر افکار و آراء وی در زمینههای مختلف است.
لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟
ـ به نام خدا و با سلام. زنی خانواده دوست و در عین حال اهل فعالیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستم که بدون محافظه کاری نظریات خودم را ابراز میدارم بدون این که نسبت به نظریات خویش تعصب داشته باشم. بسیار اهل رایزنی هستم و به عقاید دیگران احترام میگذارم.
آیا تاکنونی ناچار به سازش با دیگران علیرغم میل باطنی خود شدهاید؟
ـ خیر، اصولاً اهل سازش نیستم به خصوص اگر پای حقالناس در میان باشد.
خانم محمدخانی، اصولاً بعضی از کارها طبیعت مردانه دارد و یا لااقل در کشور ما چنین است به خصوص در منطقهی دشتستان، و پست شهرداری یکی از آن شغلهاست. چگونه به این تصمیمگیری رسیدید؟  
وقتی کُت قشنگی که میخواست عملیات استشهادی علیه آمریکا انجام بده حالا دلش برای رابطه با آمریکا میلرزه و پای طرح "پیشنهاد تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و امریکا"رو امضاء میکنه!
وقتی که کُت قشنگ یه نشریه رو تبدیل به فحشنامه می کنه!!!
وقتی که رفیق جون جونیِ کُت قشنگ (ج پ) با آقای فرهنگ و مو قشنگ درگیر می شه! (نزدیک بود کار به جاهای باریک هم کشیده بشه!!!)
وقتی که همین آقا (ج پ) که ناسلامتی یه کارهای هم هست زنگ میزنه به خبرنگار و فحش میده (فحشِ بد بد!!!)  
پرویز قوسی" نامی آشنا برای مردان دریاست. او از کودکی تاکنون با موجهای خروشان دریا دست و پنجه نرم میکند. وی متولد سال 1340 در بوشهر، فرزند علی، دارای مدرک ناوبریست و همچنین فارغالتحصیل دانشکدهی فرماندهی و ستاد میباشد. وی به مدت 96 ماه و یا به تعبیری 2880 روز افتخار حضور در صحنههای دفاع مقدس را داشته و در عملیاتهای زمینی و دریایی حضور مستمر و مؤثر داشته است. آن چه میخوانید بخشی از خاطرات ایشان در ایام دوران دفاع مقدس میباشد که به رشتهی تحریر درآمده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی
با عرض ادب و سلام به ساحت مقدس بقیه ا... الاعظم ارواحنا لمقدم الفداه و با سلام و درود به روح بلند و ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و شهدای عزیز، ستارگان آسمان ایثار و اخلاق و شهادت و با آرزوی توفیق و تندرستی و سربلندی برای فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت ا... خامنهای.
دوست عزیز و ارجمندی که خود نشانههای دوران دفاع مقدس را همیشه به همراه دارد و شبهای قدر شلمچه را در کربلای پنج نیز درک کرده از من خواست تا در آستانهی سالروز آزاد سازی خرمشهر قدری در خصوص جنگ چیزی بگویم و بنویسم. هر چه در مقابل این درخواست مقاومت کردم تا بلکه از انجام این تکلیف معاف شوم نتیجهای نبخشید.
گفتم هر روز جنگ خود فصلی بلند از خاطرات و رویدادهای رشادتهای مردان و زنان ایران است. چگونه بگویم که بر فرزندان خمینی کبیر چه گذشت؛ تا نام خرمشهر را میشنوم شهید "مجید مرادزاده" را به یاد میآورم.  
1ـ بالاخره بعد از مدتها، در نبود نان بیارِ خانه مجبور شدم به نانوایی بروم، نانهای کف دستی، یک در میان خمیر و سوخته، صدای مشتریها درآمده بود، یکی از آنها به من گفت: بنویس! گفتم: چه فایده؟ گفت: بهتر از هیچ است!
2- هفتهنامهای را میخوانم، نوشته است: حمید مؤذنی روزنامهنگار کاندیدای مجلس هشتم از حوزهی بوشهر! میخندم، بغل دستیم میگوید: به چه میخندی؟ میگویم به این! نگاه میکند و میگوید: دو مطبوعاتی دیگر هشت سال رفتند چه شد؟ میگویم: باز هم خوب است! میپرسد: چرا؟ میگویم: بهتر از هیچ است!  
انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت یا افتراء یا فحش و الفاظ رکیک یا نسبتهای توهینآمیز و نظائر آن نسبت به اشخاص ممنوع است، مدیر مسئول جهت مجازات به محاکم قضایی معرفی میگردد و تعقیب جرائم مذکور موکول به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت استراد شکایت، تعقیب در هر مرحلهای که باشد متوقف خواهد شد.
ماده30 قانون مطبوعات / فصل ششم: جرائم ردم آزادهی خطهی دلاورخیز دشتستان بزرگ ا درود
به اطلاع شما نیک مردان و بهین بانوان بزرگ دشتستانی میرسانم: در شماره 156 هفتهنامهی "دریای جنوب"، متنی سخیف از سوی فردی موسوم به ”بدیعه دشتی“ حاوی افترا و اهانت به سردار کبیر مبارزات ضد استعماری جنوب "شهید میرزا محمد خان غضنفرالسلطنه برازجانی" به چاپ رسیده که ضمن اعلام پیگیری روند قضایی از سوی خود و سایر بازماندگان این شهید بزرگوار و تنظیم شکواییه علیه نصرا... شفیعی (مدیر مسئول دریای جنوب) و بدیعه دشتی (نگارندهی اهانتنامه)، شما مردم  
دوست دارم بدانم چگونه ملتی هستیم؟ چه آرزوهایی داریم؟ آرمانمان چیست؟ به چه میخواهیم برسیم؟ چه تفکری را دوست داریم؟ آیا واقعاً با خود صادقیم که بخواهیم با دیگران هم با صداقت رفتار کنیم؟ چه چیزهایی را منافع خود میشماریم؟ چه چیزهایی را به نفع جامعه میدانیم؟ برایمان جامعه مهمتر است یا خودمان؟ شهر مهمتر است یا قبیلهمان؟ برایمان حال مهمتر است یا آینده؟ با تعقل به مسائل مینگریم یا با احساس؟ واقعبین هستیم یا آرمانگرا؟ اصولگرا هستیم یا رفرمیسم؟ پیشرفت گرا هستیم یا پایدارگرا؟ دنیایی فکر میکنیم یا ماورائی؟  
• بخش دوم
در رویکرد نوین، نگرش در بخش کشاورزی نیروی انسانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
نیروی انسانی از طریق تولید فکر، وسیله، تصمیمسازی و پیشبرد هدف همواره نقش مهمی را در جهتگیری سیاستهای تبیین شده در بخشهای مختلف دارد. کشاورزی در جهان امروز نیروی انسانی را از عمل به فکر سوق داده است و امروزه تلاش در جهت کاهش نقش ابزاری انسان در امر تولید از طریق طراحی و ساخت ابزارهای مدرن کشاورزی است که جایگزین نقش انسان شده و راندمان تولید را به نحو بسیار واضحی افزایش میدهد. اما نیروی انسانی که عمدتاً کشاورزان هر منطقه را تشکیل میدهند در عین حال پایه و اساس تولید میباشند. بررسیها نشان داده که نقش و حضور و یا به عبارتی همکاری آگاهانه این قشر تولید کنندهی محصول با بخش مهندسی یا تولید کنندهی علم در شکوفایی و پیشبرد کشاورزی و باغداری در آن محل نقش بسیار مهم و حیاتی ایفا میکند.
به عبارتی پیوند میان روشهای سنتی با متدهای علمی و یا گاهی جایگزینی کامل برخی روشهای سنتی در امر تولیدات کشاورزی با روشهای نوین از مهمترین دغدغههای مسئولین در امر تصمیمسازی است. استان بوشهر از دیرباز به جهت موقعیت خاص فرهنگی و فکری خود پیوندی عمیق با آداب و رسوم و سنن به میراث رسیده از گذشته دارد و این امر بر علقهها و دلبستگیهای این مردم  
یادداشتی بر کتاب "بیرون پریدن از صف"
(مجموعه گفتوگوها ـ نقد و نظرها و مقالههای علی باباچاهی)
به کوشش مازیار نیستانی ـ مؤسسهی فرهنگی هنری مفرغ نگار ـ 1385
این روزها بر پیشخوان کتابفروشیها نام و تصویر" علیبابا چاهی" را روی جلد کتابی میبینیم تحت عنوان "بیرون پریدن از صف" که بر گرفته از جملهای از "کافکا"ست: "نوشتن، بیرون پریدن از صف مردگان است". اما این عنوان شاید بیش از آن که سخن معروف کافکا را مد نظر داشته باشد، ناظر بر خروج از صف(نظم، ترتیب و قرار داد) باشد؛ موردی که باباچاهی به آن متهم بوده و خود از جمله در سطور همین مجموعه به ارتکاب این جرم اقرار داشته و اعتراف کرده است: "تأکید من بر متفاوت نویسی شاید با عصیان فردی من بیارتباط نباشد؛ و عصیان معمولاً علیه نظم مستقری صورت میگیرد که عامل خود کامگیست. فرا رَوی من از جنبههای اتوماتیزه شدهی شعر غیر نیمایی (و نیمایی) بر مبنای نوعی متفاوت نویسی صورت میگیرد. البته اعتراض و عصیان هم در انحصار هیچ مؤلف مرده یا زندهای نیست".  
