Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 

دسته‌گل‌های ورزشی!!

دسته‌گل‌های ورزشی!!
از بس در مورد شاهین و ایرانجوان، از بی‌مدیریتی، از مدیران تحمیلی در ورزش، از کمبودها و نارسایی‌ها، از سهام عجیب و غریب! و از کسانی که این قدر از حق‌شان دفاع کردیم ولی صدایی از آن‌ها بلند نشد نوشتیم که فکر می‌کنم هم
خودم خسته شدم و هم عزیزانی که این ستون را هر هفته دنبال می‌کنند. در ورزش اتفاقات عجیبی هم رخ می‌دهد. شاید ذکر چند تا از این اتفاقات واقعی ـ دسته‌ گل‌های ورزشی که به آب داده شده‌ـ تا اندازه‌ای خستگی این ستون را از تن خوانندگانش به در آورد.
آن قدیم‌ها که تنها سیستم 4-2-4 بر فوتبال حاکم بود، تیم‌ها با چهار مهاجم یعنی دو نوک و دو گوش در زمین آرایش داده می‌شدند. وقتی که دو تیم هنگام شروع مسابقه در زمین مستقر می‌شدند، گوش راست یک تیم مقابل گوش چپ حریف و برعکس در دو طرف خط میانی قرار می‌گرفت. مسابقه‌ای بین تیم‌های بندر ریگ و بندر گناوه در حال آغاز بود. داور سوت شروع بازی را به صدا در آورد. گوش راست گناوه که خواست وارد زمین بندر ریگ شود، گوش چپ آن‌ها به او گفت: وارد زمین ما نشو! یعنی یارگیری مستقیم!
دروازه‌بانی تعریف می‌کرد: تازه دروازه‌بانی را شروع کرده بودم، تیم ما مسابقه‌ی مهمی داشت. گلر اصلی ما مصدوم شد. چون کسی نبود اجباراً مرا درون دروازه‌ قرار دادند که از بخت بد، مدافع ما پنالتی کرد. هنوز هیچ وارد نبودم. کاپیتن ما آمد و گفت: وقتی که حریف خواست پنالتی بزند، قبل از این که توپ را بزند از دروازه بیرون بیا. قدری دلگرم شدم اما چشم‌تان روز بد نبیند دو ریالی‌ من کج بود! پنالتی زن که به سوی توپ آمد، من از دروازه خارج شدم، اما کجا؟ رفتم کنار تیر عمودی دروازه ایستادم، ولی در کمال تعجب در حالی که همه روی سر من داد می‌زدند که: این جوری نه! پنالتی زن دستپاچه شد و توپ را به هوازد! بعدها فهمیدم منظور آن‌ها این بود که به طرف پنالتی زن جلو بیایم که زاویه را روی او تنگ کنم.
وقتی که قرار بود مسابقه‌ی حساسی بین دو روستا در جاده‌ی گناوه ـ برازجان انجام شود، مربی یکی از آن‌ها به گناوه آمد و در به در دنبال مهاجمی می‌گشت که گلزن خوبی هم باشد. یک نفر که خیلی هم ادعایش می‌شد جلو آمد و گفت: هر پاسی که بدهید یک گل تحویل بگیرید!
او را با خود برده پس از پذیرایی مفصل در ارنج مقابل تیم حریف خود قرار دادند. هر چه از مسابقه می‌گذشت و پاس‌های فراوانی برای او ارسال می‌کردند خبری از گل نمی‌شد تا جایی که در اواخر نیمه‌ی دوم کرنری روی دروازه‌ی خودی صورت گرفت. مهاجم گلزن! برای دفاع به عقب برگشت و در یک ناباوری توپ روی پایش جفت و جور شد و یک گل به تیم خودی زد! حالا بیا پاسی بده و گلی بگیر!!
در مسابقه‌ی فوتبال دیگری در برازجان، یک پنالتی صورت گرفت. پنالتی زن پشت توپ قرار گرفت و چون عجله کرد هنگام زدن ضربه‌ی پنالتی پای راستش پشت پای چپش خورد و روی توپ افتاد و دستش به توپ خورد. داور مسابقه، هندِ پنالتی زن را اعلام کرد. این هم آش نخورده و دهان سوخته!
برای این که سری به داوری هم زده باشیم از کسی می‌‌گوییم که امروز در به در به دنبال پست بوده و ادعایش سر به آسمان می‌ساید و سال‌ها پیش داور مسابقات‌ فوتبال بود. دریک مسابقه، بازیکنی تکل محکمی به یار حریف زد و خودش هم روی زمین خوابید و بلند نشد. آن داور هر چه قدر ایستاد که این بازیکن از جایش بلند شود، نشد که نشد! داور ما هم کم نیاورد و روی زمین نشست و چون گفته بودند کارت را جلو چشم بازیکن بدهید که او ببیند، او هم کارت را نشسته داد!
وقایعی که گذشت همه حقیقت داشت و دسته گل‌های واقعی بود که ورزشی‌ها‌ به آب داده بودند تا بعد …باز هم ادامه دارد.