|
شنیده شده است که افراشته استاندار بوشهر درحال رایزنی برای انتخابات درحوزه انتخابیه بوشهر .گناوه و دیلم است.گرچه زینبی در مصاحبه مطبوعاتی خودموضوع کاندیداتوری وی را تکذیب کرده است ولی یکی از مشاوران نامبرده در وبلاکش خبر انرا داده است.بخوانید... 
فعالان سیاسی استان بوشهر تأکید کردند
امام خمینی (ره) قافله سالار اتحاد ملی
خبرگزاری فارس: تنی چند از فعالان سیاسی استان بوشهر با اشاره به نقش غیرقابل انکار حضرت امام (ره) در برقراری وحدت میان همه احزاب و دستگاهها وی را سردمدار و قافلهسالار اتحاد ملی میدانند.
مدیرمسئول هفتهنامه نصیر بوشهر در گفتوگو با خبرنگار فارس در بوشهر گفت: بیانات امام با توجه به شناختی که از جامعه و احزاب داشتند، موجب میشد که گروهها و شخصیتها و همه آحاد ملت همه با هم در چارچوب منافع ملی و نظام جمهوری اسلامی باهم متحد باشند.
حسن لاوری افزود: امام معتقد بود در جامعه ما، طرفداران نظام دارای سلایق و بینشهای متفاوتی هستند به طور مثال با فعالیت مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مخالفتی نداشت و این اقدام هیچگاه مانع اتحاد نبود.  
یکی از اتهامات و گناهان نابخشودنی استاندار فعلی بوشهر از نگاه آقای عطارزاده استفاده از نیروهای دوم خردادی از جمله در برخی پستهای داخلی استانداری است . این نکته بارها در نوشتهها و مصاحبههای نماینده بوشهر دیده و شنیده شده است. نمونه جدید چنین ادعائی با تأکیدی بیشتر و به کرات در نامه اخیر عطارزاده به وزیر کشور هم به چشم میخورد.
اینجانب هرچند به هزینههای مترتب بر این درگیریها و مشاجرات که بر استان تحمیل میشود آگاه هستم اما نه قصد حمایت از افراشته و مدیران موافقش را دارم و نه قصد میانجیگری برای خوابیدن بلوای خانوادگی، بلکه بر آنم که نشان دهم از پس این رفتارها چه آسان میتوان به دغدغهها و نگرانیهای شدید آقای عطارزاده و همقطارانش از دوم خرداد پی برد ...  
احتراماً بنا نداشتم گلایه و شکوائیه را در خصوص رفتارهای سیاسی غیرمنصفانه حضرتعالی در رابطه با اوضاع و احوال استان بوشهر باز کنم لذا خود شاهد بوده اید علی رغم اینکه می توانستم با نطق و تذکرات لازم در مجلس عملکرد شخص حضرتعالی را در حمایت از استانداری که مثل خیلی از دوستان شما بر خوان و سفره دولت مظلوم احمدی نژاد نشسته و به این سفره خیانت کرده اند، افشا نمایم ولی از آنجا که حتی حضور حضرتعالی و بعضی از معاونت های آن جناب امثال آقای شیخ موسی پور را در این دولت تحمیلی میدانم بهتر دانستم برای ثبت در تاریخ چند جمله ای نه در باب گلایه بلکه به منزله دادخواهی آن هم نه از قاضی القضات وزارت کشور بلکه از وجدانهای بیدار قضاوت عادلانه بطلبم. آقای وزیر جهت یادآوری بگویم ... 
نشست جبهه مشارکت به مناسبت دوم خرداد - اختلاف و درگیری در جلسهی حزب اعتماد ملی بوشهر -
فعال شدن مجمع نیروهای خط امام استان بوشهر - سردرگمی در شورای شهر گناوه - رئیس جدید شورای شهرستان گناوه - 16 شهردار منتظر! - لپ تاپهای فراموش شده!! -
مسئول رد صلاحیتهای دورهی قبل، کاندیدای جدید مجلس! - توزیع جزوهی عطارزاده! -  
"محمد حسنین هیکل" نویسنده و سیاستمدار معروف مصر در دورهی جمال عبدالناصر در کتاب "دیدار تازه با تاریخ" در نقل خاطرهای مینویسد: در سالهای پراضطراب و پرالتهاب ملیشدن صنعت نفت در ایران مقالهای نوشته بودم با عنوان ایران بر دهانهی آتش فشان. سالها بعد و در دههی 50 دیدار و گفتو گویی داشتم با شاه. شاه پس از تحلیل مفصل اوضاع داخل ایران و منطقه به طعنه گفت: میبینی که ایران دیگر در دهانهی آتشفشان نیست. هیکل در ادامه مینویسد: در آن لحظه به شاه جوابی ندادم، اما وقتی ایران را ترک میکردم هنوز سخت بر این باور بودم که ایران همچنان بر دهانهی آتشفشان است.
نگاهی گذرا به تحولات واقع شده در تاریخ سیاسی کشور طی یک صد سال گذشته نشان میدهد که با وقوع تحولات عمیق، ایران نتوانسته است شرایط با ثبات داخلی ـ بینالمللی را تجربه کند. صرف نظر از ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعهی ایران که در ایجاد چنین تاریخ پر شتاب و پر تحولی نقش بسیار تأثیر گذاری داشته است، قرار گرفتن ایران در منطقهی ویژهای در جغرافیای سیاسی جهان شاید مهمترین عامل در وقوع این شرایط بیثبات و پیچیده بوده است. واقعیت این است که کشور ایران با قرار گرفتن در ناحیهی قلب انرژی جهانی همواره اهمیت بسیار زیادی برای قدرتهای اول بینالمللی داشته است.  
به گزارش سجاد بهزادی خبرنگار منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، "بگیر آ ک سوی" که به همراه هیاتی سرمایهگذار به بازدید از تاسیسات منطقه ویژه میپرداخت، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه ضمن بیان این مطلب خاطرنشان کرد: انعکاس تحولات انرژی ایران در منطقه ویژه برای مسوولان ترک بسیار مهم است و من در این راستا مسایل مورد نظر را انعکاس خواهم داد.
وی با اشاره به طرح "نابوکو" برای انتقال گاز ایران به اروپا از طریق این کشور گفت: این طرح، روند اجرایی خود را طی میکند و ترکیه به شدت پیگیر مساله انتقال گاز ایران از طریق خاک خود به اروپاست.
وی همچنین خاطرنشان کرد: ترکیه به طرح نابوکو اهمیت زیادی میدهد و این طرح نه برای ترکیه، بلکه برای کشورهای اروپای جنوب شرقی نیز حایز اهمیت زیادی است و ترکیه یکی از پنج شریک این طرح است.
