![]() |
||||
|
|
||||
|
نگاهی به افاضات "رحیمزاده" در یک گفتو گوی مطبوعاتی مأموریت غیر ممکن! نگاهی به افاضات "رحیمزاده" در یک گفتو گوی مطبوعاتی مأموریت غیر ممکن! امید غضنفر در هفتهنامهی "نسیم جنوب" مورخ 13 خرداد 86 گفتو گویی با "رحیمزاده" مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر به چاپ رسیده بود که واکنشهای گستردهی اهل قلم و اندیشه را در پی داشت. "رحیمزاده" در این گفت و گو، خود را فردی معرفی کرد که با هدفِ "تخریب داشتههایِِ فرهنگی بوشهر"، از ایلام به این اقلیم "ارسال" شده است و در این " مأموریت غیر ممکن" قصد دارد تمام نیروهایِ خودی و نیز تمامی امکانات و ابزار موجود در این رسانه را به کار گیرد. نخستین حرکتِ ارزشیِ ایشان هم افشایِ پروژهیِ نوازندگانِ "نیانبان" در راستای گسترش تهاجم فرهنگیست و مدیر کلِ "ایلام زاد" گویا قصد دارد در یک اقدامِ خیر خواهانه و در جهت هدایت مردم به راه "راست"، "سُرنا" را جایگزین "نیانبان" کند! در این مجال، به شکلی اجمالی به بخشی از افاضات ایشان میپردازیم. مدیر کلِ "ایلامزاد" دربارهیِ سریالِ "شهری در منظومهی شمسی" گفته است: «شما ببینید بیشترین انتقاد مردمی به ما به خاطر سریال "شهری در منظومهی شمسی" وارد شد و در ارزیابی مردمی نیز پایینترین رتبه را کسب کرد.». جهتِ اطلاعِ این برادرِ ارزشی باید گفت اگر هم این سریال با چنین ارزیابی مواجه شده، مهمترین علت را باید در سلاخیهای مکررِ این سریال و پخشِ باری به هر جهتِ آن جست وجو کرد. واقعیت این است که این سریال از "خوان"های زیادی عبور کرده و از نگارش فیلمنامه تا مرحله تولید از ممیزی برادران "واحد جراحی صدا و سیما" گذشته بود. معلوم نیست بعد از ممیزی چه اتفاقی افتاد که سریال در هنگام پخش نیز با سانسورهای مکرر مواجه شد، به طوری که اعتراض شدید عوامل تولید سریال را در پی داشت و نکتهی قابل تأمل، واکنش جناب مدیر کل در برابر این اعتراضات بود، بخوانید و قضاوت کنید: «این سریال متعلق به ماست، ما حق داریم هر بلایی که میخواهیم به سرِ این سریال بیاوریم و حتی آن را بسوزانیم»!! گفتنیست رحیمزاده پیش از این واکنش، در جلسهای اعلام کرده بود که بر اساس نظرسنجیها، این سریال پر مخاطبترین و پر بینندهترین برنامهیِ شبکهیِ استانیِ بوشهر است!! در بحث تعامل با مطبوعات، جناب مدیر کل مدعی است که به دلیل پخش برنامههایی دربارهی مطبوعات استان، از نظر مالی مقداری بدهکار شدهاند: «با فشارهای بسیاری که به ما، تهیهکنندگان و همهی سازمان وارد شد، ما مقداری از این مبلغ بدهکاری را به سال جدید انداختیم». "انداختن مبلغ بدهکاری به سال جدید" هم حکایتی دارد! به هر حال گویا به دلیل تحمیل هزینهی تولید برنامههایی در ارتباط با مطبوعات استان، این برنامهها حذف شد که با توجه به سلائق شخصی و تفکر جناحی مدیر کل، این "حذف" را باید به فال نیک بگیریم. اما در ارتباط با بدهی "صدا و سیما" بابت پخش این برنامهها، پیشنهاد میکنم بر اساس سنتِ حسنهیِ اعلامِ "شماره حساب"، جهت واریز مبلغ بدهکاریِ اهالیِ مطبوعات، یکی از شماره حسابهای صدا و سیمای مرکز بوشهر اعلام گردد تا متولیِ شبکهی استانی مجبور نشود "مبلغ بدهکاری را به سال بعد بیندازد"! در ارتباط با بحثِ "دستمزد"، "رحیمزاده" معتقد است که شبکهیِ استانیِ بوشهر در بین شبکههای استانی، بالاترین دستمزد را به هنرمندان پرداخت میکند!! اما اکثر هنرمندان، دیدگاه دیگری دارند. آنها میگویند: «دستمزد و به اصطلاح "حقالزحمه"ی هنرمندان در شبکهی استانی بوشهر بسیار ناچیز است و پرداخت این حقالزحمههای ناچیز نیز آن قدر در جریان کاغذ بازیهای اداری به تعویق میافتد که گاه عطایاش را به لقایاش میبخشیم و با خود میگوییم عدمِ دریافت این حقالزحمهها و انباشتِ آن در شبکهی استانی، شاید به تأمین هزینهی برگزاری یک همایش با موضوع "رفع معضلات هنرمندان" منجر شود و در نتیجه ما نیز میتوانیم سهمی در این عملِ خیر داشته باشیم!!!» در همین راستا، یک شاعر نیز از ولخرجیهای شبکهی استانی میگفت: «تهیه کنندهای از شبکهی استانی به من مراجعه کرد و در برابر سرودن هر ترانه برای پخش در یک برنامهی به اصطلاح طنز تلویزیونی، مبلغ 6000 تومان پیشنهاد کرد و با یک