در سکوت مرگبار بعدازظهر، روی صندلیاش پشت میزکامپیوتر ولو شده بود. تنها چیزی که گهگاه سکوت را میشکست، صداهای منحوس گوشی همراه و تلفن دفتر کارش بود که به سان هشر به جانش میافتاد.
تیترهای روزنامهی پیش رویش را با دلزدگی از نگاه گذراند: «70 درصد دستمزد اقشار کمدرآمد صرف مسکن میشود... مدل موی غربی، کراوات و پاپیون ممنوع شد... افزایش 13 درصدی جمعیت زیر خط فقر... افراد مزد بگیر در امر به معروف موفق نخواهند شد... طرح امنیت اخلاقی مقطعی نیست... احمدینژاد از شعارهایش فاصله گرفته است... یک بانک خصوصی عامل گرانی مسکن... سولانا: ایران، آمادهی مذاکره با آمریکاست...»*
•
ـ باید قید مسکن را هم بزنم. پس آیندهام چه میشود؟ من هم یک موجود زنده هستم  
آنچنان که پیش از این رفت، مملکت را فوریتی پیش آمده بود تا سران و سروران به استراحتگاهی در جوار دربار دست
یازند و به شست وشوی خویش بپردازند. نقل است از آن روزگار که شهی اندر ولایتی بینصیب نمانده بود از آن نعمت که از برکت انگشتان دلاکان سری به آستان فراغ بالی نساید و خویش را از برکت حاضر بهرهمند ننماید.
شاعران که در جای جای ولایات در اطراف و اکناف پارس، رونق دیرین خویش را از کف داده میدیدند، به تلخ کامی این چنین میسرودند:
کاش در سرزمینمان بودی / جای یک دانه چند سیصدوند
بعد جای ولنجک و دربند / همه میآمدند سیصدوند
آوردهاند که شهرت این پدیده به گوش اجانب رسیده و چندی از همسایگان نیز به چشم خود دیده آنچه را که از این و آن شنیده بودند و چنان حسرتی به آنان دست داده بود که شب را به رؤیای سیصدوند دیده بر هم نمینهادند و روز را به خواب و خیال خوشش پلک از هم نمیگشادند.  
گوشهای از صفحهی هوای تازهی "نصیر" با ستون خجسته بادِ میلاد شاعران، نویسندگان و هنرمندان هم اقلیمی مواجه شدیم تا سطری کوچک، اتفاقی بسیار
بزرگ را با مبارک بادِ روزِ تولد سر دهد.
باید بگویم ای کاکا برادر صاف و ساده، حکایت ما را هم در این راستا بشنوید که در پست و مقام 25 سال پیش، دریچهی هوای تازهای را مثل شما در ادارهی خود گشودیم تا باب باشد برای ادارات دیگر. به عنوان یک روابط عمومی چنین تفنن تازهای را در آن جا رسم کردیم با یادداشت و فهرست برداری ایام تولد همکاران با هماهنگی مسئول اداره و لوح تقدیر همراه با نکات برجستهی کاری و فعالیت سالانه، لوح و کارت را قبل از آمدن متولد هر ماه، روی میز وی قرار میدادیم تا این که نوبت به یک نفر از منشیهای خاص اداره رسید. با تکریم و احترام لوح و کارت را در جای مخصوص خود قرار دادیم.
اما چشمتان روز بد نبیند طرف با هیاهو آن را به دفتر رییس باز پس داد و مدیر را مورد خطاب قرار داد که: اصلاً به شما چه مربوط که تولد و سن ما را یادآوری مینمایید، آخر مگر من کم آوردهام؟ این مربوط به اعضای خانواده میشود که به یاد سال تولد من باشند. مگر من با این سن و سال احتیاجی به یاد آوری شما داشتم؟!!  