معاون وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه به غیر از ایران، رومانی، مجارستان، بلغارستان و اتریش را از دیگر کشورهایی دانست که در این طرح مورد مذاکره قرار خواهند گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، فعالیتهای مشترکی که بین کارشناسان ترکیهای و اروپایی در این مورد انجام شده، نشان میدهد تا سال ۲۰۲۰میلادی سالانه حدود ۳۵میلیارد متر مکعب گاز از این طریق به اروپا صادر خواهد شد.  
پروفسور ”بایمتاف” مدیر شعبهی کشورهای شرق انستیتو اقتصاد آکادمی علوم تاجیکستان در سفر اخیر خود به بوشهر، با مدیر مسئول و اعضای هیئت تحریریهی هفتهنامهی نصیر بوشهر دیدار کرد. در این دیدار که محمدرضا تاجدینی، سید قاسم یاحسینی، عبدالرحمن برزگر، ندا کلبعلی و اسماعیل جعفری (از همکاران و یاران نصیر بوشهر) نیز حضور داشتند، پروفسور ”بایمتاف“ ضمن سپاس از مهرورزی مردم بوشهر، سفر خود را به بوشهر ” به یاد ماندنی” خواند. رئیس بنیاد راه ابریشم، هدف خود از این سفر را دیدار و تبادل نظر با پژوهشگران، مورخان و فرهیختگان بوشهری در جهت تعامل و ارتباط بیشتر با اندیشمندان تاجیک، مبادلات بین فرهنگی و شناسایی داشتههای فرهنگی دو کشور اعلام کرد و ابراز امیدواری نمود که با رایزنیهای گسترده با مسئولین و متولیان امور فرهنگی ایران و تاجیکستان، در آیندهای نزدیک بوشهر و یکی از شهرهای تاجیکستان به طور رسمی به عنوان "برادر خوانده" معرفی شوند.  
ممکن است از او سربزند. امانا… شجاعی در خصوص بحث دوستی پارلمانی ایران و آمریکا و موافقت عطارزاده از این طرح گفت: وی از کسانی بود که اگر کسی اسمی از آمریکا میبرد و یا از مذاکره با آمریکا یا نشست با آمریکا سخن میگفت، او را به بیدینی و بیاعتنایی به منافع ملت متهم میکرد اما این که حال چه طور خواهان رابطه با آمریکا شده است نشان میدهد یک چهار چوب برنامهریزی شده و یک اصل پذیرفته شده بر رفتار ایشان حاکم نیست.
شجاعی در ادامه افزود: تحزب یا حزب گرایی در ایران نهادینه نشده است و همین امر باعث میشود امروز بگویند اصولگرا هستیم، فردا بگویند اصلاح طلب هستیم و پس فردا هم بگویند میانهرو هستیم.  
مدیر کل دفتر فنی استانداری اظهار داشت: دفتر فنی به لحاظ وظیفهی ذاتی و قانونی که دارد با توجه به نقش حاکمیت استانداری ناظر عالی بر پروژههای عمرانی است که در سطح استان اتفاق میافتد.
وی اضافه کرد: به دلیل سیاست گذاری کلان مدیریت ارشد استان و تقویت شیوهی نظارت و کیفیت اجرای پروژهها و نحوهی نظارت در قالب یک طرح جامع دارای سه بعد مختلف به تناسب نوع و اهمیت پروژه و حجم اعتباراتشان است که شورای فنی استان و کمیتهی نظارت فنی استانداری و کارشناسان ناظر دستگاهها بر این سه بُعد پروژه نظارت میکنند.
باستی گفت: در سال 85 بیش از 1800 پروژه عمرانی در دست اجرا بود، که با بیش از 277 میلیارد تومان اعتبار در حال تکمیل و اجرا است.
وی افزود: باید بپذیریم که شهرداریها از نظر توان فنی و تخصصی محدود و محروم هستند و به دلیل محرومیت توان فنی نسبت به نظارت پروژههای عمرانی شهر نگاه خاصی داریم. 
دکتر شجاع: آزادی خرمشهر، اوج ایثار و از خودگذشتگی بود
حضور صاحب نظران عرصهی فرهنگ و پژوهش در انجمن فرهنگستان استان
بررسی مجموعه داستان «هیچ» در انجمن اهل قلم 
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: طرح ویژه بهسازی مسکن روستایی در کشور در سال 86 به 300 هزار واحد رسیده است
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر : معاون عمران روستایی: تا پایان برنامه چهارم توسعه تمام روستاهای استان دارای سند مالکیت خواهند گردید  
تشریح دستاوردهای معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی
سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر در سال 1385 و بیان برنامههای سال 1386
جناب آقای موسوی بفرمایید در سال 1385 این معاونت در چه حوزههایی فعالیت داشته است؟
ـ در سال 1385 که توسط مقام معظم رهبری به نام سال پیامبر اعظم (ص) نامگذاری شد، این معاونت در جهت رسالت خطیری که در حوزه فرهنگی دارد و با عنایت به تأکیدات آن معظم له و سایر مسئولین دلسوز نظام مبنی بر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و شعار بنیاد شهید مبنی بر خلاقیت در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت این معاونت افتخار داشته که گامهای مؤثری را در این زمینه بر دارد. هر چند نهادهای مختلفی در انجام امورات فرهنگی کشور فعالیت دارند اما سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان یک نهاد فرهنگی رسالتی سنگین را بر دوش دارد و میبایست با اجرای برنامههای نو و متنوع فرهنگی توأم با علم روز در جهت مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن و گسترش و تعمیم ارزشهای مقدس اسلامی همت نماید. این معاونت با برخورداری از زیر مجموعههای اداره تبلیغات و انتشارات و اداره مطالعات، تحقیقات و جمعآوری و نگهداری آثار شهدا و ایثارگران و کارشناسی امور هنری، نمایش و صدا و سیما فعالیتهای خود را به جامعهی ایثارگری ارائه مینماید.
