![]() |
||||
|
|
||||
|
کشکول نصیر کشکول نصیر گردآوری : حسن زنگنه سخنانی از ویلدورانت مرحوم حمید سیاح که یادداشتهای پدرش حاج سیاح را چاپ کرده، مینویسد: در جشن هفتاد سالگی پروفسور کرش روسی، عدهی زیادی از استادان دانشگاههای روسیه و دانشگاههای خارجی آمدند و هر یک به زبان خودشان به پروفسور تبریک گفتند و به همان زمان جواب شنیدند. از جمله تبریک عمویم میرزا جعفرخان را به فارسی جواب داد و سپس با صدای بلند گفت: میخواهم مطلبی را بگویم که اگر به فارسی گفته شود تنها میرزا جعفرخان میفهمد، به چه زبانی بگویم؟ چون اکثریت با روسها بود از اطراف صدا بلند شد که: به روسی بفرمایید. پروفسور کرش ـ پس از اندکی مکث ـ گفته بود: من در برابر ادبیات ایران سر تعظیم فرود میآورم. همه حاضران بلند شدند که چطور؟ چرا فقط ایران؟ پروفسور جواب داده بود: من تنها یک شعر از حافظ میخوانم و شما بگویید کدام ملتی چنین دستور اخلاقی زیبایی دارد. مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست. با گفتن این جملات، صدای کف زدن حضار و فریاد زندهباد ایران به اوج رسید و عمویم که از این همه ایراندوستی غرق در شادمانی شده بود، مورد تمجید فراوان حضار قرار گرفت. حاشیه خاطرات حاج سیاح |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
کشکول نصیر گردآوری : حسن زنگنه