Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

بیانیه‌ی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی، دفتر ادوار تحکیم، (شبعه‌‌ی بوشهر) به مناسبت گرامی‌داشت سی‌امین سالگرد در گذشت دکتر علی شریع

بیانیه‌ی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی، دفتر ادوار تحکیم، (شبعه‌‌ی بوشهر) به مناسبت گرامی‌داشت سی‌امین سالگرد در گذشت دکتر علی شریعتیشریعتی هرگز در پی تئوریزه کردن نظام‌های سیاسی و فرهنگی توتالیتر و موجه نشان دادن حکومت‌های ایدئولوژیک سرکوب‌گر نبوده است
به نام خدای عرفان، برابری و آزادی
سی‌ سال از مرگ غمبار آموزگار بزرگ انقلاب، زنده یاد دکتر علی شریعتی گذشت. شریعتی در قامت یک روشنفکر مولد و خلاق، به رغم این که در چهل و چهار سالگی چشم از جهان فرو بست؛ اما توانست با تولید انبوه کالای فکری و فرهنگی، میراث عظیم از اندیشه‌‌ی پویا و تأثیر گذار و دگرگون از خود به یادگار بگذارد.
او در واقع، وابسته به نحله‌ای به نام "روشنفکران دینی" بود که در دهه‌ی بیست خورشیدی در میهن ما متولد شد. این افراد سرمایه‌ی علمی و معنوی خود را به خدمت گرفته بودند تا با ارایه‌ی‌ تصویری خردگرایانه، خرافه‌ ستیز و رحمانی از آموزه‌های آیین‌های الهی ـ به ویژه اسلام ـ به مسئولیت‌های ملی، دینی و تاریخی خود عمل کرده و مذهب را از انفعال و زندانی شدن در عرصه‌ی خصوصی صرف رهایی بخشند.
آن‌ها در پی بهره‌گیری از پیام‌های انسانی و عقلانی دین برای ساختن جامعه‌ای عاری از ستم و بیداد و مبتنی بر آرمان‌های تحسین بر انگیز انسانی؛ آزادی، عدالت، استقلال و مردم سالاری بودند.
مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، آیت‌ا… سید محمود طالقانی و دکتر محمد نخشب، پیشتازان حوزه‌ی روشنفکری دینی ایران در دهه‌ی بیست بودند که کاخ رفیع روشنفکران مذهبی را با اراده‌ی خستگی‌ ناپذیر و همت والای خود، در ایران شالوده گذاری کردند.
آن‌ها نه فقط در عرصه‌ی تئوری پردازی، بلکه در میدان عمل اجتماعی نیز پرانگیزه و پر تلاش، عرض اندام کردند. شریعتی گر چه خود از تبار این پیشگامان سترگ تولید اندیشه‌ی نوگرای دینی بود و دستاوردهای نظری و تجربه‌های کارکردی آن‌ها را پیش رو داشت؛ اما معطوف به تحولات فکری و سیاسی جامعه‌ی ایرانی و حتی جامعه‌ی بین‌المللی بود و با نگاهی به مطالبات و نیازهای اصیل نسل معاصر خویش، در مرزهای اسلاف خود متوقف نشد. شریعتی در دوران نوجوانی و جوانی افزون بر تغذیه‌ی فکری از سفره‌‌های اندیشه‌های دیگران، خود نیز با بهره‌گیری از ذهن آفریننده و تفکری بالنده و روحی سرشار از اراده و شور، در کارگاه تولید ایده و بینش دستی داشت. او در اواخر دهه‌ی چهل و نیمه‌ی اول دهه‌ی پنجاه، با رویکردی جامعه شناختی به دین، محافل علمی و مجتمع‌های دانشگاهی و دانشجویی را قلمرو جولان اندیشه‌های بیداد ستیزانه، آزادی خواهانه و استقلال طلبانه‌ی خود قرار داد و طرحی نو در افکند تا جنبش فرهنگی و سیاسی را که پیشینیان هم باور او خلق کرده بودند به سرانجامی مطلوب برساند. شریعتی اما در اجرای رسالت خود ناچار بود با مدافع و دست اندازهای بیرونی که در برابر او صف‌‌آرایی کرده بودند، دست و پنجه نرم کند. او در محاصره‌ی مخالفان و منتقدان نیرومندی قرار گرفته بود که از قضا با یکدیگر ناهمگون بوده و گویا گرانیگاه آنان، ستیز با روشنفکران دین باور، به ویژه با شریعتی بود. سنت‌گرایان مذهبی بعضاً خرافه پرست و مخالف نو اندیشی که ظهور نگرش‌ها، بینش‌ها و روش‌های نوین در ساختار کهن فکری آن‌ها پارگی ایجاد می‌کرد و در تفکرات منجمد و سنگواره‌ی آنان ترک می‌انداخت؛ ارباب اندیشه‌های چپ گرایانه‌ی غیر مذهبی که رقبای ایدئولوژیک شریعتی محسوب می‌شدند؛ و صاحبان قدرت و وابستگان به ساختار حاکمیت که بسان همه‌ی نظام‌های استبداد‌ی و ستمگر از روشنگری‌های نویسندگان و گویندگان راستین و متعهد به حقوق مردم و منافع ملی در بیم و هراس به سر می‌بردند، در یک ائتلاف غیر رسمی و نانوشته، از فرش کثرت به عرش وحدت پرواز کرده و در صف‌آرایی علیه شریعتی شرکت داشتند.
شریعتی در داده‌های خود، در تلاش بود با نگاهی عالمانه و منصفانه نسبت به سنت و دستاوردهای فکری، فلسفی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مدرنیته و ایدئولوژی‌های محصول آن، از عناصر بالنده و ارمغان‌های مثبت و حرکت آفرین هر دو پارادایم در والایی و تکامل بخشی به فرآورده‌های نگرشی و روشی خود، بهره‌مند شده و سطوح ولایه‌های میرا، منفی و رخوت انگیز آن‌ها را از منظومه‌ی فکری خود حذف کند. شریعتی گر چه استعداد ذاتی خود را به شکلی فزاینده به خدمت گرفت تا افکار و آرمان‌های خود را در ظرفی ایدئولوژیک صورت بندی کرده و به دین به عنوان یک ایدئولوژی رهایی بخش و راهنمای عمل فردی و اجتماعی، نمودِ خارجی و عینی بخشد؛ ولی بر خلاف نظرگاه برخی اندیشه ورزان و فعالان ساحت فرهنگ و سیاست، شریعتی در انگیزه ماهوی و درونی خود، هرگز در پی تئوریزه کردن نظام‌های سیاسی و فرهنگی توتالیتر (تمامیت خواه) و موجه نشان دادن حکومت‌های ایدئولوژیک سرکوب‌گر نبوده است.
شریعتی در آثار خود در ستایش از آزادی، عدالت، قسط و حقوق بشر شورانگیز سخن می‌گوید. آن چه او در سر می‌پروراند، ساختمان جامعه‌ای است که در مناسبات درونی و برونی آن، از جلوه‌های ویرانگر استبداد سیاسی، استثمار اقتصادی، استعباد فکری، استعمار خارجی و استحمار فرهنگی خبری نباشد. او انسانی آرمان‌گرا بود که تجلی آرزوها و ایده‌‌آل‌های خویش را در عینیت عرفان، برابری و آزادی جست‌ و جو می‌کرد. با وجود این، شریعتی یک "بت" نیست که او خود از بت سازی به زشتی یاد می‌نمود و با آن مبارزه می‌کرد. او تابو هم نیست که کسی را یارای نزدیک و جرأت ورود به قلمرو واقعی و یا وهمی او نداشته باشد. او خود به خاطر این که خانه‌های عنکبوتی تابوهای دروغین را خراب کرده بود دائماً در معرض پرخاشگری کینه توزانه‌ی برخی مخالفان بی‌ رحم خود قرار داشت و دارد. شریعتی یک اندیشمند روشنفکر است با دردها، رنج‌ها، نگرانی‌ها، مسئولیت‌ها و آرمان‌های یک روشنفکر متعهد و مسئول. دیکته‌هایی که شریعتی در دوران حیات خود نوشت اینک در قالب بیش از ده‌ هزار صفحه و 38 جلد کتاب در اختیار همگان است. ورود خطا در صورت و ماده‌ی دیکته‌ای با این گستردگی، البته امری غیر منطقی و شگفت انگیز نیست.
او یک انسان است و در زیر این آسمان آبی، انسانی را نمی‌توان یافت که مطلقاً اشتباهی در فرم و درون مایه‌ی دانش‌ها، بینش‌ها، منش‌ها و رفتارهای او رخ نداده باشد. پس همگان حق دارند که به شکلی روشمند، مستند و مستدل نظریه‌پردازی‌ها و رفتارهای شریعتی را (مانند هر انسانی دیگر) بررسی و نقد کرده و عادلانه درباره‌ی آن‌ها به داوری بنشینند.