در حوزهی اداره تبلیغات و انتشارات این معاونت چه دستاوردهایی در سال 85 داشتهاید؟
ـ در این اداره همان طور که از نام آن پیداست با برنامهریزی و تهیهی تقویم اجرایی یادوارهها و مراسم، افتخار آن را داشتهایم که با مشارکت سایر دستگاههای اجرایی و فرهنگی استان نزدیک به 180 یادواره، یاد بود و مراسم در زمینههای مختلف در جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و انتقال آن به نسل جدید برگزار نماییم. برگزاری مراسم به مناسبتهای مختلف همانند سوم خرداد سال روز فتح خرمشهر، غبار روبی از قبور مطهر شهدا، سالروز ورود آزادگان، هفته گرامی داشت مقام جانباز، هفته دفاع مقدس، دهه مبارک فجر، ایام محرم و اعیاد مختلف از جمله فعالیتهای این حوزه میباشد. همچنین برگزاری نمایشگاه دستاوردهای جامعهی ایثارگری، نصب تابلوهای فلکسی از تصاویر شهدا در سطح استان،  
سخنانی از ویلدورانت 
مریم خوئینی – خبرنگار نصیر بوشهر: نمایندهی مردم دشتی و تنگستان: نباید با دیدن یک چراغ سبز ابراز علاقه کنیم
رمریمخوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر : رئس شورای اسلامی شهر بوشهر: خبرنگاران باید انتقاد کنند تا بنده و دیگران پایمان را کج نگذاریم  
معاون آموزش و پرورش به قول خودش 9 سال بوده که آرزو داشته یک بار در جمع معلمان گناوه سخنرانی کند و بالاخره این آرزو، با روی کار آمدن دولت عدالت محور و مهرورز تحقق یافت و کسی که 2 سال در گناوه رییس آموزش و پرورش بود با گردباد تغییرات به عنوان معاون پشتیبانی آموزش و پرورش استان منصوب شد. نگارنده ضمن احترام به شخصیت آقای شمسی جملات گفته شدهی ایشان را در جمع معلمان گناوه برای خوانندگان گرامی نقل میکنم. آقای معاون گفت: «آموزش و پرورش نمیتواند با سیاست هماهنگ باشد» و جملهای دیگر: «سیاست را در آموزش و پرورش کمرنگ کنید و به کیفیت آموزش بپردازید». جناب آقای معاون، از حضرتعالی سؤال دارم که اگر سیاست نبود جایگاه حضرتعالی به عنوان یک مدیر کجا بود؟ آیا حضرتعالی به فرمایش خودتان مگر نه با تُندباد تغییرات سیاسی در کشور منصب معاونت پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش را بر عهده گرفتهاید؟ و شما به عنوان یک فرد سیاسی که خود سیاست را در آموزش و پرورش قبول ندارید، بگویید چگونه میشود سیاست را در آموزش و پرورش کمرنگ کرد؟ و چرا فرهنگیان نباید با سیاست سروکار داشته باشند؟  
خوش بود گر محک تجربه آید به میان - کارکنان و جمع کثیری از اولیای دانشآموزان دبیرستان دخترانه امکلثوم(س)غالباً در هر داوری که انجام میشود عدهای که انتخاب نمیشوند اعتراض میکنند و فرد انتخاب شده را با هزار بهانهی بجا و بیجا مورد حمله قرار میدهند. اما این بیت زیبا را آویزهی عقل و وجدان خود قرار دهیم که:
آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
در باب اعتراضی که از قول «جمعی از مدیران دبیرستانهای شهرستان بوشهر» مورخ یکشنبه 30 اردیبهشت ماه 86 در هفته نامهی وزین نصیر بوشهر به طبع رسیده است، نکاتی وجود دارد که ما کارکنان و اولیای دانشآموزان دبیرستان امکلثوم(س) برای آگاهی افکار عمومی متذکر میشویم:
1- مدیر دبیرستان امکلثوم اگر چه جوان میباشد اما با تحصیلات عالی در مقطع کارشناسی ارشد به خوبی شایستگی و نبوغ خود را در تحصیل علم و دانش نشان داده است. شاهد این مدعا نمرهی ممتاز60/19 اعضای هیأت علمی به پایاننامهی ایشان میباشد.  
در خرداد 86، چهلمین خرداد عمر خود را پشت سر میگذارم. چهل خرداد پر خاطره و پر فراز و فرود هرچند اختیاریون انسان را مختار مطلق پنداشته وجبریون مجبور مطلق،!!! لیکن آنچه مسلم و غیر قابل انکار، این است که ما نه درهبوطمان بر این کره خاکی نقش و اختیاری داشتهایم و نه آنگونه در عروجمان به دیار باقی، بهترین تعبیر را امام صادق (ع)دارد که انسان نه مجبور مطلق است و نه مختار مطلق بلکه چیزی بین این دو. بگذریم. اولین اتفاق تلخ ویا شیرین برای من در خرداد 1346 رقم خورد و آن روز تولدم بود تولدی که خود هیچ سهم و نقشی درآن نداشتم ودر این واقعه مجبور مطلق بودم ، مجبور به حضور در جلسه امتحانی که کوهها از حضور در آن سرباز زده بودند واما امروز من پس از تجربهی چهلمین خرداد عمر خود از هبوط در این عرصهی آزمایش سهمگین بسیار خوشحالم و سپاسگزار از مختار مطلق(خدا)، من امروز خدا را و لطف واحسان او در حق خویش را از این هبوط اجباری با تمام سلولهای بدنم نه تنها باور دارم بلکه فراتر از آن لمسش میکنم و با او و با عشق شیرینتر از عشق مادرانهاش نسبت به خویش میزیم و دست پر مهرو محبت پدرانه اش را به گاه تلخیها و یا شیرینیهای توأم با غمزههای کودکانهام بر سر خویش احساس میکنم و با نگاه پر مهرو محبتش آرام میگیرم و به خواب میروم و با احساس لبخند شیرینش بر بالین خویش از خواب بر میخیزم و گهگاه دلتنگیهایم را از فراق جسمانیم از وی برایش واگو میکنم و او با زیباترین تعابیر و شیرینترین شیوهها توصیهام به صبر و بردباری مینماید. جالب است که در این چهل خردادی که با وی و در وی میزیم هرگز خشم و عبوسیتش را ندیده ام و در مقابل بزرگترین اشتباهاتم با نگاهی پدرانه و هدایتگر تنها به رویم می خندد و می خندد و میخندد............  
• بخش پایانی
در امر گسترش گلخانهها در استان موانعی موجود است که مهمترین آنها عبارتند از:
1) بالا بودن هزینهی تولید گلخانهها: آن چه واضح است این است که امروزه آگاهی و شناخت از اهمیت گلخانهها به عنوان محیطهایی کنترل شده در امر تولید بر عموم کشاورزان استان واضح است، اما هزینهی ساخت و مجهزسازی گلخانهها با توجه به توجیه اقتصادی لازم برای هر گلخانه بسیار بالاست. هزینهی ادوات و تجهیزات لازم و مجهزسازی آنها به سیستمهای رایج آبیاری از جمله سیستم قطرهای برای عمدهی کشاورزان بالاست. همچنین با توجه به اینکه این تجهیزات عمدتاً از استانهای همجوار و گاه دور دست تهیه میشود هزینهی آن افزایش بیشتری خواهد یافت.