محاسبهی ساده مشخص شد این آقا برای 12 ترانه، مبلغ 72000 تومان در نظر دارد!» شایان ذکر است دستمزد ترانه سرایان معمولی و گمنام در تهران که نامههایِ عاشقانهیِ منظوم را به خوانندگانِ عشقِ شهرت جهت "نوارسازی" تحویل میدهند، بین 100 تا 150 هزار تومان برای هر ترانه است! در بحث موسیقی، جناب مدیر کل از این که به دلیل جسارت ایشان در ممنوعیت پخش موسیقیِ محلی و به ویژه قطع صدایِ "نیانبان" از وی تقدیر و تشکر به عمل نیامده، بسیار شاکی و گلایهمند بود! امیدواریم انشاءا... در آیندهی نزدیک در سالن مجتمع فرهنگی ـ هنری که متعلق به ادارهای به متولیگری شخصی همسو با دیدگاههای ارزشی اوست، این مراسمِ تجلیل با حضورِ دیگر اعضایِ "انجمن مبارزه با نیانبان" برگزار شود! اما ذکر نکاتی جهت منور کردن ذهن ایشان و سایر اعضای این انجمن ضروریست. سالهاست که از شبکههای سراسری صدا و سیما و حتا همین شبکهی استانی بوشهر، شاهد پخش انواع موسیقی تکنو، راک و پاپ غربی هستیم. سالهاست از موزیک بدون کلام گروههایی چون "پینک فلوید" ـ به طور مثال آهنگ "تایم" در برنامهی "تقویم تاریخ" ـ و موزیک ترانههای خوانندگانی چون: لایُنل ریچی، جورج مایکل، مادونا و نیز خوانندگان لوسآنجلس نشین چون: داریوش اقبالی، سیاوش قمیشی و بیژن مرتضوی استفاده میشود، اما تاکنون حرفی از "حدود شرعی" و "به گناه افتادن مردم" نبود و حالا فردی از گرد راه رسیده و در هنگامهی پخشِ مکررِ قطعاتِ موسیقیِ غربی که کمترین تبعاتاش ایجاد انگیزه برای اجرای "حرکات موزون" است، دیواری کوتاهتر از موسیقی نابِ بوشهر پیدا نکرده و این موسیقی و ساز اصیلِ " نیانبان" را "حرام" میداند. البته در دیاری که کمتر کسی در جای خود قرار دارد، ارسال محمولهای از "بایگانی صدا و سیمای ایلام" به نشانی "دفتر مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر" چندان شگفت آور نیست! این برادر، گویا فراموش کرده است که "نیانبان" مصداقِ تهاجم فرهنگی نبوده و نیست، بلکه موسیقیِ غربیست که قاعدتاً نباید با باورهای ایشان سازگار باشد! موسیقی بوشهر ـ اما ـ بیاعتنا به همهی این ممنوعیتها و اظهار نظرهای مربوط به عصر پارینه سنگی، همچنان در داخل و خارج از کشور میدرخشد. هنرمندان عرصهی موسیقی بوشهر، همچنان در جشنوارههای مختلف موسیقی با دریافت جوایز متعدد و هنرنماییهایِ فراموش نشدنی، اعتبار و افتخار برای موسیقی این دیار به ارمغان میآورند. آلبومهای "شپ" ،"بندری" و "موج" از سوی موسیقیدان و پژوهشگر نامدار "محسن شریفیان" و نیز آلبومهای "دی زنگرو"، "چیش انتظار" و "بندریانه" از سوی هنرمندان مطرح و ارجمند: حبیب مفتاح بوشهری، علی احمدی و محسن حیدریه با مجوز رسمی وزارت ارشاد به خیلِ دوستدارانِ موسیقیِ نابِ بوشهر عرضه و با استقبال شایانی مواجه شدهاند. آوازهی موسیقی بوشهر و سازِ "نیانبان" از کرانههای "خلیج فارس" به "راین" رسیده و بزرگان موسیقی به ستایش ویژگیهای بینظیر آن پرداختهاند. با این پیشینه و کارنامهی درخشان، ممنوعیتِ پخش موسیقیِ بوشهر نَه تنها برای متولی "صدا و سیما" موجب افتخار نخواهد بود، بلکه بیتردید تصویری "نگاتیو" از وی در اذهان مردمان این دیار ثبت خواهد کرد. رَغمارغمِ جارِ جنجالیان که متأسفانه مدیریتِ دو نهادِ حساسِ فرهنگی یعنی " اداره کل ارشاد" و "صدا و سیمای مرکز بوشهر" را اشغال کردهاند و از این دو نهاد دولتی به عنوان تریبونهایی برای طرحِ سلایقِ شخصیِ تنشزایِ خود استفاده میکنند، هنرمندان مستقل بوشهری بیاعتنا به کنشهای مخرب این دو، همچنان پویا و استوار در مسیر تحققِ هدفیِ مشترک که همانا اعتلا و ارتقاء فرهنگ، هنر و ادبیات این اقلیم در سطح کشوری و فرامرزیست، گام بر میدارند. در خاتمه، یک نکته را جهت " مبتذل زدایی" از برنامههای شبکهی استانی یادآور میشوم: آقای مدیر کل! دوشنبه شب هفتهی گذشته، یک قطعه تک نوازیِ "قانون" در برنامهیِ "شونشینی" پخش شد که نوازندهیِ آن یک مهاجر ایرانی مقیم لوسآنجلس است و ماهوارهبازها میگویند کلیپ این قطعه سرشار از حرکات موزونِ مبتذل از نوع "مختلط" است. پس بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
نگاهی به افاضات "رحیمزاده" در یک گفتو گوی مطبوعاتی مأموریت غیر ممکن!