Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 19/8/1387 ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

سی سـال بدون مرد کویر

سی سـال بدون مرد کویر مسلم روئین
وقتی جوانان امروزی عکس دکتر شریعتی را در صفحه‌ی موبایلم مشاهده می‌کنند هیچکس او را نمی‌شناسد. یکی می‌گوید شاه است، دیگری می‌گوید فلان هنرپیشه‌ی سینما و سومی…! آیا نسل امروز نیز مانند نسل قبل از سال 50 شده که حتی معلم‌ انقلابش را که آوازه‌ شهرتش تمام خاورمیانه و کشورهای اروپایی و آمریکایی را فرا گرفته بود نشناسد؟ پس بسیار باید برای این نسل متأسف بود. اما شریعتی که بود و چه کرد؟ معلم شهید دکتر علی شریعتی، محرکی بر تنبلی فکری و حرکتی ملت، بیدار باشی بر نیروهای نیکی که به خواب رفته بودند، مرهمی بر دردهای شناخته و ناشناخته بود، دردهایی که از نوعی منطق بیمارگونه ناشی می‌شد. در تمدنی که بیشتر تجدد است او به پا می‌خیزد و سعی در بازگشت به خویشتنِ خویش می‌نماید تا جای خالی تمدن را به جای تجدد پر کند. او انسانی را که عروسک خیمه شب بازی شده بود و با بندهای استعمار، استثمار، استحمار و استبداد به بازی گرفته شده به خود می‌آورد و راه مسئول بودن را به آنان نشان می‌دهد. او حلقه‌های زشت و نامریی زمانه را بر گردن انسان‌ها نمایان می‌بیند و می‌رود تا این حلقه‌ها را بگسلد و انسان به بند کشیده‌ را از این حلقه‌های جهل و نادانی برهاند. او در ظلمتی پرده‌های تاریکی را درید

که بزرگ‌ترین مردان ظالم، ظلمتی وحشتناک را همراه با پرده‌های متعدد از ریا، نفاق، ترس و طمع به وجود آورده بودند و او یکی پس از دیگری چنین پرده‌هایی را درید و به دیگران نیز این شهامت را آموخت.
او کسی بود که انسان را از پوچی خودش آگاه کرد و به او فهماند که تا خودش را پوچ می‌انگارد همان‌گونه پوچ خواهد ماند و هنگامی که به خود آید در به اوج بردنِ انسان و انسانیت سهیم خواهد بود.
او قلم را به خاطر "نان" آوری‌اش به دست نگرفته بود بلکه پیام آوری‌اش را می‌جست و همیشه این حقیقت را مد نظر داشت که پیوسته خود را در برابر قلم و قلم را در برابر مردم شدیداً مسئول بداند.
او را نمی‌توان در چند واژه یا صفحه شناساند، اما ما تکرار می‌کنیم تا نسل امروز بدانند مفاخر و چهره‌های ماندگارشان چه کسانی هستند تا یادآور نام و رهرو راه و هدف‌شان باشیم.