2) عدم رواج مدیریت صحیح گلخانه: عمدتاً گلخانه را صرفاً محیطی بسته به شمار میآورند، حال آنکه مدیریت گلخانه بسیار دقیق و حساس بوده و لزوم آشنایی دقیق و آگاهی گلخانهداران را در سطح استان دو چندان میکند که در حال حاضر به نظر میرسد در مواردی چون مصرف بیرویهی کود و سم و تنظیم شرایط محیطی گلخانه با مشکلاتی در گلخانههای استان مواجه هستیم.
در امر تحقیقات کشاورزی، مراکز تحقیقاتی استان همواره گامهای مفید و مؤثری را برداشتهاند. جهتگیری موضوعی و کاربردی تحقیقات کشاورزی استان به خصوص در امر سازگار سازی ارقام مختلف زراعی با شرایط بومی، بررسی راهکارهای اساسی در کنترل آفات و بیماریهای رایج سبزی و صیفی و به خصوص نخیلات در استان از جمله عارضهی خشکیدگی خرما و افزایش میزان پذیرش آزمایشات خاکی و آبی در جهت توسعهی کشت خصوصاً کشت گلخانهای، حکایت از روند رو به جلو تحقیقات کشاورزی استان دارد. از جمله اهداف و برنامههای تحقیقاتی که از نظر اینجانب مطرح است فرهنگسازی  
مسئله کارت هوشمند و جوانب اداری، آن بنگاههای عرضه و فروش موتور سیکلت را با بن بست و بلا تکلیفی روبرو ساخته است.
شرط صدور کارت، ارائه سند وکارت شناسائی موتور است و میدانیم که بیشتر خریدهای موتور سیکلت به شکل اقساط است و بر حسب ضمانت، تا تصفیهی تمام اقساط، سند به مشتری داده نمیشود. از طرفی کارت شناسایی موتور را هم شرکت مرکز تولید صادر میکند و بعد از دریافت مشخصات و کپی سند از طرف بنگاهها کارت به نام خریدار صادر و ارسال میگردد که لااقل 2 ماه طول میکشد. با این حساب تمام موتورهای اقساطی بدون کارت سوخت میمانند و به همین دلیل هم خریداران جدید حتماً موتور را با کارت هوشمند میخواهند که چنین چیزی برای بنگاهها امکان ندارد چون تا مشتری معلوم نباشد کارت شناسایی موتور صادر نمیشود و تا کارت شناسایی نباشد کارت سوخت صادر نمیشود.
این مشکل، بنگاههای عرضهی موتور را با بنبست و بلاتکلیفی شدیدی روبهرو ساخته که بعضاً در آستانهی ورشکستگی هستند.  
گلایههای پنهان و مانده در گلویم را با تو میگویم، به تو که آن چنان وصف ناشدنی هستی که دوست دارم مدام در برابرت قرار گیرم و با تو گفتوگو کنم و راز دل گویم. با توام، با توام ای خدا، ای عشق و ای معبود همیشگی، با توام که آن چنان آدمی را در ژرفای حضور ماوراییات غرق میکنی که آن زمان که در ناملایمات حیران و سرگردان شده و دگرگون میشود و در آن زمان که هیچ مأمن و پناهگاهی ندارد ، در سجدهگاه و بر سجاده آرام میگیرد و آرامش مییابد  
تا پنج سال پیش در فاصلهی طولانی بین شهر خورموج در شهرستان دشتی تا بندر لنگه در استان هرمزگان هیچ مرکز آموزشی عالی برای ادامه تحصیل مردم منطقه وجود نداشت. مردم ترقی خواه کنگان و مسئولین این شهرستان که تنها راه پیشرفت را رسیدن به قافلهی علم و دانش میدانستند، پیش قدم شدند و با وجود بضاعت مادی کمی که داشتند با توکل به خدا موفق شدند مسئولان سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور را متقاعد کنند که با افتتاح یک واحد دانشگاهی در بندر کنگان موافقت نمایند. بدین ترتیب از مهر ماه سال 1382 اولین مرکز آموزش عالی منطقه در ساختمانی که یکی از خیرین محل در اختیار هیئت مؤسس قرار داد، افتتاح گردید.
ساختمان مذکور در دو سال اول که تعداد دانشجویان فقط 45 نفر بود و یک رشته (حسابداری) بیشتر دایر نبود تا حدودی میتوانست نیازهای دانشگاه را برطرف کند ولی دو سال بعد با افزایش تعداد دانشجویان و رشتهها، بخش اداری و آموزشی دانشگاه به یکی از مدارس نوساز شهر منتقل گردید. دانشگاه پیام نور کنگان هم اکنون نیز در همان مدرسه دایر است و به طور مشترک با یک مرکز پیش دانشگاهی از فضای آن بهره میبرد.
در طول مدت این پنج سال تعداد دانشجویان از 45 نفر به 640 نفر و تعداد رشتهها از 1رشته به 12رشته رسیده ولی متأسفانه فضای اداری و آموزشی همان است که بود.  
بازرس اداره اموال و اوراق بهادار خزانه معین استان بوشهر
بخش اول
"بیتالمال" واژهای آشنا و ممزوج با اقتصاد و گردش پولی و مالی مسلمانان است که اطلاق آن مسبوق به سابقه و قدمتی دیرینه داشته و در عصر ظهور دین مبین اسلام و رسالت حضرت رسول اکرم (ص) و بالاخص در مقطع خلافت مولای متقیان حضرت علی (ع) بر زبانها جاری، در نوشتهها ساری و تداوم بهرهگیری از آن به زمان حال میرسد. این واژه مرکب از دو لغت ”بیت” به معنی خانه، اتاق یا محل و ”مال” ـ که معانی بسیار گسترده به صورت منفرد و تلفیقی دارد ـ تشکیل یافته است. « اصلیترین مفهوم لغوی مال به معنای دارایی است، آن چه که در ملک شخصی باشد یا در اصطلاح حقوقی دارای ارزش پولی در مبادلات اقتصادی باشد»(1). در مجموع بیتالمال به خانهی مال، خانهی دارائی و یا خزانه (خزانهی مسلمین) گفته میشود. اصولاً بحث تشکیلاتی و اداری بیتالمال که علاوه بر محل نگهداری مال و ذخائر غالباً به میزان و مقدار و خود دارایی نیز اشاره دارد به دورهی خلافت امام اول مسلمین منتسب بوده و بیشترین روایاتی که در این باره نقل شده و مکتوب است مربوط به همین دوره است، زیرا پیامبر اعظم (ص) بر اساس شیوهای خاص منابع مالی و غنائم به دست آمده در غزوات را به طور مساوی و به سنت عادلانه فی مابین اصحاب تقسیم مینمودند و انباشت آن را صلاح نمیدانستند و با عنایت به لزوم پیشگیری از نفاق کلیهی اقلام جمعآوری شده را به تساوی و به حق و فارغ از نژاد پیروان (سیاه و سفید) و قرابت و نزدیکی یا دوری با ایشان در اختیار مسلمین قرار میدادند و مناسبتها و روشهای سلاطین و حاکمان پیشین را منفور میپنداشتند.  
جایی برسیم که تا هنوز خودمان هم نمیدانیم به کجا رسیدهایم. مگر وامهای بانکی مشمول پیشرفت نمیشود: وام ازدواج، وام مسکن و وام جهیزیه! حالا هم با کمال مسرت و تفاخر برای اولین بار به اطلاع مردم دائم الوام استان بوشهر میرسانم که صندوق قرضالحسنه انصارالمجاهدین وام میدهد. بنده کمتر از آنم که به نیت خیر و اقدام صواب بنیانگذاران و مسئولین این مؤسسه جسارتی کنم و یک لاقبا و پاپتی به جنگ معرکهای بروم که شیپورش مارش میلیارد مینوازد و یک قلم جایزهی قرعه کشی سالانهاش، آدم را شاعر میکند!
بنده از دهان مبارک ریاست صندوق انصارالمجاهدین دیّر نقل میکنم. برای خرید یک موبایل طبق تبلیغات و بوق و کرناهای مرسوم بانکها به صندوق انصار دیّر مراجعه کردم. مبلغ وام 250 هزار تومان بود. نسخه دستورات و لیست فتوکپی از پشت و روی تمام مدارک و عکس به نحو احسن انجام شد و با معرفی ضامن بعد از ده روز انتظار، خوش خیال و جا در رفته، برای دریافت محمولهی تسهیلات دریافتی راهی بانک شدم. جناب ریاست محترم طوری این دفعه مرا تحویل گرفت که نزدیک بود متحول شوم و بعد از سلام علیک فرمودند: کارمند شهرداری برای ضمانت آوردهای؟!!  
لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟
ـ زهیر دیبا هستم متولد 1351 شهرستان دشتی.
در چه سالی به جبهه اعزام شدید؟
ـ سال 1367 جزیره مجنون و به مدت 2 ماه در جبهه حضور داشتم.
در چه عملیاتی شرکت داشتید؟
ـ با توجه به سالهای پایانی جنگ در یک رویاروییبا لشکر بعثعراق شرکتنمودیمکه در ایننبرد، جزیره مجنون که در دست نیروهای خودی بود، توسط عراقیها تصرف گردید.
از چه ناحیهای مجروح شدید؟
ـ در اثر مواد شیمیایی دشمن از ناحیهی چشم و دستگاه گوارشی دچار اختلالات شدم که میزان 10 درصد جراحت به من وارد شد.
قبل از جنگ چه کار میکردید؟
ـ آن موقع کلاس دوم دبیرستان شهید بهشتی کاکی بودم که بعد از تعطیلی مدارس با توجه به علاقهای که به دفاع از کیان مرز و بوم اجدادیمان داشتم توسط جهاد سازندگی به جبهه اعزام گردیدم.
بعد از جنگ چه کردید؟  
مکتب انسانی و والای اسلام از هر حیث در جایگاه نخست ادیان الهی قرار گرفته است و همهی اینها نتیجهی آموزههای رسول گرامی اسلام میباشد که در دوران زندگی پر بار خویش مردم بادیه نشین و بدوی عربستان را به این دین مبین و انسانساز دعوت و هدایت نمود تا آنجایی که مرد سیاه پوست حبشی را به عنوان مؤذن برگزید.
با صدای مؤذن، مردمان عربستان در یک صف واحد با خدای خود به دعا و نیایش میپرداختند. ایرانیان نیز با پذیرش دین مبین اسلام و سیرهی نبوی از این موهبت الهی که مهمترین مؤلفهی وحدت برای همهی اقوام ایرانیست بهره بردند و با دانش و درایت خویش در گسترش فرهنگ اسلامی نقش بسزایی ایفا کردند.  
آیندهی فضای ادبی و فرهنگی بوشهر را بسیار درخشان
میبینم
پیش آغاز:
"منوچهر بهروزیان" شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، بازیگر تئاتر و مترجم فرهیخته و گران ارج بوشهریِ مقیمِ سوئد در سفر اخیر خود به بوشهر، دیداری نیز با اعضای هیئت تحریریهی هفتهنامهی "نصیر بوشهر" داشت که حاصل این دیدار، گفت و گوی صمیمانه و مفصل ایشان با سرویس ادبی نصیر بود.
"منوچهر بهروزیان" در 14 اردیبهشت1325 در کویِ جبریِِ بوشهر زاده شد و در مدارس این شهر به تحصیل پرداخت. وی تا قبل از مهاجرت به سوئد، سالها دبیر زبان انگلیسی در دبیرستانهای آبادان و نیز کارمند شرکت نفت فلات قاره، کشتیرانی آمریکا و شرق و کشتیرانی جمهوری اسلامی (آریای سابق) بوده است.
ثمرهی ازدواج این شاعر و ادیب گرانارج با همسر ارجمندشان در سال 1354، سه فرزند شایاو فرهیخته با تحصیلات دانشگاهی است: "نیما" استاد اقتصاد دانشگاه "نووا" میامی، "ندا" دانشجوی رشتهی دندان پزشکی در دانشگاه "میامی" و "نوید" دانشجوی رشتهی مدیریت ورزش در دانشگاه "یوهان کرایف" در بارسلونِِ اسپانیا.
دیدار به یاد ماندنی با "منوچهر بهروزیان" برای ما فرصتی ارزشمند بود تا بارَه نشانیِ ایشان به دیروزهای دور برویم، فضای فرهنگی و هنری "بوشهر" را مرور کنیم. دفتر خاطرات "سعادت" را ورق بزنیم با نامهای ماندگار بزرگانی چون:محمدرضا نعمتیزاده، منوچهر آتشی، علی باباچاهی، حسن زنگنه، ایرج صغیری، محمد بیابانی، سید جعفر حمیدی، منیروروانیپور،حسین دهقانی، پرویز پروین، سوسن فرخنیا وهم نفسی و همراهی با فرهیختگانی گران ارج چون: خورشید فقیه، ماشا رضازاده، اسکندر احمدنیا و ضیاء امیری را تجربه کنیم، سپس به پایتخت برویم و در شبهای شعر "خوشه" نیوشایِ شعرخوانیِ شاملویِ بزرگ و بزرگان دیگر باشیم و آنگاه با کولهباری از خاطرات مانا، در جغرافیایی آن سوی جهان به تغزلِ قلبی گوش فرا دهیم که نام "بوشهر" را در هر تپش، نجوا میکند.