پیش آغاز: "سید محمدرضا بلادی" پژوهشگر و هنرمند ارجمند عرصهی موسیقی بوشهر و سرپرست گروه موسیقی "لیمر" ـ متولد 1351 ـ فعالیتهای تحقیقاتی خود را از سال 1368 در زمینهی موسیقی بوشهر آغاز نمود وبا بهرهگیری از نظرات زندهیاد دکتر محمد تقی مسعودیه و همچنین استاد محمدرضا درویشی به بازیافت و ثبت فرمهای مختلف موسیقی بومی بوشهر که بعضاً رو به فراموشی نهاده بود، اقدام کرد. در سال 1375 پروژهی تحقیقاتی مردم شناسی موسیقی بوشهر که از طرف میراث فرهنگی کشور به وی محول شده بود را به اتمام رساند که در حال حاضر این پژوهش پس از بازنگری و تکمیل به همراه CD مراحل انتشار خود را طی میکند. گفتنیست در این پژوهش کلیهی سازهای بومی، فرمهای موسیقی، آواها و نواهای موسیقی بوشهر بررسی، تحلیل، آوانگاری و ثبت شده است. این هنرمند، در کنار پژوهش، در سال 1370 با تشکیل گروه موسیقی بومی بوشهری "لیمر" با استناد به تحقیقات انجام شده و مدد از هنر والای اعضای گروه به معرفی این موسیقی در ایران و جهان پرداخت. شایان ذکر است که این گروه تاکنون علاوه بر اجراهای داخلی حدود 130 اجرا در برخی از کشورهای جهان همچون: ایتالیا، فرانسه، آلمان، سوئیس، بلغارستان، کرواسی، یمن، قطر، مراکش، اسپانیا وکره جنوبی داشته است. گروه موسیقی "لیمر" اخیراً در جشنوارهی فرهنگ دوحه(قطر) حضور یافت و قطعاتی را از موسیقی بوشهر در این جشنواره اجرا کردکه با استقبال رو بهرو شد.
با این هنرمند ارجمند به انگیزهی حضور در جشنوارهی فرهنگ دوحه (قطر) به گفتو گو پرداختیم :  
هر ساله روز 18 می میلادی ـ مطابق با 28 اردیبهشت ـ "روز جهانی موزه" گرامی داشته میشود. "موزه" در سراسر جهان نشانگر هویت و شناسنامهی هر قوم و ملتی است. فرهنگ و تمدن هر جامعه در موزهها تبلور مییابد. در ایران به جای یک روز، یک هفته را به نام "هفته میراث فرهنگی" نامگذاری کردهاند و برخلاف دیگر مناسبتها و بزرگداشتهایی که همه روزه شاهدیم، متأسفانه گویا هفتهی میراث فرهنگی را بها و اعتباری نیست. دلایل این امر چه میتواند باشد؟ موزهها و همه آنچه ما امروزه به نام "میراث فرهنگی" میشناسیم به حاشیه رانده شدهاند. اگر که بدون تعصب در میان اقشار مختلف مردم به کندوکاو بپردازیم، میفهمیم که اکثر مردم معنی میراث فرهنگی را نمیدانند و چنان در زندگی روزمره غرق شدهاند که چیزی به نام "فرهنگ" و آن هم از نوع میراث فرهنگی به گوششان غریب و ناآشنا میآید. نسل جوان که دیگر کاملاً با میراث فرهنگی و تاریخ دیار خود بیگانه شده و فاصله گرفته است. آیا سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به تنهایی میتواند کاری انجام دهد؟ سازمانی که اخیراًً با ادغام سه سازمان به وجود آمده و در حال حاضر بخش "میراث فرهنگی" در این سازمان کاملاً به حاشیه رانده شده و اگر به دقت به میزان اعتبارات و مقایسه آن با دیگر بخشها مثل "گردشگری" بپردازیم میبینیم که حتی در خودِ این سازمان نیز، میراث فرهنگی بخش کوچک و تقریباً بیاهمیتی را تشکیل میدهد. سیاستهای جدید دولت در خصوص اولویت دادن به زیر ساختهای گردشگری و بالا بردن اعتبارات این بخش کاملاً موجه و قابل قبول است ولی بخش میراث فرهنگی متأسفانه در این میان از نظر میزان و اعتبارات بسیار پایین میباشد.  
پیشآغاز: ورزش تکواندو استان بوشهر طی این سالها رشد چشمگیری داشته است. ورزشکاران این رشته در ردههای سنی پایه در سطح کشور همیشه مقامهای قهرمانی به دست آوردهاند. در ردههای سنی خردسالان، نوجوانان و جوانان رشته تکواندو استان در سطح کشور جایگاه بسیار خوبی دارد. از روزی که حاج غلامرضا کشتکار در رأس این ورزش قرار گرفته تکواندو رشد چشمگیری پیدا کرده است. این هفته مهمان بخش ورزشی هفته نامه نصیر جوانی است پر انرژی و خستگیناپذیر. جوانی که اگر بیشتر تلاش کند میتواند در کنار بزرگان تکواندو ایران قرار بگیرد. وی در کودکی علاقهی خاصی به ورزشهای رزمی داشت. به همین دلیل با تشویقهای خانواده، به ورزش تکواندو روی آورد و اینک یکی از تکواندوکاران برتر باشگاه شهید خادم پیر بوشهر میباشد. در ذیل مصاحبه نصیر با این جوان ملی پوش را میخوانید.  
