Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

گفت و گوی اختصاصی "نصیر" با " منوچهر بهروزیان"

گفت و گوی اختصاصی "نصیر" با " منوچهر بهروزیان"
شاعر و نویسنده‌ی بوشهریِ مقیمِ سوئد :در سوئد هم پیرو اصولی هستیم که نشأت گرفته از فرهنگ ایرانی‌ست
حال اگر اجازه دهید به حضور شما در سوئد بپردازیم. چه سالی به سوئد مهاجرت کردید و با توجه به تفاوت‌های فرهنگی و شرایط اقلیمی چه دشواری‌هایی در آغازین روزهای اقامت در این کشور داشتید؟
ـ من در سال 1366 به سوئد مهاجرت کردم و هر چند پس از شش سال سکونت در آن‌جا به آمریکا رفتم و در حدود هفت سال هم در آن جا اقامت داشتم اما از سال (2001) 1380 مجدداً به سوئد برگشته و تا این تاریخ کماکان در این کشور ساکن هستم.
در اولین روزهای اقامت، من هم مثل بسیاری از هموطنان با دشواری‌هایی روبه‌رو بودم، اما از آن جا که انسان خیلی زود می‌تواند خود را با شرایط محیط وفق دهد توانستم بر مشکلات فائق آیم و زندگی را به روال‌ عادی برگردانم.
اولین دشواری من نه سرمای زیاد‌ آن کشور یا عدم آشنایی با زبان مردم آن جا که دقیقاً ـ همان‌گونه که شما اشاره کردید ـ تفاوت‌های فرهنگی بود. فرهنگ مردم سوئد به کلی با فرهنگ ما فرق داشت. من حقیقتاً نمی‌توانستم بعضی از عادات، آداب و رسوم سوئدی‌ها را بپذیرم چرا که در بعضی از نمودهای فرهنگی آن‌ها نوعی عنصر بی‌بند و باری را می‌دیدم، ولی با گذشت زمان و شناخت فرهنگ عام آن‌ها، هسته‌های معقول آداب و رسوم آ‌ن‌ها را پذیرفتم. در حال حاضر،‌ مشکل چندانی نداریم زیرا لااقل در چهارچوب خانه و خانواده خود پیرو اصولی هستیم که نشأت گرفته از فرهنگ ایرانی‌ست.
فضای فرهنگی و اجتماعی را در سوئد چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ـ "سوئد" کشور دمکراتی است که به محور دموکراسی در فضای فرهنگی و اجتماعی خود خیلی‌ بها می‌دهد اما اگر به این مقوله نگاهی عام گرایانه نداشته باشیم بلکه فضای فرهنگی و اجتماعی سوئد را با عینک فرهنگی خودمان و در زیر‌ ذره‌بین نقد بنگریم، خواهیم دید که در پاره‌ای از مناسبات فردی و اجتماعی ایراداتی وجود دارد که به زعم مردم سوئد نه تنها هیچ عیب و ایرادی نیست بلکه باید این چنین باشد اما به اعتبار فرهنگ فردی و اجتماعی ما پسندیده نمی‌نماید. دقیقاً به خاطر همین ناهمخوانی دو فرهنگ است که ما ایرانی‌ها نمی‌توانیم به صورت صددرصد در جامعه‌ی سوئد جذب شویم.
از ایرانیان موفق در سوئد، در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی بگویید.
ـ هر چند در مقایسه با آمریکا، کانادا و حتی بعضی از کشورهای اروپایی، تعداد ایرانیان ساکن در سوئد چندان زیاد نیست، اما کم نیستند ایرانیانی که در این کشور به خصوص در حوزه‌ی فرهنگی موفق بوده و باعث افتخار سایر هموطنان هستند. ما پزشکان، مهندسان و به ویژه استادان دانشگاه سرشناسی در سوئد داریم که هر کدام وزنه‌ی سنگینی در معادلات صنعتی، اجتماعی و فرهنگی سوئد هستند و حتی چند نماینده ایرانی نیز به نمایندگی جامعه‌ی ایرانی‌های مقیم سوئد و حتی سوئد‌ی‌ها در پارلمان این کشور مشغول به خدمت هستند.
نوع نگاه و برخورد مردمان این کشور با ایرانیان و در مجموع مهاجران را چگونه دیده‌اید؟
ـ دو سه دهه بعد از پایان جنگ دوم جهانی موجی جدید از نازیست‌های جوان آلمانی که به "نئونازیست‌ها" معروف بودند در آلمان قد علم کردند و متأسفانه ارتباطاتی با جوانان سایر کشورهای اروپایی از جمله کشور سوئد برقرار کردند و توانستند لایه بسیار نازکی از جوانان نژاد پرست سوئد را به خود جلب کنند. هر چند این لایه، بسیار نازک و غیرقابل اعتنا بود ولی به هر حال دردسرهایی برای خارجی‌های مقیم سوئد از جمله ایرانی‌ها به وجود آورد. به غیر از این گروه از جوانان نژاد پرست سوئدی، می‌توان گفت اکثریت قریب به اتفاق مردم آ‌ن‌جا نه تنها هیچ‌گونه خصومتی با مهاجران نداشته بلکه پذیرای آن ها بوده و هستند.
وضعیت نشر در سوئد چگونه است، آیا ممیزی و سانسور اعمال می‌شود؟
ـ می‌‌توانم با قاطعیت بگویم که در سوئد به هیچ عنوان ممیزی و سانسور اعمال نمی‌شود مگر این‌که از سوی دولت یا ارگان‌های ذی‌صلاح تشخیص داده شود که چاپ و نشر مطلب یا مطالب خاصی در مقاطعی به صلاح مملکت و مردم نیست. البته با توجه به حق اعتراض و شکایت از سوی نویسنده یا نویسندگان، دولت یا ارگان‌های ذی‌صلاح باید دلائل محکمه‌پسندی را در جلوگیری از چاپ و نشر مطلب مورد نظرشان ارائه دهند.
در سوئد به غیر از کانال‌های رادیو و تلویزیون خصوصی، سه کانال وجود دارد که غیرخصوصی هستند، اما دولتی هم نیستند زیرا مردم ماهیانه حق‌اشتراک جهت اداره‌ی آن‌ها پرداخت می‌کنند لذا می‌توان گفت به معنای اخص کلمه "ملی" و متعلق به مردم‌اند. این سه کانال تلویزیونی همانند مطبوعات، ناظر بر اعمال دولت به ویژه در زمینه‌ی سانسور می‌باشند و چون وابستگی به هیچ حزب و ارگانی ندارند به راحتی عملکرد دولت را نقد می‌کنند. در سوئد، رادیو و تلویزیون و مطبوعات صاحب قدرت فائقه هستند.
وضعیت‌مطبوعات در سوئد را تشریح‌کنید؟
ـ سوئد کشوری‌ست که نسبت به جمعیت، بیشترین روزنامه و مجله‌خوان را در دنیا دارد و به همین جهت است که در این سرزمین انواع و اقسام روزنامه، هفته‌نامه، ماهنامه، فصل‌نامه و سالنامه را بر پیشخوان روزنامه‌ فروشی می‌بینید.
دمکراسی عمیق و نهادینه شده‌ی این کشور اجازه هیچ‌گونه سانسور را به دولت نمی‌دهد لذا می‌توانم به جرأت ادعا کنم که آزادی مطبوعات کاملاً تضمین شده است و هیچ هراسی در نگارش وقایع و رویدادها، اخبار و تفاسیر در دل نویسنده راه نمی‌یابد. هر حزبی دارای ارگان یا ارگان‌های مطبوعاتی خاص خود است و مجاز است هر گونه انتقادی را که لازم می‌داند از دولت یا حکومت مطرح کند. مطبوعات غیرارگانی نیز در سوئد فراوان است و همین تنوع است که فضای سیاسی را کاملاً در این مملکت باز نگه داشته است.
آیا اطلاعی از فعالیت‌های سوسن تسلیمی در عرصه‌ی سینما و تئاتر دارید؟
ـ خانم "سوسن تسلیمی" یکی از مفاخر جامعه‌ی ایرانی ساکن سوئد هستند. ایشان تاکنون چندین فیلم کوتاه و بلند کارگردانی کرده و خوشبختانه همه‌ی آ‌نها نیز با موفقیت روبه‌رو شده‌اند.دو سه فیلم از ایشان اخیراً از برخی کانال‌های تلویزیونی سوئد پخش شده و مورد توجه صاحب‌نظران عرصه‌ی سینما قرار گرفته است.
از شاعران و نویسندگانی که به کشورهای اروپایی مهاجرت کرده‌ا‌ند، کدام یک به شکل جدی و مؤثر در حوزه‌های شعر و ادبیات داستانی فعالیت دارند؟
ـ به نظر می‌رسد اکثر شعرا و نویسندگان ایرانی در کشورهای اروپایی به خصوص آلمان، انگلستان و فرانسه ساکن هستند و تنها عده قلیلی به سوئد آمده باشند، اما همین عده نیز با همکاری انتشاراتی مانند "نشر باران" توانسته‌اند کتاب‌های خود را به چاپ برسانند و توفیقاتی نیز به دست‌ آورده‌‌اند. اما فعال‌ترین نویسندگان و شعرای ما در آلمان و فرانسه ساکن هستند و به کمک مراکز انتشاراتی به خصوص نشر نیما مرتباً اقدام به نشر و توزیع کتاب‌های خود به زبان فارسی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه می‌نمایند.
از کسانی که در زمینه‌‌های ادبیات داستانی، فلسفه و تاریخ فعالیت مستمر دارند می‌توان از نسیم خاکسار، علامه‌زاده، عباس معروفی، دکتر علی میرفطروس، دکتر محمدرضا فشاهی، داریوش آشوری و محمد‌رضا نیکزاد نام برد.
در سال‌های اخیر جریانی با عنوان «ادبیات پست مدرن» در ایران شکل گرفته که در واقع دنباله‌رو ادبیات پست مدرن در غرب است. در حال حاضر این رویکرد را در ادبیات غرب چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ـ در روزگار جوانی ما جریانی در شعر به وجود آمد که «موج نو» نامیده شد و چند صباحی خودی نشان داد و سپس فروکش کرد. این موج نو همانند بسیاری از جریانات شعری ریشه در شوره‌زاری داشت که بعضی از بذرها را نگه ‌داشت و برخی را پوساند. در حال حاضر رگه‌هایی از همان موج نو وجود دارد که نسبت به اوائل پیدایش بسیار منطقی‌تر، اصولی‌تر و قابل قبول‌تر است.
اما به نظر می‌رسد "ادبیات پست مدرن" جریانی‌ست که مطلقاً ریشه در نمک دارد. این ادبیات، جنین بسیار نارسی است که با همه‌ی نواقصی که دارد عجله دارد زودتر متولد شود. شاید به نوعی بشود در اروپا و آمریکا پست مدرنیسم را با همه‌ی گنگی، نامفهومی، بی‌ثباتی و نواقصی که دارد کم و بیش پذیرفت ولی در ایران که اعتقادات، باورها، تفکرات و اندیشه‌ها ریشه در سنت دارد چگونه می‌شود ادبیات آن را که بستر و محمل دو سه هزار ساله دارد وارد عرصه‌ی پست مدرنیسم کرد که خود مرحله بعد از مدرنیسم است!
در جایی خواندم که یکی از معتقدان به پست مدرن نوشته‌ای را خوانده و آن را مردود دانسته بود چرا که به رغم ایشان آن نوشته دارای "معنی" بوده است. به این ترتیب به باور معتقدین به پست مدرنیسم، هر چیزی که دارای معنی و مفهوم باشد نمی‌تواند در این مقوله‌ بگنجد!
در شعر و ادبیات آمریکا و اروپا و به طور کلی غرب، هیچ اثری که با نامفهومی و مبهم‌گویی همراه باشد مورد تأیید نیست و اصولاً کسی با این‌گونه ادبیات همخوانی نشان نمی‌دهد.
در پایان، یک جمله که حاوی احساس شما درباره‌ی بوشهر باشد؟
ـ بوشهر آن قدر برای من عزیز است که در فرجام عمر، می‌خواهم در این شهر آرام بگیرم.
و سخن آخر؟
ـ سخن آخر، سپاس از شماست که به من فرصتی دادید تا با همشهریانم ارتباط برقرار کنم، عزیزانی که قلبم به خاطرشان می‌تپد.