آقای بهروزیان، با سپاس از این که دعوت ما را پذیرفتید، در آغاز از دیروزهایِ دور و از لنگرگاه همیشگیمان "بوشهر" بگویید.
ـ من در محلهیِ جبریِ بوشهر متولد شدهام و تا اخذ دیپلم در آن جا زندگی کردهام. در آن روزگار، مثل اکثر اهالی این محل، زندگیام ارتباط تنگاتنگی داشت با دریا، لنج، محرومیتهای طبیعی و خشونتهای زیست محیطی و نیز عاطفههای پرشکوه مردمی زحمتکش اما باصفا و صمیمی. شاید همین صفا و صمیمیت ماندگار بوده و هست که نام "بوشهر" را به عنوان پرشکوهترین مأمن و مأوای من در ذهن من ثبت کرده و با این که در حال حاضر در اروپا زندگی میکنم، هر لحظه قلبم برای این زادگاه عزیز میتپد و روحم به جای جایِ آن سر میزند.
از دوران تحصیل و استادانتان چه خاطراتی دارید؟  
تقدیر - منوچهر بهروزیان شعری از : منوچهر بهروزیان  
دههی چهل را میبایست آغاز تولد تئاتر نوین و مدرن به سبک و سیاق هنر تئاتر اروپا در بوشهر دانست. سالهای پرشوری که بزرگان علم و ادب پس از اتمام تحصیل از دانشگاهها و دانشسراهای عالی به زادبوم خود بازگشتند و به حکم تعهد و مسئولیت انسانی، کار را با جوانان پرشور و انرژیک همشهری شروع نمودند و آموختههای آکادمیکی خود را خالصانه میان طالبان هنر نمایش قسمت کردند. آن سالها، شور و هیجانی غیر قابل توصیف داشتیم. آرزو میکردیم هر شب در سالن تئاتر به اجرای نمایش یا پیش پردههای کمدی مشغول باشیم و از دانش بزرگانی همچون زندهیاد منوچهر آتشی، زنده یاد محمدرضا نعمتیزاده و مهدی رستگارـ که کارگردانی ماهر و آشنا به رموز تئاتر بود ـ سود ببریم. بزرگترها که زودتر هنر نمایش را آغاز کرده بودند، الگوی ما بودند که در رأس این بزرگان باید از استاد ایرج صغیری، منوچهر بهروزیان، رمضان امیری و زندهیاد مهدی عباسی یاد کنم که هر کدام خود تاریخی دارند و یاد و خاطرهای، آن هم در سالهایی که امکانات نمایشی اندک بود و تعصبات قومی مانع از انتشار هنر تئاتر میشد و بعضی از آموزگاران آن دوران و مدیران دبیرستانها، هنر نمایش را تقبیح میکردند و هر کس که تئاتر کار میکرد، مورد تمسخر قرار میگرفت و یا به فرار از مدرسه و درس متهم میشد.  
طبقهبندی و تعریف رژیمهای سیاسی به سادگی امکانپذیر نیست. این دشواری ناشی از تنوع و چندگونگی رژیمهای سیاسی کنونی جهان است که با توجه به ویژگیهای گوناگونی که دارند نمیتوان هر یک را دقیقاً در یک طیف از رژیمهای سیاسی جای داد. مشکل دیگر تعاریفی است که از شکلهای مختلف حکومت به عمل آمده است یعنی برخی از تعاریف آن قدر کلی و بعضی بالعکس آن قدر جزیی و دقیق است که هیچ یک قابلیت تطابق با واقعیت موجود اشکال حکومتی را ندارد. مسئله دیگر این است که کلیهی طبقهبندیهای رژیمهای سیاسی براساس یک نظام ارزشی شکل گرفته است. به این معنا که غالباً میخواستهاند محسنات رژیم مورد نظر خویش را در برابر معایب و نقایص رژیمهای دیگر بیان کرده و به توجیه رژیم مورد قبول خود بپردازند. به عنوان مثال طبقهبندی غربی که "دموکراسی" را در برابر "دیکتاتوری" مینهد، در نظر دارد که رژیمهای نوع اول را توجیه کند و از اعتبار رژیمهای نوع دوم بکاهد. زیرا در زمان حال لفظ "دیکتاتوری" تحقیرآمیز و لفظ "دموکراسی" تأیید برانگیز است. همین جریان در مورد تعاریفی که کشورهای کمونیستی از رژیمهای سرمایهداری و رژیمهای سوسیالیستی به دست میدهند نیز وجود دارد. لذا با در نظر داشتن مطالب فوق، به منظور آشنایی با برخی مفاهیم و واقعیتها در مورد رژیمهای سیاسی موجود در جهان، انواع رژیمهای سیاسی را از دو دیدگاه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار میدهیم.  
به قلم این نگارنده، اهل مطالعه مطالب زیادی در مورد مقولهی «امنیت» در هفته نامههای استان به ویژه در «نصیر» پیروز بوشهر و یادش بخیر آن سفر کرده که صد قافله دل همراه داشت یعنی «سفیر» پیروز دشتستان خواندهاند.
خوانندگان مطالب نگارنده میدانند که در نوشتههای من همیشه «امنیت» جایگاه خاصی داشته و نبودش دغدغهی اصلیام بوده است.
گرچه قلمم از ترس متهم شدن به «تشویش اذهان عمومی» و «زیر سؤال بردن امنیت ملی» میلرزد، اما مینویسم تا دین خود را به مردمی ادا کنم که اگر چه سفرهی رنگینی ندارند اما این حق را دارند که شب که سر بر بالین میگذارند تشویش خاطر آزارشان ندهد که هزار گونه اتفاق ممکن است تا صبح برایشان از قبیل به رگبار بستن منزلشان و یا به یغما رفتن البسه و امکانات خانگیشان بیفتد و یا ممکن است صبح که از خانه بیرون میروند اگر کوچکترین اعتراض قانونی در رابطه با حق عمومیشان کردند توسط ششلول بندان موتور سوار به رگبار بسته شوند یا اگر در محل کار خود ـ تلمبه خانه کشاورزی، کارگاه و… ـ نگهبانی میدهند یا نگهبان گماردهاند مورد هجوم با کارد، چاقو و کلت اوباشان قانون شکن قرار گیرند، یا انسان شرافتمندی که حالا به لحاظ نداشتن وضع مالی مطلوب مجبور میشود همسرش یعنی تمام آبرو و حیثیتاش را جهت تنوع و تفریح به طرف صحرا ببرد ناگهان چند اوباش موتور سوار ظاهر شوند و با تهدید اسلحه قصد اهانت و جسارت به حریم ناموسش را کنند که اگر کردند، این انسان چه راهی برای ادامهی زندگیش دارد یا چگونه این زندگی را با این «بار سنگین» ادامه دهد و اگر حس انتقام گل کرد ـ که باید بکند ـ ره آورد این انتقام چه خواهد بود؟  
دولت باید بیاد اقتصاد رو سامان بده، فضای کشور را آرامش ببخشه، امنیت روانی درست کنه. پشتیبانی بکنه از مردم. مردم سلایق گوناگونی دارند با سنتهای مختلف، اقوام مختلف، تیپهای مختلف. دولت خدمتگزار اینها هست. چرا مردم رو کوچک میکنید؟  
وعدههای اقتصادی نامزدهای اصولگرایان مجلس هفتم و پس از آن دولت نهم همان طور که بوی نفت را در سفرهها به مشام مردم رساند، امیدواریهایی هم در میان تمام کسانی که زیر خط فقر زندگی میکردند به وجود آورد!!
