Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

نماینده‌ای که زود فراموش می‌کند! فاصله‌ی حمایت تا مخالفت!

نماینده‌ای که زود فراموش می‌کند! فاصله‌ی حمایت تا مخالفت!
نگاهی به تناقضات در موضع‌گیری‌های عطارزاده
روزهای انتخاب استاندار بوشهر سوژه‌های بسیار داغی مخصوصاً برای اهالی مطبوعات بود و هر نماینده‌ای برای مسند استانداری گزینه‌ای را انتخاب کرده بود. در این میان، عطارزاده نیز سنگ افراشته را به سینه می‌کوبید، البته اگر یادش نرفته باشد.
بعد از گذشت مدتی از شروع به کار آقای افراشته، مهم‌ترین حامی آقای استاندار ـ یعنی عطارزاده ـ شروع به مخالفت با ایشان کرد که برای مردم سؤالاتی به وجود آمد.
اینجانب به عنوان عضو کوچکی از اهالی مطبوعات استان بر خود لازم دیدم واقعیاتی را به یاد عطارزاده بیاورم تا وی فراموشکاری‌اش برطرف شود. در مرحله‌‌ی اول چکیده‌ای از صحبت‌ها و نوشته‌های "عطارزاده" را در حمایت وی از آقای "افراشته"، و در مرحله‌ی دوم صحبت‌های وی و نوشته‌هایش در مخالفت با استاندار را مورد بررسی قرار می‌دهم:
«از آن‌جا که استاندار جدید بوشهر تازه منصوب شده است، تا بخواهد ساختار اداری مناسب را به وجود بیاورد باید فرصت و زمان مناسبی را پیدا کند. قاعدتاًٌ با توانایی که در استاندار منصوبِ آقای احمد‌ی‌نژاد می‌بینیم شاهد پیشرفت و توسعه در همه‌ی زمینه‌های مختلف در استان خواهیم بود. من اطمینان دارم که آقای افراشته پس از یک سال کار می‌تواند چهره‌ی استان را دگرگون کند و ایشان در گذشته هم توان‌مندی‌های خود را به اثبات رسانده است. از زمانی که استاندار جدید آمد کار آب‌رسانی نیز شکل تازه‌ای به خود گرفته است و پروژه‌هایی که ممکن بود چندین ماه طول بکشد با سرعت در حال تکمیل است.»
«نشریه‌ی لیان ، دوشنبه 1384/10/5 ، سال هفتم ، شماره‌ی 338، صفحه 3 »
در قسمت دیگری از همین شماره در صفحه‌ی 2 می‌گوید: «افراشته استاندار بوشهر که فعالیت‌های خوبی در 50 روز گذشته انجام داده است عالی است، حتی در روز شنبه پس از بارند‌گی‌ها که سیل خانه‌های مردم را محاصره کرده با حضور خود در آن‌جا سعی در تسریع موضوع داشت که خود جای تمجید و سپاس دارد».
عطار‌زاده در نشریه لیان ـ مورخه‌ی دوشنبه 12/10/1384، شماره 339، سال

هفتم، صفحه 3ـ در ادامه‌ی حمایت‌هایش از آقای افراشته می‌نویسد:
«... و اکنون پس از حدود 2 ماه از آغاز به کار استاندار جدید بوشهر برادر عزیزم آقای افراشته،‌‌‌ خیلی از سیاه نمایی‌ها رنگ باخته و فضای کار و امیدواری در جامعه حاکم شده است. از ابتدای انتصاب استاندار جدید عده‌ای راه افتاده و این‌گونه القاء کردند که افراشته چهره‌ی فرهنگی است و در کار اجرایی موفق نخواهد بود. عده‌ای هم که از دوستان افراشته بودند و هستند با توجه به این جَو تخریبی حتی نمی‌توانستند اظهار بدارند که افراشته یک چهره‌ی فرهنگی است. چون بیان این جمله، این‌گونه تداعی می‌کرد که استاندار فردی اجرایی نیست. امروز با گذشت قریب به 60 روز از مسئولیت استانداری بوشهر، فضای کار و امید در استان موج می‌زند. امضای قرارداد اعطای کمک یکصد میلیارد تومانی نفت به استان بوشهر، تسریع در روند بازسازی فرودگاه بین‌المللی بوشهر و ایجاد فضای لازم جهت تردد در خیابان منتهی به آن، رفع مشکلات بانکی سرمایه‌‌گذاران و تولید کنندگان، اهتمام به عقب‌ماندگی‌های مردم شهرهای مختلف استان در سفرهای پر خیر و برکت شهرستانی‌، برخورداری مردم جزیره‌ی خارگ از حق مالکیت بر منازل مسکونی بعد از گذشت 60 سال انتظار، اخذ مجوز بهره‌برداری از بخش بزرگی از زمین‌های نیروی دریایی برای ساخت بیمارستان و منازل مسکونی و مجتمع‌های فرهنگی، از صدها اقدام ارزنده‌ی آقای افراشته است که همه‌ی مخالفان را متحیر و زبان اعتراف به اشتباه را در همه‌ی آنان گشوده است. من به عنوان مهم‌ترین حامی افراشته در ورود به این مسئولیت نمی‌توانم خوشحالی خودم را از این انتخاب شایسته و کارآمد پنهان کنم. یکی از نشریات استانی با یک تیتر هدف‌دار با این عنوان «نماینده‌ای در کسوت استاندار» سعی در القای این مطلب را داشت که استاندار تابع عقاید دیگران است و بنده‌ی نوعی ـ عطارزاده‌ـ برای وی تصمیم‌گیری می‌کند، در حالی که این جماعت افراشته را نشناخته‌اند که او در تصمیم‌گیری فردی کاملاً با‌ اراده و مستقل و تابع هیچ احدالناسی در تصمیم‌سازی نیست و وسواسی که افراشته در انتخاب همکاران خود به خرج می‌دهد در بعضی از مسئولیت‌ها و عدم انتخاب نیروهای همراه، موجبات بروز مشکلاتی برای شخص ایشان فراهم ساخته است. همه‌ی این‌ها نشان‌گر اراده‌ی شخص استاندار و عدم تبعیت از فشارهای موجود می‌باشد و باعث خوشحالی اینجانب است که جمع کثیری از عزیزان که در روزهای اولیه‌ی ورود استاندار جدید با دل نگرانی این موضوع را تعقیب کرده ـ حتی بعضاً مخالف این گزینش بودند ـ ولی با گذشت زمان و درک ‌صداقت و کارآیی آقای افراشته، به دوستان همراه ایشان تبدیل شده‌اند.»
در همین شماره‌ی نشریه، عطارزاده می‌نویسد: «بنده به عنوان نماینده‌ی مردم، دست همه‌ی نیروهای کارآمد شهرهای مختلف را برای مساعدت ایشان می‌بوسم».
نوشته‌هایی که از نظر شما خوانندگان منصف گذشت به قلم "عطارزاده" بود که همه‌ی آن‌ها در نشریه‌ی "لیان" به چاپ رسیده است و طرفداری و حمایت بی‌چون و چرای وی از استاندار کاملاً واضح است. حالا در مطالب بعدی مواضع "عطارزاده" را در مخالفت با آقای افراشته مورد بررسی قرار می‌دهیم.
"عطارزاده" در تاریخ 21 دی ماه در خانه مطبوعات اعلام کرد که افراشته باید استعفا بدهد تا نمایندگان بتوانند به گزینش دیگری دست بزنند و این مطلب شروع علنی مخالفت‌های عطارزاده با استاندار بود که روزی سنگش را به سینه می‌کوبید. ادامه‌ی ماجرا را بخوانید:
«افراشته را از زمانی که مسئول امور تربیتی دیلم بودم و ایشان نیز مسئول امور تربیتی اهرم بود می‌شناختم... زمان گذشت تا سال 73 که برای ادامه تحصیل به بوشهر آمدم و براساس اتفاق گفتم سری به ایشان بزنم که آن موقع مدیر کل ارشاد شده بود. او پیشنهاد کرد به ارشاد بیایم و او را کمک کنم. آن روزها دستگاه‌های اطلاعات استان و نیروهای حزب ‌الهی نگاه [مطلوبی] به او (افراشته) نداشتند. در حقیقت در آن روزه‌ها من چتر حمایتی برای او درست کردم. که در مسئولیت حراست اداره‌ی کل ارشاد، اگر حمایت من نبود یک روز دوام نمی‌آورد و هر روز باید خطاهای او را رفع و رجوع می‌کردم دستگاه مالی اداره‌ی کل ارشاد آلوده به رشوه‌خواری بود. ذی‌حساب یکی از مسئولین مالی و یکی از پیمانکاران را با روش خاص در یک نقل و انتقال و رشوه‌خواری شناسایی کردم (نوار کاست آن موجود می‌باشد). در سفر آقای ناطق نوری به استان بوشهر، "ارشاد" زیر سؤال نیروهای مذهبی و اطلاعاتی شهر رفت که این همه هزینه‌ی چاپ پوستر و خرید گل و شیرینی با کدام بودجه و اعتبار مالی انجام می‌گیرد؟ ... از سال 75 تا سال 83 به مدت 8 سال شاید دو الی سه بار ایشان را دیدم و هیچ‌گونه ارتباط فکری و کاری نداشتیم. او همه‌ی دوستانش را که در زمان حضور در بوشهر برای آبروی او در کنارش ایستادگی کرده بودند به فراموشی سپرده بود و در آب و هوای شمال به خوشی روزگار می‌گذراند. لذا مردم حق دارند که این سؤال را بپرسند که فردی که آن‌گونه از استان رانده شده و برای فرار از دست مأموران حکومتی مجبور شده بود به دامن دوستانش در صدا و سیما بیفتد تا سر از مجتمع تفریحی "زیبا کنار" درآورد چگونه برگشت تا استاندار بوشهر شود... چند روز قبل از انتخاب افراشته در یکی از پَستوهای صحن علنی مجلس با حضور آقای "آشوری" نماینده‌ی محترم هرمزگان با پافشاری بر انتخاب آقای "سید قاسم حسینی" از 3 نماینده‌ی استان خواستم که همدلی و همراهی نمایند که مـتأسفانه در آن سفر آقای شجاع که اصرار بر فرد دیگری داشت از این خواسته حمایت نکرد و این آخرین شانس ما بود و وقتی که آن اتفاق نیفتاد آن چه که باید بر سرمان نمی‌آمد آن گونه رقم خورد... من پرونده‌ی آدم‌ربایی، شکنجه و اذیت و آزاری که برادر و پسر خواهر استاندار بر سر یک پیرمرد 55 ساله‌ی آذری زبان ساکن بوشهر در آوردند را به ریاست محترم جمهوری تحویل داده‌ام. در تاریخ سابقه ندارد که با اطلاع استاندار فردی را در باغ استانداری به درخت بسته و شکنجه نموده باشند. من شواهدی دارم که افراشته با بدگویی و تحقیر احمدی‌نژاد، خود اعتقادی به احمد‌ی‌نژاد نداشته و آن‌چه بروز داده است از روی نفاق بوده است. او مهره‌ی کسان دیگری است که وارد این دولت شده است. احمد‌ی نژاد که پیروز شد او هم (افراشته) برای سهیم شدن در دولت به سراغ من آمد و التماس و خواهش کرد که او را مدیر کل صدا و سیما بگذاریم. مطالبی را که خودش آماده کرده بود من و قیصر صالحی امضاء کردیم و وقتی آن را به آقای پورفاطمی دادیم او نخوانده امضاء کرد و وقتی متوجه نام افراشته شد امضایش را خط زد. آقای شجاع هم امضاء نکرد. لذا با دلشکستگی به خانه رفت و بعد از چند روز سر و کله‌اش پیدا شد و به آب و آتش می‌زد که جایی برای خودش پیدا کند. از دست او نه شب آرامش داشتیم نه روز، در دفتر و خانه‌ام خیمه زده بود. روزی در منزل امام جمعه بوشهر جلسه داشتیم. این سؤال مطرح شد که چه کسانی برای استانداری مطرح هستند. در آن موقع تنها کسی که نام "افراشته" را بر زبان آورد من بودم و همه از این که چنین فردی مفید باشد شک و تردید داشتند ولی با هر التماس و خواهشی که بود در لیست قرار گرفت و آن زمان که وزیر کشور به دلایل واهی از پذیرش آقای "سیدقاسم یاحسینی" خودداری کرد، بین استاندار فعلی و یکی دیگر از کاندیدها باید یک نفر انتخاب می‌شد که با رایزنی‌ من کسی بر مسند استاندار‌ی بوشهر نشست که نتیجه‌اش این گونه شد.»
«نشریه‌ی لیان ،دوشنبه 21/12/1385 ،شماره 293 ، صفحه 6»
بعد از دیدن این همه تناقض در سخنان و نوشته‌های عطار‌زاده چه برداشتی از موضع‌‌گیری‌های این فرد می‌توان داشت؟!
وی عنوان می‌کند که از آقای افراشته شناخت کافی دارد و اطمینان دارد که افراشته می‌تواند دگرگونی‌ای در پیشرفت استان به وجود بیاورد و درجایی دیگر از صحبت‌هایش افراشته را براساس اتفاق دیده است. در گفته‌های دیگرش خود را "چتر حمایتی" برای افراشته جهت رفع و رجوع کردن کارهای غیر قانونی وی معرفی می‌‌کند. عطارزاده به مردم حق می‌دهد که بپرسند کسی که از استان رانده شده چگونه باز بر مسند استانداری تکیه زده است؟ او خود را مهم‌ترین حامی افراشته و برادر عزیزش می‌داند و در جایی دیگر پافشاری برای انتخاب آقای سید قاسم یاحسینی را گوشزد می‌کند. عطارزاده اطلاع دارد که برادر و پسر خواهر استاندار با اطلاع وی فردی را ربوده و مورد شکنجه و اذیت قرار داده‌اند و در جایی دیگر می‌گوید این جماعت افراشته را نشناخته‌اند و از اراده و وسواس افراشته در انتخاب همکاران و مدیران‌اش می‌گوید و در جایی می‌گوید همه برای این‌که چنین فردی برای مسند استانداری مفید باشد، شک داشتند.

عطارزاده در مورد صداقت، کارآیی، اراده، وسواس و مردمی بودن افراشته نکات بسیاری را بیان کرده که خدای را سپاس همه‌ی آن‌ها ثبت گردیده است. او افراشته را مهره‌ی کسان دیگری می‌داند. اگر وی اطلاع داشت که آقای افراشته چنین سوابقی دارد چرا از او حمایت می‌کرد؟!
آقای عطارزاده؛ شما شخص فراموش‌کاری هستید و من به عنوان یک روزنامه‌نگار که وظیفه‌ام اطلاع‌رسانی به مردم دیارم می‌باشد این تعهد خود را به جای آورده و دوگانگی مواضع شما را برای مردم روشن کردم. من نه برای به

انزوا کشاندن شما این مطالب را نگارش می‌کنم بلکه فقط وظیفه‌ام را در قبال تعهدی که به عنوان یک روزنامه‌نگار دارم انجام می‌دهم. برای آگاهی مردم استانم از فردی که ادعا دارد حرف ناحق نمی‌زند، خود را مظلوم می‌داند و منتقدانش را به گروهک‌ها می‌چسباند، چند سؤال دارم.
آقای عطارزاده؛ شما که از خطاهای آقای افراشته در زمان مدیر کلی ایشان اطلاع داشتید، شما که در جریان خروس بازی‌های وی در شمال بودید، شما که افراشته را معتقد به احمدی‌نژاد نمی‌دانید، شما که افراشته را مهره‌ی کسان دیگری می‌دانید، شما که به قول خود چتر حمایتی برای آقای افراشته بودید و به هر صورت طبق اظهارات خود، آگاهی نسبتاً کاملی از شخصیت ایشان داشتید، چرا نوشتید از افراشته اطمینان دارم، نوشتید شناخت کافی از توانایی ایشان دارم، نوشتید صداقت و کارایی و مردمی بودن افراشته قابل تحسین است، نوشتید افراشته به کارهای در حال اجرا شتاب داده است؟
در پایان به آقای عطارزاده می‌گویم که مردم نسبت به آقای افراشته دید نسبتاً خوبی دارند و کارهای ایشان را مردم دیده‌اند و تا به حال استاندار خوب کار کرده است.
من نتیجه‌گیری این بحث را به عهده‌ی مردم می‌گذارم، چرا که مردم بهترین قاضی هستند.