Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر

قسمت صد و شصت و چهارم
بوشهر
7 آوریل 1907
5ـ حکمران در روز اول مارس تلگرافی دریافت کرد دایر بر این که اعلیحضرت پادشاه با کمال مسرت شاهزاده فرمانفرما (حکمران کُل سابق کرمان) را به عنوان وزیر عدلیه منصوب نموده و به او اختیار داده است تا رؤسای عدلیه‌ی مناطق مختلف را در ایالات، انتخاب کند. تجار محلی در روز اول آوریل برای فرمانفرما تبریکی تلگرافی ارسال کردند.
[ 6 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

آنتراکت

آنتراکت
طرح "انجمن دوستی" بین نانواداران ولایت"مسیله‌ی سفلی" و ایالت "تگزاس"
توضیح: اخیراً در نشست مشترک تعدادی از نانواداران ولایت "مسیله سُفلی" و ایالت"تگزاس"، طرح تأسیس انجمن دوستی مطرح شد که در آنتراکتِ این هفته، دیالوگ‌های رؤسای دو اتحادیه‌ی نانواداران را در جهت منوّر کردنِ افکارِ عمومی منتشر می‌کنیم.
رئیس اتحادیه‌ی نانواداران مسیله‌ی سفلی: مِستر ریچی! سلامون علیک، بووا از ای طِرِفا... خوش اومدی. "کاندول" چورن؟… اِدالِن یا نَه؟… جونِ خُم هِمی دیگرو می‌خواسُم پات ارتباط برقرار کُنم و دعوتت کُنم خونه یه قَلیِی مَشتی بِدُمت وُ نونِ محلی! ایسو بیو تا سِر صِدی نی جَلدی دوست بیشیم!
رئیس اتحادیه‌یِ نانواداران تگزاس: هِلو رجب! شوما وِری گودهس! ماکِیلی رویِ شما حساب باز کرد. باید شوما کاری کرد که همه با ما دوست شد و ما هم با همه دوست شد! ما با شوما مبادله‌‌ی تهاتری انجام داد!
ـ دمت گرم مستر! اُما ای "تهاتری" که گفتی یعنی چه؟!
ـ یعنی ما به شوما نانِ "مک دونالد" داد و در عوض از شما نانِ لواش، بَربری و تافتون گرفت. بعد که رابطه کِیلی O.K شد، ما در قزوین یک نانوایی دایر کرد با سرپرستی " قزوینی یانگ" و در عوض شما هم نانواییِ "کاخ سفید" را مدیریت کرد و میس "رایس"، چونه گیر و شاطر از "پنتاگون" برای شما آورد!
ـ نفهمیدُم! یعنی می‌گی مُ بیام سی مُشتی اجنبی متجاوزگر خمیر کُنم؟عامو آزار خوردَن. اُنگاری ای انجمن‌ِ دوستی نمی‌خوا پا بیگیره! تونَم بووا حُرمتت سرجِی خُش، اُما حرفِ ای اجنبی یا جَمبِ مُ نزن!
ـ مستر رجب! پیشنهاد دوستی را شما داد. راه دوستی هم این است که در سفره‌یِ هم نان نهاد، دو قُرصِِ نان ما خورد، یک لقمه هم شوما و این یعنی ما با شوما برابر هست! در ضمن وقتی ما دوست شد دیگر اجنبی کیلوچند؟!
ـ ها ... ایسو درست شُ ! مُ فکر کردم نه یه وَختی دیر از جون ما با اجنبی یا دوست بیشیم و بعدش مُ بخوام سین جیم پس بِدُم. راسش بِخیِ چَن وختِ دیگه انتخاباتن. به هر مصیبتی یِن‌ مُ بویَد باز انتخاب بِشُم. الحمدالله سابقه‌م روشِنِن، تو دنیا هم از مال و مِنال هیچ ندارم غیر یه کُپ‌کپی و یه اتاق اجاره‌ای ... از شما چه پنهون 25 تا دفترچه‌ی قسط دارُم که کمر شکونِن! [می‌زند زیر گریه]
ـ من کِیلی به حال شما غصه خورد. من دکوراژه شد. خواهش کرد دفترچه‌ها را به ما داد تا قسطش را ماه به ماه پرداخت. به هر حال ما چاکرِ شوما هست، اگر ما با شوما دوست شد سه سوت از صندوق بین‌المللی پول، وام بلاعوض گرفت. اما شوما هم متعهد شد که نانواییِ "کاخ سفید" را راه انداخت تا نان ما هم توی روغن رفت. تازه بعد هم ما خواست درباره‌ی تبادلِ "نون خشکی" بین "تگزاس" و "مسیله سفلی" تفاهم نامه امضاء کرد…O.K؟!