دو سال پیش یک فوتبالیست مازندرانی در خط دفاعی شاهین بوشهر با تعصب خاصی بازی میکرد. وقتی برابر استقلال تهران در جام حذفی پیروز شدند سر ازپا نمیشناخت، ولی اکنون در دیار خود عضو نساجی مازندران میباشد و در فصلی که گذشت با این تیم در رده پنجم گروه خود جا خوش کرد. او برای فصل جدید قصد دارد به یک تیم لیگ برتری بپیوندد. این ورزشکار هنوز مطالباتی از باشگاه شاهین دارد. حرفهای او را در گفتوگو با نصیر میخوانید:
فوتبالیستها همانند کارگران فصلی میمانند. هر فصلی در یک شهر کشور مشغول به بازی هستند. من یکفصلموفق در بوشهر گذراندم. دوسال پیش بود. چهزود گذشت. با مردممهرورز این شهر بندری 
اسدی افزود: این مصوبات در صورتی که پس از ده روز از سوی فرمانداری ایرادی در مصوبه نباشد لازمالجراست.
حمیده ماحوزی یکی دیگر از اعضای شورای اسلامی شهر بوشهر نیز در خصوص تغییر و تحول میدان تره بار گفت: مصوبه شورا در خصوص میدان تره بار موجود و مصوب شده است میدان تره بار به قابل ابراهیمی واگذار شده است. 
معاونت برنامهریزی شرکت سهامی آب گفت: در سال 85 ، 30 عنوان پروژه عمرانی و ملی داشته و مجموعهی اعتبارات استانی و ملی در سال85 نیز 92871 میلیون ریال است.
سید مسعود نصرتی گفت: این شرکت با توجه به عملکرد و نسبت هزینه کرد مبلغ دریافتی از خزانه با بیش از 92 درصد جزء دستگاه برتر استان شناخته شد که در تلاش هستیم که تا پایان سال مالی به 100 درصد برسانیم.
نصرتی گفت: از 30 پروژه در سال 85 ، 22 پروژه با پیشرفت فیزیکی 100درصد به اتمام رسید. 
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: کوچکزاده نماینده مردم تهران: اضافه شدن مدت دوره نمایندگی مخالف قانون اساسی است
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: 83 طرح مخابراتی در استان بوشهر به بهرهبرداری رسید 
شرکت آب منطقهای استان بوشهر نسبت به شنا در رودخانهها و سدهای استان هشدار داد تولید1000مگاواتبرقدرپارسجنوبی 
نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با ایرنا گفت: کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با سیستم عرضه بنزین به صورت سهمیهبندی مخالف است. وی افزود: رانتخواری و وارد کردن فشار بر مردم از جمله پیامدهای منفی اجرای این سیستم به شمار میرود. 
انتخابات به عنوان یک شهروند مطلبی را نوشتم و در یکی از نشریات چاپ شد که در آن مطلب از انتخاب خوب مردم احساس خوشحالی کردم و ترکیب شورا را که عدهای با تجربه هستند برای شهر مناسب دیدم. وقتی نشریات خبر از برکناری یکی از افراد حاضر در شورا که مدیر یکی از ادارات بود دادند ـ و جالب اینکه نشریات از برکناری ایشان گلهمند بودند ـ فوراً ایشان به خاطر این که اعتبارش را حفظ کند وارد عمل شد و طی یک نوشتهی کوتاه اظهار داشت که: خودم استعفاء کردم و بازنشسته بودم! یا اینکه ایشان برای تبلیغات شورا خودش را در قفا به همهی گروهها وصل میکرد. بعد وارد شورا شد و ثمرهی فریبکاری ایشان در انتخاب شهردار مشخص شد. متأسفانه وی به  
در رابطه با انتخاب مدیران نمونهی مدارس در شهرستان بوشهر، ملاک و ضوابط گزینش مدیر نمونهی دبیرستانها چیست که مدیر دبیرستان دخترانه "امکلثوم" در منطقهی بهمنی هر ساله مدیر نمونه شناخته میشود، در حالی که ایشان سابقهی مدیریتی چندانی ندارد، و از طرفی ایشان نه سابقهی تدریس دارد و نه سوابق مدیریت قبلی. در ضمن ایشان چه خلاقیت و نوآوری و ابداعی در امر آموزش و مدیریت انجام داده که مسئولین براساس آن ایشان را این چنین بال و پر دادهاند؟ آیا علت این انتخاب زمینهچینی برای دادن پست مدیریت دبیرستان نمونهی دولتی حدیث به ایشان نیست؟  
وقتی کسی که لیاقت مربی گری یک تیم فوتبال را ندارد به سرپرستی اداره تربیت بدنی شهرستان گناوه منصوب می شود آن می شود که نباید .
آقای یاسره می دانید علت برافروختگی شما چیست؟ شما بیش از ظرفیتتان پست گرفتهاید که در سخنرانیتان اینچنین برافروخته میشوید. لطفا کمی آرامتر. البته به شما حق میدهم، اگر من هم چون شما مقبولیت نداشتم به همین کارها دست میزدم. آقای یاسره این همان دولت مهرورزی است که شما نمایندهی آن هستی؟
جناب آقای یاسره به عنوان یکی از اعضای کابینهی هفتادملیونی دولتت، خواستار اثبات تهمتی هستم که بیپروا بر کسی وارد کردید که تمام جسم و جانش را در راه ورزش این شهر نهاده است. جناب آقای یاسره کسی که مورد اتهام شما قرار گرفته است در صدا و سیمای استان بوشهر و در زمان همین دولت به عنوان کارشناس ورزش صدایش به صورت زنده و به مدت ۳ ساعت در جای جای این استان پخش شده است اما شما که صدای ادعای مسلمانیات تا ثریا می رود لطفاً ثابت کن این اتهام را. خود می دانی که اگر نتوانی این ادعا را ثابت کنی باید جواب دهی، هم در مقابل خدا و هم در مقابل آن کسی که ناجوانمردانه این اتهام را بر او وارد کردهای. آیا از عهدهاش برمیآیی؟ آقای یاسره شما قبلاً هم به معاون تربیتبدنی استان و همچنین آقای کشتکار تهمتهای مشابهی را وارد کردهای و اینخصلت در ذات توست. پس مطمئنم که ترسی از خدا نداری!
آقای یاسره از سر حسادت تهمت به این و آن وارد کردن جز تخریب خودتان هیچ ضرری به کسی وارد نمیکند؛ چون مردم هم شما را خوب می شناسند و هم عبدالعزیز افتخاری را.  
مدیریت به عنوان قلب هر سازمان و نهاد،عنصر تعیین کننده ایدئولوژی و خط مشی حاکم بر آن سازمان است. به جرأت میتوان گفت که مدیریت یکی از پیچیدهترین روابط انسانی در جوامع امروز بشری است. مدیریت به عنوان قلب تپنده هر سیستم میتواند روندی آرام توأم با سکون داشته، میتواند مدیریتی همراه با تحول و ایجاد تغییر باشد.
به فراخور تفکر حاکم بر هر مدیر هر یک از این الگوها اعمال میشود و هر مدیر برای اجرای برنامههایش عملیاتی خاص، به کار میگیرد.
خوشبختانه چند صباحی است مدیریت تحول، بر فضای آموزش و پرورش استان سایه افکنده است. البته به لحاظ اینکه سازمانهای آموزشی به دلیل عمده سروکار داشتن با رشد و تحول انسانها از پویاترین سازمانها محسوب میشوند. تحول و تغییر از خصوصیات بارز عصر کنونی است. و یک مدیریت کارآمد در رأس یک سازمان آموزشی، ناگزیر از پذیرش این تحولات است.  
توضیح: در پی درج مصاحبهی مدیر کل ارشاد سیارهی مریخ با خبرنگار " آنتراکت" در هفتهنامهی "نصیر بوشهر"، جناب مدیر کل که از نحوهی انعکاس مصاحبهاش بسیار عصبی بود، به خبرنگار "آنتراکت" که خواستار مصاحبه با او شده بود، پاسخ داد:
مدیر کل: نه… دیگه با شما مصاحبه نمیکنم!
خبرنگار : آخه چرا؟
مدیر کل: چون که یکی از مصالحِ به کار رفته در جنسِ شما خُرده شیشه است!
خبرنگار: آقای ارشاد! … این کار رو با ما نکن. جانِ هر چی مسئولِ عشقِ میزه بیا مصاحبه کنیم. تمام سیارات منظومهی "خواهر شمسی" چشم امیدشان به این مصاحبه است. ما رو ناامید نکن. ایشالا اگه با ما مصاحبه کنی امیدوارم که در این دنیا بیست تا پست و مقام دیگه هم دشت کنی!
مدیر کل: نه… مصاحبه نمیکنم… اصلاً راه نداره! 
عشق سعدی نَهحدیثیست که پنهان مانَد
داستانیست که در هر سرِ بـازاری هست 
سرزمین مجازی اندیشه
w w w . D a n o u s h . i r
سردبیر: احمد فکر اندیش
E-mail:
Ahmadfekrandish@yahoo.Com

شعر - ابراهیم بردباربه: راهیانِ راهِ رهاییِ خرمشهر  
تقدیم به : مهندس ابراهیم فروزانی
بر اساس شیوههای بعدی ـ که در دهه 1960 مورد پسند واقع شد ـ موقعیت انگلستان در خلیجفارس چنان بود که میتوانست به صورتی بینظیر نقشِ حافظِ صلح را در منطقه ایفا نماید و با اجرای اقداماتی قاطع و سریع ـ و یا با تهدید عملی ساختن آنها ـ از گسترش آشوبهای محلی و درگیر ساختن قدرتهای خارج از حوزه خلیجفارس، جلوگیری نماید.
