سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانههای دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیرهی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده [ 19/8/1387 ] [ ادامه ] |
|
|
تندروی از منظر دو جریان سیاسیتندروی از منظر دو جریان سیاسی
در عرصهی سیاسی ایران، دو جناح سیاسی فعال هستند. جناح راست (محافظهکار، بنیادگرا) و جناح چپ (اصلاحطلب، روشنفکر) دو جریان سیاسیاند که در شرایط نابرابر با یکدیگر رقابت میکنند زیرا بسیاری از امکانات دولتی مثل صدا و سیما، تریبونهای نماز جمعه و حتی مساجد نیز در تسلط جریان راست قرار دارد و از ابتدای انقلاب تاکنون یک جناح سیاسی، ارکان مهم نظام را در اختیار خود دارد و از چرخش قدرت در میان نخبگان سیاسی مختلف جلوگیری مینماید. هرکدام از جناحهای فوق، جناح رقیب را به تندروی، افراطگرایی و شتابزدگی متهم مینمایند، به ویژه اینکه جناح راست سنتی به جناح چپ مدرن، اتهام افراطگرایی و تندروی میزند. در این نوشتار سعی شده است مفهوم واقعی «تندروی یا افراطگرایی» از دیدگاه دو جریان سیاسی تعریف شود زیرا تندروی و شتابزدگی در برخی مواقع با توجه به استراتژیها خوب است و باعث بهبود روشها و توسعهی کشور میشود ولی در برخی موارد با توجه به اهداف و نگرشهای جریان سیاسی، تندروی و افراطگرایی به ضرر مردم و جامعه تمام میشود و حاصل افراطگراییها، رشد بیکاری، فقر و افزایش مشکلات مردم میگردد.
1ـ تندروی و افراطگرایی در اردوگاه جناح راست: وابستگان به جناح راست یا اصولگرا، خواستار گسترش نفوذ دولت در همهی ارکان جامعه حتی حریم خصوصی مردم هستند. انتخابات آزاد و آزادی نهادهای مدنی را قبول ندارند، جناح خود را کاملتر و برتر از جناحهای دیگر میدانند، به حکومت دائمالعمری و فقرنوازی علاقهمند هستند، از روشهای پوپولیستی برای ادارهی کشور استفاده میکنند، مخالف آزادی بیان و اندیشه هستند، با تکنولوژی مدرن رسانهای به ویژه اینترنت و ماهواره مخالفت مینمایند، شهروندان را به خودی و غیر خودی تقسیم میکنند، اعتقادی به دمکراسی و حقوق بشر ندارند، گذشتهنگر و سنتگرا هستند، نسبت به فقر فرهنگی و اقتصادی بیتفاوت هستند، به جای ریشهکنی فقر به فقرستایی روی میآورند، بسیاری از نهادهای دولتی را به طور سنتی در اختیار دارند، با تحجر و واپسگرایی مقابله نمیکنند، اقتصاد دولتی را دوست دارند، تمایل جدی برای پاسخگویی حاکمیت و مبارزهی شفاف با مفاسد اقتصادی ندارند، به رأی ملت احترام نمیگذارند و با دنیای خارج روابط معقول برقرار نمینمایند. با توجه به اینکه استراتژی و اهداف جناح راست، بازگشت به عقب و ممانعت از پیشرفت تکنولوژیکی کشور با توجه به شرایط امروزی جهان است، در این جناح هر چقدر میانهروی و محافظهکاری باشد به نفع کشور است زیرا میزان بازگشت به عقب و سنتگرایی با آهنگ کمتری صورت میگیرد ولی هر چقدر تندروی و شتابزدگی در این جریان صورت گیرد درصد واپسگرایی و عقبماندگی هم افزایش مییابد و کشور ما با سرعت بیشتری به استقبال فقر، بیکاری و عقب ماندگی میرود. بنابراین در اردوگاه راست کندروی و میانهروی به نفع ایران است و تندروی باعث افزایش انحصارگرایی و نادیده گرفتن بیش از حد حقوق مردم میشود.
2ـ تندروی و شتابزدگی در اردوگاه جناح چپ: جناح چپ خواستار توسعهی متوازن و پایدار کشور است و تمامیت ارضی کشور و حفظ استقلال آن همراه با دموکراتیزه کردن ساختار سیاسی و رعایت حقوق بشر از آرزوهای تمام طیفهای اصلاحطلب است، ریشه کنی فقر از طریق افزایش تولید و ایجاد اشتغال، حفظ حریم خصوصی شهروندان، رشد تکنولوژی، پاسخگویی حاکمیت، چرخش قدرت در نخبگان، اصلاح قوانین سنتی، کاهش دخالتهای دولت در امور اقتصادی، مبارزه شفاف و عملی با مفاسد اقتصادی و قاچاق کالا، زمان دار کردن دورهی خدمت زمامداران سیاسی، تعامل و ارتباط سازنده با جامعهی جهانی، پرهیز از خشونت و پروندهسازی بر علیه منتقدان، آزادی مخالفان، ایران برای همهی ایرانیان، آزادی نهادهای مدنی و آزادی انتخاب و تکثرگرایی از اهداف عالیهی همه اصلاحطلبان میباشد. مشارکت سیاسی همهی مردم خواست همهی اصلاحطلبان و روشنفکران است. گروهی از اصلاحطلبان رویهی میانهروی دارند وآرامتر برای رسیدن به اهداف فوق حرکت میکنند و از چپ سنتگرا هستند، ولی طیفی از اصلاحطلبان و روشنفکران ـ که عمدتاً از نسل جوان و خلاق آن جریان هستند ـ برای جبران عقبماندگیها و حل مشکلات کشور خواستار حرکت شتابان و سریع برای اصلاح امور میباشند. این طیف از روشنفکران جوان، با شهامت و دگراندیش از عقب ماندگی ایران نسبت به همسایگان خود نگران هستند و فرار سرمایهها و نخبگان را ناشی از سیاستهای غلط محافظهکاری میدانند، از این رو خواستار سرعت بخشیدن به اصلاح نگرشها و رویهها هستند. بنابراین تندروی در اردوگاه چپ باعث همسو شدن ایران با تحولات جهانی میشود و به نفع کشور است. در عصر انفجار دانش و نانوتکنولوژی، سرعت تغییر و تحولات آن قدر سریع است که هر گونه محافظهکاری باعث واپسگرایی میشود. طیف تندرو جناح چپ را باید تقویت کرد ولی با روش سیاستورزی و عقلگرایی آنان را هدایت نمود تا دچار احساسات نشوند. در زمان دولت خاتمی نیز طیف تندرو و اصلاحات نتوانستند از تاکتیکهای مناسب استفاده نمایند برای اینکه برخی از آنها از تجربه و پختگی کافی برخوردار نبودند.اما باید از گذشته درس گرفت و اشتباهات را جبران کرد.
|
|
|