در این میان اما فرهنگیان با نگاه دقیقتر به وعدههای انتخابی اصولگرایان، امیدواریشان ازدیگران هم بیشتر بود.
با تشکیل مجلس هفتم، نمایندگان اصولگرا با کارگردانی و نمایش سریال لایحهی نظام هماهنگ پرداخت و استیضاح "حاجی" وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات به اصطلاح با یک تیر دو نشان را هدف قرار دادند: از یک سو به دنبال به دست آوردن دل فرهنگیان بودند و از سوی دیگر تضعیف دولت خاتمی را مد نظر داشتند. با روی کار آمدن دولت نهم به کمک شعارهای پوپولیستی اصولگرایان و بستن بودجهی به اصطلاح انبساطی سال 85 نه تنها در این سال طلایی بودجه چیزی نصیب فرهنگیان نشد بلکه به جای نفت، کیک زرد در سفرهها حاضر شد و تورم لجام گسیخته هم چنان آنها را زیر خط فقر نگاه داشت 
آنتراکت - طنز نویس مهمان: ریچارد رجبطرح "انجمن دوستی" بین نانواداران ولایت"مسیلهی سفلی" و ایالت "تگزاس"
توضیح: اخیراً در نشست مشترک تعدادی از نانواداران ولایت "مسیله سُفلی" و ایالت"تگزاس"، طرح تأسیس انجمن دوستی مطرح شد که در آنتراکتِ این هفته، دیالوگهای رؤسای دو اتحادیهی نانواداران را در جهت منوّر کردنِ افکارِ عمومی منتشر میکنیم.
رئیس اتحادیهی نانواداران مسیلهی سفلی: مِستر ریچی! سلامون علیک، بووا از ای طِرِفا... خوش اومدی. "کاندول" چورن؟… اِدالِن یا نَه؟… جونِ خُم هِمی دیگرو میخواسُم پات ارتباط برقرار کُنم و دعوتت کُنم خونه یه قَلیِی مَشتی بِدُمت وُ نونِ محلی! ایسو بیو تا سِر صِدی نی جَلدی دوست بیشیم!
رئیس اتحادیهیِ نانواداران تگزاس: هِلو رجب! شوما وِری گودهس! ماکِیلی رویِ شما حساب باز کرد. باید شوما کاری کرد که همه با ما دوست شد و ما هم با همه دوست شد! ما با شوما مبادلهی تهاتری انجام داد!
ـ دمت گرم مستر! اُما ای "تهاتری" که گفتی یعنی چه؟!
ـ یعنی ما به شوما نانِ "مک دونالد" داد و در عوض از شما نانِ لواش، بَربری و تافتون گرفت. بعد که رابطه کِیلی O.K شد، ما در قزوین یک نانوایی دایر کرد با سرپرستی " قزوینی یانگ" و در عوض شما هم نانواییِ "کاخ سفید" را مدیریت کرد و میس "رایس"، چونه گیر و شاطر از "پنتاگون" برای شما آورد!  
لذا عالیجناب حکمران در بامداد روز هفتم جلسهای را با حضور تجار و افراد محترم شهر در چاربرج تشکیل داد تا راجع به اینکه چه معامله ای باید با سید مرتضی شود، تصمیمی اتخاذ گردد. در این جلسه تصویب گردید که سید مرتضی خطری برای عموم است، و باید اقداماتی جدی علیه او به عمل آید. لذا دریابگی به او دستور داد تا ظرف چهار ساعت به چاربرج آمده یا به شناور پرسپولیس مراجعه کند که درغیراین صورت او را به زور از خانهاش بیرون خواهند انداخت. سید از قبول این دستور سرباز زد. در این فاصله سید اسداله و افراد دیگر به خانهیْ سید رجوع کرده و از او به خاطر اعمالش اعتراض کردند که نتیجهای به بار نیاورد. تفنگچیهای سید تعداد دو الی سه باب خانهی مجاور خانهی سید را به اشغال در آوردند. دریابگی در بین ساعت 2 و 3 بعد از ظهر نیرویی متشکل از سربازان پیاده و تفنگچی همراه با دو قبضه توپ ـ که از کشتی پرسپولیس به عاریت گرفته شده بود ـ به فرماندهی میر شیخ، شجاعالممالک (افسر فرمانده توپخانه) و مسعودالممالک جهت حمله به سید اعزام کرد. با اعزام این نیروها چند ساعت گلوله باران برقآسا و شلیکهای پیاپی صورت گرفت که خسارات زیادی به بار نیاورد. در حدود ساعت 5 شکافی در خانه سید مرتضی به وجود آمد که در نتیجه آن میرپنج با تعدادی از سربازها به درون خانهی سید وارد شدند، اما او فرار کرده و ظاهراً به خانهی علی اهرمی ـ فراش باشی نایب کنسولگری فرانسه - که همواره با او دوست بود، پناه آورده بود. همه به جستجوی سید پرداختند. اما سرانجام تعدادی از سربازها به طور اتفاقی او را یافتند. او لباس جاشوان تنگستانی پوشیده بود و اگر پسر بچهای به او اشاره نمیکرد سربازها او را نمیشناختند. ظاهراً او با این لباس مبدل فرار کرده بوده  
از بس در مورد شاهین و ایرانجوان، از بیمدیریتی، از مدیران تحمیلی در ورزش، از کمبودها و نارساییها، از سهام عجیب و غریب! و از کسانی که این قدر از حقشان دفاع کردیم ولی صدایی از آنها بلند نشد نوشتیم که فکر میکنم هم
خودم خسته شدم و هم عزیزانی که این ستون را هر هفته دنبال میکنند. در ورزش اتفاقات عجیبی هم رخ میدهد. شاید ذکر چند تا از این اتفاقات واقعی ـ دسته گلهای ورزشی که به آب داده شدهـ تا اندازهای خستگی این ستون را از تن خوانندگانش به در آورد.