به هر حال احتمالاً این پرسش مطرح است که این سه انگیزه ـ نفت، ارتباطات و مسائل مهم استراتژیکی ـ این قدر برای انگلستان ارزش و اهمیت داشته که بعد از سال 1947 هم عادتاً در خلیج فارس باقی بماند.
اما چون انگلستان بیش از یک قرن در این آبراه حضور داشته و برای مسؤولیتها و واکنشهای دیرینهاش رقیب و حریفی جدی وجود نداشته، لذا بعد از آن سال هم حضورش را در خلیجفارس استمرار بخشیده است.
روشی که بر اساس آن میبایست از این منافع حفاظت کند و وظائف گوناگونی هم عهدهدار گردد دومین مشکلی بود که انگلستان را نگران و دلواپس ساخته بود.
نفوذ دیپلماتیک موضوعی نبود که بتوان آن را کمرنگ جلوه داد، اما به منظور حفظ وقار و پرستیژ واقعی آن، میبایست از طریق نیروی نظامی و رغبت استفاده از آن مورد پشتیبانی قرار داد. سابقاً هند پایگاه عملیاتی و نیروی نظامی جهت اجرای عملیات در خلیجفارس را تأمین میکرد، اما همان گونه که مبارزاتِ سالِ 1941 عراق نشان داد، پشتیبانیِ نظامی هند همواره کافی نبوده است.
اما بدون استفاده از پایگاه هند، از جای دیگری می بایست از موقعیت انگلستان در خلیجفارس پاسداری کرد. از طرفی آن کشور هرگز پایگاه آلترناتیو مناسب دیگری را هم فراهم نیاورد. رویدادهای سیاسی مصر این موضوع را آشکار ساخت که برای مدتی نامحدود نمیتوان از پایگاه بینظیر کانال سوئز بهرهبرداری کرد و از طرفی چون بعد از سپتامبر 1947، فلسطین بر روی انگلستان بسته شد، آن کشور با بی اشتیاقی و از روی ناچاری به کنیا "KENYA" روی آورد.
سرانجام انگلستان در دهه 1950 پایگاه مصر را از دست داد:
در آغاز، انقلاب مصر به سال 1952 روی داد، آن گاه در سال 4ـ 1953 نیروهای انگلیسی از مصر فراخوانده شدند و دست آخر در سال 1956 جنگ مصیبت بار سوئز به وقوع پیوست. این رویدادها تأثیرات عمدهای بر سیاست انگلیس در منطقه خلیجفارس گذاشت، زیرا نه تنها موجب بسته شدن پایگاه اصلی انگلستان شد، بلکه به دشمنی شماری از کشورهای عربی که بر سرِ راه خطوط ارتباطی انگلستان با شرق ـ هم از طریق دریای سرخ و هم از طریق سوریه ـ قرار داشتند نیز دامن زد  
سایهی مبارک از سرِ ما کم نشود
دلیلِ وحشتِ مار از آدمیزاد  
در کوتاه سخن و قبل از مقدمه بگویم ما را با سیاست کاری نیست که خیلی وقتها پشت سرمان را هم نگاه نمیکنیم. کار ما صرفاً ورزش بوده و در این حوزه مطلب مینویسیم. آن قدیمها که تازه فوتبال در بندر ریگ شکل گرفته بود، برای برگزاری یک دیدار دوستانه با منتخب گناوه یک شرط گذاشتند و آن این که اگر "چک" بازی کند ما بازی نمیکنیم. محمد زمان چک مهاجمی بود که به همراه منصور سلمانپور هیچ دروازهای از دستشان درامان نبود. این جریان را به ذهن بسپارید تا بعد. عطارزاده در جایی به مسئولین ورزش گفته است که از توانمندیهای فلانی در پیشبرد ورزش استان استفاده کنید! کدام توانمندی؟ وقتی که کسی مثل عوضپور در دیلم ورزش آن جا را زیر رو کرد، ساخت سالن، زمین چمن و استادیومی در خور توجه و… چون زیر بار خواستهی غیر قانونی، یعنی نگهداری تیم شاهین در دسته یک نرفت از او خواستید که از آن شهر برود. از توانمندی کسی استفاده کردید که این کاره نبود یعنی او به جای ادامهی کارهای عوضپور قبل از این که پروژهای انجام دهد هزینه کرده بود و به ورزش که نه، بلکه به صید و صیادی پرداخت و صید را بر ورزش و پیشرفت آن ترجیح داد. این توانمندی در ورزش نیست. اگر بندر ریگیها به نبودن تنها یک نفر مثل چک قانع بودند، اما او به عوضپور تنها بسنده نکرد  
