Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 

دوران بی‌قراری

دوران بی‌قراری
دهه‌ی چهل را می‌بایست آغاز تولد تئاتر نوین و مدرن به سبک و سیاق هنر تئاتر اروپا در بوشهر دانست. سال‌های پرشوری که بزرگان علم و ادب پس از اتمام تحصیل از دانشگاه‌ها و دانشسرا‌های عالی به زادبوم خود بازگشتند و به حکم تعهد و مسئولیت انسانی، کار را با جوانان پرشور و انرژیک همشهری شروع نمودند و آموخته‌های آکادمیکی خود را خالصانه میان طالبان هنر نمایش قسمت کردند. آن سال‌ها، شور و هیجانی غیر قابل توصیف داشتیم. آرزو می‌کردیم هر شب در سالن تئاتر به اجرای نمایش یا پیش پرده‌های کمدی مشغول باشیم و از دانش‌ بزرگانی همچون زنده‌یاد منوچهر آتشی، زنده یاد محمدرضا نعمتی‌زاده و مهدی رستگارـ که کارگردانی ماهر و آشنا به رموز تئاتر بود ـ سود ببریم. بزرگ‌ترها که زودتر هنر نمایش را آغاز کرده بودند، الگوی ما بودند که در رأس این بزرگان باید از استاد ایرج صغیری، منوچهر بهروزیان، رمضان امیری و زنده‌یاد مهدی عباسی یاد کنم که هر کدام خود تاریخی دارند و یاد و خاطره‌ای، آن هم در سال‌هایی که امکانات نمایشی اندک بود و تعصبات قومی مانع از انتشار هنر تئاتر می‌شد و بعضی از آموزگاران آن دوران و مدیران دبیرستان‌ها، هنر نمایش را تقبیح می‌کردند و هر کس که تئاتر کار می‌کرد، مورد تمسخر قرار می‌گرفت و یا به فرار از مدرسه و درس متهم می‌شد.
روزی از روزهای اواسط دهه‌ی چهل، مهدی رستگار علاقه‌مندان هنر تئاتر را در سالن تازه تأسیس فرهنگ جمع کرد تا در خصوص تمرین یک اثر نمایشی که خودش آن را نوشته بود صحبت کند و سپس آن نمایش‌نامه را تحلیل کرده و انتخاب بازیگر نماید. این کارگردان جوان در آن سال‌ها مقتدای ما بود و قابل احترام. شاعری توان‌مند و آشناتر به رموز نمایش. دستی در نمایش‌نامه نویسی داشت و آثار رئالیستی را خوب و هوشیارانه می‌نوشت.












در آن نشست تاریخی استاد صغیری، منوچهر بهروزیان، رمضان امیری، زنده یاد مهدی عباسی، خانم سوسن فرخ‌نیا ـ که بعدها به عنوان بهترین بازیگر نمایش در تهران با کارگردانان بزرگ ایران هم کاری کرد و به شهرت در عرصه‌ی هنر نمایش رسید ـ نگارنده‌ی این سطور و تعدادی سیاهی لشکر حضور داشتند که همه‌ی آنان بعدها یا به بازیگری تئاتر روی آوردند و یا نمایش را رها کرده و به تحصیل پرداختند. نمایش، دو پرده بود. داستان دوران غم‌انگیز فئودالی در ایران. مردی زمین‌دار که دهقانان بی‌نوا را با ضربه‌ی شلاق به کارهای شاق و دشوار وا می‌داشت. نقش خان ظالم را استاد ایرج صغیری بازی می‌کرد. او پسری داشت ]با بازی منوچهر بهروزیان[ که در شهر درس می‌خواند آن هم درس حقوق. مالک، مباشر خود ]با بازی مهدی عباسی[ و دو نفر دهقان را به قتل رسانیده بود. وی دستگیر و در دادگاه مجازات شد، آن هم دادگاهی که پسرش قاضی آن بود.
چون قرار است از "منوچهر ‌بهروزیان" بگویم، پس سایر بزرگان را رها می‌کنم و به تحلیل بازی و شخصیت این هنرمند بزرگ ـ که سال‌ها مقیم اروپا‌ست ـ می‌پردازم.
خوشبختانه در نوروز امسال در یک مراسم عروسی ایشان را بعد از بیست و اندی سال دیدم. خیلی خوشحال شدم، همدیگر را در آغوش گرفتیم و یاد "سال‌های بی‌قراری" در خاطر‌مان زنده شد. متأسفانه نام نمایش را از یاد برده‌ام، اما اثر دارای کشش دراماتیکی ممتازی بود، با دیالوگ‌های فاخر و محکم. چیزی که همیشه برایم جالب و مانا بود و هست، بازی درخشان "منوچهر بهروزیان" در نقش یک قاضی تحصیل کرده بود که پدر خودش را محاکمه می‌کرد. وی شیوه‌ای مخصوص به خودش در بازیگری داشت و البته باید این را هم اضافه کنم که شاعری حساس و توان‌مند بود، شعر می‌سرود و برایمان می‌خواند. بسیار آرام و کم‌حرف و کمی هم خجالتی بود. شیک می‌پوشید و بسیار با وقار و متعهد در کار نمایش بود. نقش‌ها را مهدی رستگار تقسیم کرد و به من نقش خوبی داد: یکی از دهقانان به نام سلیم. نقش دهقان دیگر به رمضان امیری رسید. من در خصوص نقش سلیم با منوچهر بهروزیان صحبت کردم و از ایشان برای اجرای نقش کمک خواستم و او مرا به خوبی راهنمایی کرد.
منوچهر بهروزیان در هنگام اجرای نقش بسیار خونسرد و آرام بود. چیزی که بیشتر در اجرا رعایت می‌کرد احساس و بازی زیر پوستی بود. بعضی از بازیگران می‌گفتند "منوچهر" زیادی خونسرد است، اما من از بازی او لذت می‌بردم. البته بعد‌ها دیدم و شنیدم و خواندم که بازیگر تئاتر هرگز نباید به عضلات صورت، فک و ماهیچه‌ها فشار وارد کند. بازیگری خوب است که درست مثل منوچهر بهروزیان، آرام و متین و خونسرد باشد و با نقش رابطه برقرار نماید و به درک هستی نقش برسد. خصوصیات دیگر بهروزیان، متانت در حرکات دست‌ها و چهره‌اش بود. هرگز بیهوده دست‌هایش را در هوا تکان نمی‌داد. میمیک‌های چهره‌اش واقعاً بی‌مانند بود. من یک قرابت میان بازی منوچهر بهروزیان و سوسن فرخ‌نیا می‌دیدم، البته منوچهر تئاتر را رها کرد، اما فر‌خ‌نیا ماند و بهترین بازیگر زن تئاتر ایران شد.