آن قدیمها که تنها سیستم 4-2-4 بر فوتبال حاکم بود، تیمها با چهار مهاجم یعنی دو نوک و دو گوش در زمین آرایش داده میشدند. وقتی که دو تیم هنگام شروع مسابقه در زمین مستقر میشدند، گوش راست یک تیم مقابل گوش چپ حریف و برعکس در دو طرف خط میانی قرار میگرفت. مسابقهای بین تیمهای بندر ریگ و بندر گناوه در حال آغاز بود. داور سوت شروع بازی را به صدا در آورد. گوش راست گناوه که خواست وارد زمین بندر ریگ شود، گوش چپ آنها به او گفت: وارد زمین ما نشو! یعنی یارگیری مستقیم  
وقتی که شیپور جنگ نواخته شد، آنهایی که عاشق بودند با نوای گرم حاج صادق آهنگران بار سفر را بستند و راهی دیار عاشقان شدند. آنها اهل دنیای دیگری بودند. خیلیهایشان پر کشیدند و رفتند و بعضیهایشان باقی ماندند تا درس پایمردی به ما بیاموزند. در والفجر 8 جزیرهی فاو، در کربلای 3 اسکله الامیه و در کربلای پنج شلمچهی قهرمان با جان نثاری این دلاوران آزاد شد. اکنون میخواهم از کسی سخن بگویم که در دوران هشت سال دفاع مقدس همسنگرم بود. نوجوانی که پشت پیراهن خاکی بسیجیاش نوشته بود "تا کربلا راهی نمانده" و حالا بعد از آن همه سال به آرزوی دیرینهاش رسیده و به کربلای معلا مشرف شده، مکان مقدسی که دیدارش آرزوی همهی مسلمانان جهان است، از کربلایی "مهدی صالحیزاده" میگویم، جانباز شیمیایی که به خاطر بیماریاش یک سال در خانه  
اشاره: هفته گذشته ورزشی نویسان و نویسندگان سرویس ورزشی نشریات محلی بوشهر، در دفتر هفته نامه «خلیج فارس» جمع شدند تا در دومین نشست خود زمینه های لازم برای ایجاد تشکلی هماهنگ را فراهم سازند.
در این نشست صمیمانه، ورزشی نویسان و نویسندگان ورزشی بوشهر به بررسی راهکارهای لازم برای ایجاد انجمن ورزشی نویسان و نویسندگان ورزشی بوشهر پرداختند و مقرر شد آقایان: عبدالعزیز افتخاری، عبدالرسول حیدری، حسن غریبی، فاضل قنبرپور، حسین کشتکار دواسی، حسین شاکری، احمد خالق پناه و فرهاد محمدپور در کمیتهی 8 نفره، پیش نویس اساسنامهی انجمن ورزشی نویسان بوشهر را تهیه کنند.
آن چه در ادامه میخوانید گزارشی از این نشست است:
ورزشینویسان باید حمایت شوند  
در حالی که تمام توجه و نگاه دستگاه ورزش ما برای فعال جلوه دادن خود به سمت ورزش فوتبال است و آن هم فوتبالی که از قلب تهران بزرگ برخاسته باشد، نمایندگان استان ما در مجلس ـ به خصوص نمایندهی بوشهر، گناوه و دیلم، و کمی هم دشتستان ـ درصدد بر پایی کانون هواداران یک تیم معروف تهرانی در بوشهر هستند. این دو وکیل محترم همچنین اقدام به تأسیس مؤسسهای به نام لیان نمودهاند که در آن از بازرگان گرفته تا سیاسی و غیر را در هیئت مؤسس آن جا دادهاند. هر کس حق دارد که فعال در عرصهی ورزش و فرهنگ باشد و از این نظر هیچ گونه ایرادی نیست، اما وقتی میبینیم که دو باشگاه با قدمت فرهنگی ـ ورزشی که بنیان گذارانی همچون مرحوم اکبر کبگانیان و حاج عبدالمحمد پوربهی داشتهاند و بیش از شصت سال سابقهی فعالیت مفید دارند از نظر مالی و اسپانسر آن هم در سرزمینی که خاستگاه و نقطهی آفرینش اسپانسرهایی همچون نفت، گاز، ماهی و میگو و… میباشد، هر بار و هر فصل غریب در وطن خویش، فقیرانه و مستأصل با دست و پا زدن و جان کندن در رویارویی با رقیبان به ظاهر از خود ضعیفتر از گردونهی صعود باز میمانند و به خاطر تأمین هزینهی یک سفر به نقطهای از کشور، دشتشتان به سوی این و آن دراز است. آیا اقدام به ساپورت یک تیم قدرتمند تهرانی در این استان که ده سالی یک بار شاید گذرش به این سوی باشد درست است؟  
این هفته نیز نظر تعدادی از علاقهمندان و پیشکسوتان رشته فوتبال را در مورد مدیرعامل دلخواه خود جویا شدیم که در ذیل میخوانید. بخش ورزشی هفتهنامه نصیر منتظر نظرات شما علاقهمندان رشته فوتبال میباشد. شماره تلفن 5559899 منتظر تماس شماست.
1ـ محمد حمزئیان: محمد نجفی ـ شاهین/ نادر اقدام ـ ایرانجوان
2ـ حسین گرانبها: محمد نجفی ـ شاهین / نادر اقدام ـ ایرانجوان
3ـ عبدالحسین پوربهی: عبدالحمد زنگویی ـ شاهین/ حسین وردیانی ـ ایرانجوان
4ـ عبدالرحمان عبدنیا: محمد نجفی ـ شاهین / مجید چاهیبخش ـ ایرانجوان
5ـ غلامرضا تیموری: محمد نجفی ـ شاهین / غلام پورجنگی ـ ایرانجوان
6ـ حسین جمهوری: محمد نجفی ـ شاهین/ علی وزیریـ ایرانجوان
7ـ داریوش غریبی: محمد نجفی ـ شاهین / نادر اقدام ـ ایرانجوان
8ـ محمود زارعی: محمد نجفی ـ شاهین / نادر اقدام ـ ایرانجوان
9ـ کورش کیانی مقدم: بهرام غریبزاده ـ شاهین / نادر اقدام ـ ایرانجوان
10ـ علی مسیگر: احمد گزی ـ شاهین/ مجید چاهیبخش ـ ایرانجوان
11ـ عباس ماهری: احمد گزی ـ شاهین / مجید چاهیبخش ـ ایرانجوان
12ـ رضا فخری: محمد نجفی ـ شاهین / نادر اقدام ـ ایرانجوان 
|