سال سال گذشته شهر ما بوشهر مهمان بزرگی از دیار ستارخان داشت، مهمانی که نتوانستیم از وی مهمان نوازی کنیم. وقتی کاروان ورزشی تراکتورسازی تبریز جهت انجام بازیهای لیگ دسته یک، از عسلویه با اتومبیلهای کرایهای به بوشهر آمدند، یک اتومبیل به مقصد نرسید اتومبیلی که یک مدافع ملی پوش سابق درون آن بود. آری، مرحوم رضا حسنزاده با بدنی خونین وارد شهر ما بوشهر شد. این عزیز از دست رفته یازده شبانه روز در بیمارستان فاطمه زهرا (ص) با مرگ دست و پنجه نرم کرد. با این که مسئولین استان بوشهر یک لحظه رهایش نکردند ولی عاقبت در بامداد 25 اردیبهشت سال 1385 به دیار باقی شتافت. اینک یک سال از این حادثهی دلخراش میگذرد، یک سال است که فرزند خردسال مرحوم حسنزاده چهرهی پدر را نمیبیند. یک سال است که خانوادهی مرحوم، محبت مردم بوشهر را فراموش نمیکنند و یک سال است که برادران خطیبی، عباس آقایی، فرهاد کاظمی و فاضل قنبرپور خاطرات بودن کنار رضا حسنزاده را از یاد نبردهاند. هفتهای که گذشت مراسم اولین سال درگذشت این ورزشکار پرتوان و ارجمند در مسجد محمد رسولا… شهر تبریز با مداحی استاد کریم مؤذنزاده برگزار شد. سرویس ورزشی هفتهنامه نصیر بوشهر  
سهملیپوشبوشهریدرکشورهلند - دو شاهینی در تمرین تیم پروین ـ شاهین حق واگذاری ندارد ـ پیروزیایرانجواندربازیبدونتماشاگر  
از این شمارهی هفتهنامه نصیر قصد داریم یک نظرسنجی از عموم علاقهمندان به رشته ورزشی فوتبال انجام دهیم و مدیر عامل دلخواه و مردمی دو باشگاه ایرانجوان و شاهین را انتخاب نماییم، دو باشگاهی که شناسنامهی فوتبال استان بوشهر میباشند، سالهاست در لیگهای کشور تجربه اندوزی میکنند، یا با نذر و نیاز در لیگ میمانند و یا سقوط میکنند. فوتبال ما با این مدیران سنتی به جایی نخواهد رسید. هواداران دلسوز و خستگی ناپذیر از مدیران تکراری خسته شدهاند. باید در این دو باشگاه پر قدمت و مردمی خانه تکانی صورت بگیرد. چند روز پیش وقتی چند هوادار شاهین، طوماری با 2000 هزار امضاء پیشکسوتان و هواداران شاهین را به دفتر هفته نامه نصیر آوردند به این باور رسیدیم که ما میتوانیم با نظر سنجی، دیدگاه پیشکسوتان و هواداران در مورد مدیر عامل دلخواه خود در باشگاههای ایرانجوان و شاهین را بسنجیم. به همین دلیل نظر تعدادی از علاقهمندان و پیشکسوتان رشتهی فوتبال را در مورد مدیر عامل دلخواه شان پرسیدیم که در ذیل میخوانید. شما نیز میتوانید از همین امروز در این نظرسنجی عمومی شرکت نمایید. بخش ورزشی هفته نامه نصیر منتظر نظرات شما علاقهمندان رشته فوتبال میباشد. شماره تلفن نصیربوشهر منتظر تماس شماست: 5559899.  
15ـ رئیس علی دلواری دو ساعت مانده به طلوع آفتاب در شب 5 ـ 6 ماه جاری همراه با حدود 250 نفر، به منظور حمله به بوشهر وارد مسیله گردید. برادر شیخ حسین که فرمانده تفنگچیهای مستقر در مسیله است میخواست مانع از ورود آنها به بوشهر شود اما به دلیل اینکه دریابگی مخصوصاً به او دستور داده که از زد و خورد پرهیز کند، نتوانست در برابر او پایداری کند. لذا او قاصدی نزد برادرش فرستاد و او را از ورود این افراد آگاه ساخت. در این اثنا رئیس علی موفق شد با افرادش رهسپار محله سنگی شوند. او در محله سنگی به سید شهریار ـ که ظاهراً بوشهر را به مقصد دشتی ترک نکرده و در خانهاش پنهان شده است ـ ملحق گردید. لذا تفنگچیهای شیخ حسین به منظور جلوگیری از ورود تنگستانیها به شهر در جاده سنگی موضع گرفتهاند. ضمناً یک قبضه توپ هم در جاده اصلی مستقر گردیده است. 
|