Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

زندگی‌نامه‌ی دکتر علی شریعتی

زندگی‌نامه‌یدکتر علی شریعتی مسلم روئین
"علی شریعتی" در سال 1312 در مشهد در خانواده‌ی استاد محمد تقی شریعتی پا به عرصه‌ی حیات گذاشت. تحصیلات ابتدایی و دوران دانشسرای مقدماتی را در مشهد گذراند و چندی در احمدآباد به کار تدریس پرداخت. در سال 1334 با بهره‌‌وری‌های بسیاری که از مکتب پدر اندیشمند خود داشت "مکتب واسطه" را نوشت و یک سال بعد " ابوذر غفاری" را ترجمه کرد و همان سال در دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، تحصیلات خود را ادامه داد در حالی که عطش خواندن و دانستن رهایش نمی‌کرد به کار تحقیق و پژوهش در زمینه‌های مختلف پرداخت. در همان سال‌ها با "پوران شریعت رضوی" همدرس و همکلاس خود ازدواج کرد.
سال 1338 با اخذ رتبه‌‌ی اول در دانشگاه، راهی فرانسه شد و اندوخته‌ها‌ی وسیع اسلامی و فرهنگ شرقی را با فرهنگ غرب در آمیخت و به یاری بینش روشن و سرشار خویش بضاعت و شناخت علمی خود را گسترش داد و سرانجام با درجه‌ی دکترا در رشته‌ی تاریخ و جامعه‌شناسی ادیان به ایران بازگشت.
در زندان شاه!
در مسیر بازگشت به ایران، وی در مرز ترکیه، توسط عمال ساواک بازداشت شد و در قزل‌ قلعه تهران محبوس گردید. این نخستین بار نبود که به زندان دژخیمان رژیم فاسد پهلوی می‌افتاد. بعد از آن نیز بارها به دام افتاد و خلاصی یافت. در سال 1348 در تهران به حسینیه‌ی ارشاد راه یافت که تریبون مناسبی برای طرح اندیشه‌های او بود. سخنان پرشور شریعتی در حسینیه‌ی ارشاد و در دانشگاه‌های ایران خون تازه‌ای در عروق نسل جوان و تاریخ ما تزریق نمود و همان سخنان اساس و مبنای نگارش قریب به یکصد و پنجاه جلد کتاب شد که تاکنون بیشتر آن‌ها به چاپ رسیده و بسیاری به صورت نوار کاست در دسترس مشتاقان کلام و صدای اوست.
سفر آخر
در مهر ماه 1352 مأموران شاه، حسینیه‌‌ی ارشاد را بستند و به جست‌وجوی علی شریعتی پرداختند و وقتی او را نیافتند پدرش را به عنوان گروگان به بند کشیدند. چندی بعد علی شریعتی برای رهایی پدرش از بند خود را معرفی کرد. او را به زندان انداختند، پدرش را هم آزاد نکردند. از آن پس قریب به 18 ماه، شریعتی در زندان مجرد بود و بعد از آزادی نیز فرصت فعالیت نیافت و در تنهایی زیست تا اردیبهشت 1356 که راهی اروپا شد و این آخرین سفر او بود.
دفتر زندگی سرشار و پربار بزرگ مردی که جز مردم و جز اسلام راستین اندیشه‌ای نداشت به دست عمال رژیم شاه سابق فرو بسته شد، در حالی که حیات معنوی و زندگی جاودانه‌اش آغاز گردید، حیاتی که شکوفایی و پرباری را در پی داشت. تا امروز .... تا همیشه.