![]() |
||||
|
|
||||
|
عطارزاده و کابوس دوم خرداد"عطارزاده و کابوس دوم خرداد"
یکی از اتهامات و گناهان نابخشودنی استاندار فعلی بوشهر از نگاه آقای عطارزاده استفاده از نیروهای دوم خردادی از جمله در برخی پستهای داخلی استانداری است . این نکته بارها در نوشتهها و مصاحبههای نماینده بوشهر دیده و شنیده شده است. نمونه جدید چنین ادعائی با تأکیدی بیشتر و به کرات در نامه اخیر عطارزاده به وزیر کشور هم به چشم میخورد. اینجانب هرچند به هزینههای مترتب بر این درگیریها و مشاجرات که بر استان تحمیل میشود آگاه هستم اما نه قصد حمایت از افراشته و مدیران موافقش را دارم و نه قصد میانجیگری برای خوابیدن بلوای خانوادگی، بلکه بر آنم که نشان دهم از پس این رفتارها چه آسان میتوان به دغدغهها و نگرانیهای شدید آقای عطارزاده و همقطارانش از دوم خرداد پی برد تا جائیکه ایشان برای اثبات حقانیت ادعای خود و پیروزی در دعوای خانوادگی، راهی مناسبتر از انتساب برخی اطرافیان افراشته به جبهه دوم خرداد پیدا نمیکند. البته قبل از هر چیز باید بگویم بنده هر چه در اطراف افراشته غور میکنم کسی یافت نمیکنم که کوچکترین نسبتی با دوم خرداد داشته باشد. شاید منظور آقای عطارزاده کارمندان و کارشناسانی هستند که در دوره قبل نیز در استانداری شاغل بودهاند و پس از روی کار آمدن دولت جدید هم کماکان در شغل اداری خود باقی ماندهاند و تصفیه نشدهاند. اگر منظور عطارزاده تصفیه شغلی باشد که باید حساب 22 میلیون نفری که در دوم خرداد به خاتمی رأی دادهاند را کف دستشان گذاشت . هر کس اندک اطلاعی از ایام انتخابات ریاست جمهوری نهم داشته باشد، میداند که مدیران ستادی آقای افراشته در استانداری در چهار ستاد انتخاباتی زیر فعالیت داشتهاند: ستاد آقای لاریجانی(خود استاندار)، ستاد آقای قالیباف (آقای کرمی) ، ستاد آقای هاشمی (آقای زینبی و آتشی) و بقیه نیز از ستاد آقای احمدینژاد بوده یا در هیچ ستادی فعالیت نداشتهاند. اکثر قریب به اتفاق مدیران کل استان نیز در همین ترکیب قرار میگیرند.همگان میدانند ستادهای بالا هیچکدام جزء ستادهای دو خردادی نبودهاند . اثبات این مسئله برای آقای عطارزاده سخت نیست. من تضمین میکنم اگر چنانچه آقای عطارزاده تصمیم به احصاء موضوع داشته باشد همه مدیران فعلی برایش سوگندنامه کتبی و معتبر میدهند که هیچ ارتباط و اعتقادی به جبهه دوم خرداد ندارند. واقعاٌ تعجبآور است که پس از گذشت ده سال از دوم خرداد و علیرغم پیروزیهای شیرین و نطلبیده اصولگرایان باز هم آتش کینهتوزی از دو خرداد در برخی خاموش نشده است. این در حالی است که خودشان دائماٌ در تریبونها و مناسبتهای مختلف از مرگ دوم خرداد سخن میرانند. شاید نماینده بوشهر نداند که در طول تاریخ هیچ حکومت و دستگاه رسمی را نمیتوان یافت که بر یک اندیشه هر چند با پایگاه اجتماعی اندک خط بطلان کشیده باشد چه رسد به اندیشهای که دوم خرداد را آفرید. یک اندیشه و جریان فکری به مثابه یک دیکتاتور نیست که بطور قطعی و گاه در اوج قدرتش فرو بریزد. اندیشه دوم خرداد در نهاد هر ایرانی آگاه که دلش برای آزادی و سربلندی ایران میتپد ریشه دارد و با کنار رفتن از عرصه قدرت و میدانداری زخمخوردهایش گزندی نمیبیند. رفتار آقای عطارزاده و امثال ایشان خود گواه صادقی است بر زنده بودن دوم خرداد و زمینه اجتماعی پایدار اما متأسفانه خاموش آن. چرا که شاخص یک حرکت اصیل بر پایه اندیشهای پویا تنها حضور در قدرت نیست بلکه حضور در زمان خود است. در پایان به ایشان پیشنهاد میکنم اگر میخواهند دوم خردادیها را بدرستی بشناسد و بیابد، چشمان خود را باز کرده و به سراغ این افراد بگردد: آنهائی که نان به نرخ روز میخرند اما به نرخ روز نمیخورند. آنوقت مطمئن خواهند شد که ........................ برای ایشان تأمل و بردباری از درگاه ایزد بیهمتا آرزومندم |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه