![]() |
||||
|
|
||||
|
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی!همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی!
پس از پیروزی انقلاب در کشورمان ـ با توجه به سیاستهایی که وجود داشت و دارد و احتمالاً خواهد داشت ـ عرصه بر هنر و هنرمند به خصوص در حوزهی موسیقی، تنگ و تنگتر شد تا بدان جا که استادان نامی موسیقی ما به اصطلاح سکوت اختیار کردند که: ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده! و به قفل سکوتی که طی بازی حساب شدهای بر دهان ایشان زده شده بود، قفل دیگری زدند که: سکوتِ ما سرشار از ناگفتههاست! ناگفتههایی که طی سالهای متمادی زمینه را برای فعالیت و بسط افکاری فراهم آورد که امروزه با تأسف شاهد تبعات آن هستیم. سکوتی که ضربهای بزرگ بر پیکرهی موسیقی وارد آورد. سکوتی که استادان ما گویا رسالت خود میدانستند و در نتیجه این اشتباه بزرگ تاریخی را رقم زد که البته با توجه به پیشینهی تاریخی ایرانیان دور از انتظار نیست. سکوتی که به نمایش عقدههای فرو خوردهی افرادی انجامید که امروزه همهی ما چه خاص و چه عام شاهد احتضار موسیقی ناشی از عملکرد چنین افرادی هستیم. افرادی که فعالیت هنری را عامل بقای خویش میدانند و نه بقای هنر. سکوت استادانی چون شجریان، لطفی و کسایی که خود شاگردان مکتب استادانی بزرگ چون دوامی، صبا و وزیری و ... هستند و به اندازهی کافی و به طور کامل از محضر استادانی بزرگ استفاده کردهاند، خطایی بزرگ و نابخشودنی به حساب میآید، هر چند که قلم شدن انگشتان و شکستن سازهاشان و ... را بهانه قرار میدهند، ولی آینده در مورد ایشان قضاوت خواهد کرد. به طور مثال، یک بار که افتخار حضور در محضر "استاد کسایی" را داشتم از ایشان سؤال کردم که: استاد، تکلیف ما جوانان که علاقهمند به استفاده از محضر شما به طور حضوری هستیم، چونان خود شما که از محضر استادانی بنام بهره گرفتهاید، چیست و چرا دست افرادی چون من و ما را نمیگیرید که این رسالت و وظیفهی شماست نه بیشتر. ایشان در جواب من فرمودند: من کار خود را کردهام و شما میتوانید از نوارهایم استفاده کنید! با این پاسخ، سریعاً این سؤال در ذهن من ایجاد شد که تا چشمه هست چرا از پایین رود آب بخوریم و .... و صد افسوس که موضع بزرگانی چون ایشان به باز شدن درهای طلاییِ فرصت و مجال به روی افرادی منجر شد که من از آنها در عرصهی موسیقی به عنوان چسبیدههای به کالبد موسیقی یاد میکنم که خون موسیقی را ذره ذره مینوشند و در نهایت با خلق اثری به ظاهر عامه پسند (البته با احترام به نظر عوام) مورد تعریف و تمجید کسانی قرار خواهند گرفت که خود نیز مقامی والاتر از این افراد ندارند. افرادی که به سادگی میتوانید شاهد ضربه زدن آنان بر پیکرهی بیرمق موسیقی باشید و چه بسا در حضور طرفداران این افراد و افکار نمیتوانید سکوت را بشکنید و پرده دری کنید و آنگاه به نجات موسیقی میشتابید که دیگر دیر شده است. البته شایان ذکر است که این استادان (لطفی و شجریان) چند سالی است کلاسهای کارگاهی خود را پس از 2 دهه دایر نمودهاند و به اصطلاح در زمینهی بسط موسیقی فعال شدهاند که به راستی قسم، دیگر دیر است. بیش از دو دهه از سکوت ایشان گذشته و این سؤال در ذهن ایجاد میشود که: تا به حال کجا بودهاید؟! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه