![]() |
||||
|
|
||||
|
فاطمه زهرا احاطه در تثلیث مرگفاطمه زهرا احاطه در تثلیث مرگ
پروینتاج محمدی دختر پیغمبر چگونهای؟ با بیماری چه میکنی؟ ـ به خدا دنیای شما را دوست نمیدارم و از مردان شما بیزارم! درون و برونشان را آزمودم و از آن چه کردند ناخشنودم چون تیغ زنگار خورده نابُرا و گاه پیش روی واپس گرا، خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند. ننگ عدالت کشی را برایشان بار کردم. نفرین بر این مکاران و دور باشند از رحمت حق این ستمکاران. وای بر آنان چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد و خلافت بر پایههای نبوت استوار ماند؟ به خدا سوگند، اگر پای در میان مینهادند و علی را بر کاری که پیغمبر بر عهدهی او نهاد، میگذاردند، آسان آسان، ایشان را به راه راست میبرد… این آخرین خطبههای زهرای بتول است، آن گاه که زنان انصار و مجاهد به عیادتش آمدند. در تاریخ ذکر نشده کدام یک از زنان انصار و مهاجر؟ آیا زنانی که همسرانشان از منتقدین و سیاستمداران قریش و مدینه محسوب میشدند در بین آنان بودند؟! مسلماً این گونه نبوده است زیرا در بین مردان عیادت کننده به جز دو شخصیت وفادار، عمار و ابوذر که از دوستان باوفای محمد و علی هستند، نمیتوان برجستگان مهاجر و انصار را دید. زنان این دو طایفه که هنوز به مداخلات سیاسی پای ننهاده و از نظر اجتماعی و خانوادگی هنوز پایبند سنن جاهلیت هستند، به تبعیت از همسرانشان یعنی همان مردان پیمان شکن و مکاران دوست نما، نمیتوانستند سنگ صبوری برای آلام و دردهای بیپایان فاطمه باشند. اندیشمند معاصر "شهید مطهری" جملهای زیبا و به یاد ماندنی در شأن علی (ع) دارد. او میگوید: ”قاتل علی،ابن ملجم نیست که عدالت اوست“. به عقیدهی نگارنده عوامل پنهان در شهادت صدیقهی کبری را باید سه چیز دانست: مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق و بالاتر از همهی اینها دگرگونیهایی است که پس از رسول خدا به فاصلهی اندک در سنت مسلمانی پدید آمد و روح و جسم او را سخت آزرده ساخت. رابطهی پیامبر با فاطمه زهرا از نوع روابط بسیار عادی و روز مرهی هر پدر و دختری نبود. روابطی که در همه جا متداول است. فاطمه آخرین دختر خانوادهای است که در انتظار پسر بودند و او حالا آمده است و پسر نیست! او دختری است که محمد به وسیلهی او تمام ریشههای ضد زنانه و دخترانهی جاهلیت شبه جزیره را میخشکاند. پیامبر با فاطمه ارزشهای نوین انسانی را زنده میکند. او با طرحی بسیار تازه و شیرین در دو نقش ظاهر میگردد: نقش پدری دختر دوست، و دیگر دختری به تمام معنا پدر دوست. او وارث همهی مفاخر پدر میشود. او وارث وحی، ایمان، جهاد، انقلاب، اندیشه و انسانیت میگردد. او تا آن جا پیش میرود که مکرراً مورد تحبیب و تجلیل پدر قرار میگیرد. آن جا که محمد (ص) میگوید: بهترین زنان جهان چهار تناند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه (ع). یا در جایی دیگر میفرماید: خشنودی فاطمه خشنودی من است، خشم او خشم من است… این همه تکرار و اصرار پیامبر برای اکرام فاطمه برای چیست؟ در آن فضایی که دختران زنده به گور و زنان وسیلهای برای زاد و ولد محسوب میشدند، تجلیل یک دختر از سوی پدر تنها در رازی نهفته است که کلید آن نزد محمد (ص) و خدای اوست و حال این دخترِ عزیز دردانهی پیامبر باید شاهد فراق ابدی پدر و ستون استحکام مدینه و مکه باشد و اینک پس از پدر، نوبت شوهر است! هنوز پیامبر را غسل ندادهاند که صدای تکبیر«عمر» در آن لحظات دردناک، تمام اهل خانهی عایشه را حیرت زده میسازد." علی" به "عباس" میگوید: این تکبیر چیست؟ دیری نمیگذرد که از قفای در خانه پیامبر این صدا به گوش میرسد: بیرون بیایید و گرنه همهتان را آتش میزنیم! فاطمه، ”عمر“ را میبیند که آتش در دست دارد: ـ "عمر" چه شده است؟ عمر: باید همه به مسجد بیایند و با خلیفهی پیغمبر بیعت کنند! فاطمه: کدام خلیفه؟ خلیفهی مسلمانان هم اکنون بالای جسد پیغمبر نشسته است. عمر: از این لحظه امام مسلمانان "ابوبکر" است و اگر به مسجد نیایید و یا بیعت نکنید خانه را و هر آن چه که در آن است آتش خواهم زد. فاطمه: عمر میخواهی خاندان نبوت را آتش بزنی؟ عمر: آری… غصب خلافت از "علی"(ع) که مکرراً پیامبر اکرم طی سالها به آن تأکید ورزیده بود و در حجه الوداع، در بین هزاران حج گزار از آنان برای علی به فرمان الهی بیعت گرفته بود، ضربهای دیگر به جسم و روح فاطمه بود. فاطمه میدانست که با این سنت شکنی و بدعت گذاری آن هم اندکی پس از رحلت پیامبر، باید به عزای اسلام و مسلمانان با وفا و جان بر کف محمد (ص) وعلی (ع) نشست. اما این توطئهی سالها خفته در نقاب دوستی، به این جا ختم نمیشود. صحابهی پیامبر یا از سر ایمان و شوق به تحول به گرد او جمع شده یا از سر استیصال و ناچاری. و حال گروه دوم پس از 23 سال پنهان نمودن ایمان ظاهری بار دیگر به درِ خانهی زهرا (ص) آمده، همان طور که خلافت تثبیت شدهی الهی "علی" را با آتش و ضرب و شتم از او غصب نمودند، تنها یادگار و هدیهی پیامبر به فاطمه را، با خدعه و نیرنگ و با جعل قوانین شرع از او میستانند."فدک" که حلقهی اتصال خیرات و برکات پیامبر و فاطمه به مسلمانانِ نیازمند است، از او گرفته میشود! فاطمه در آمد مکتسبه از فدک را بین نیازمندان مهاجر و انصار تقسیم میکند و حال سیاست سنت شکن و بدعت گذار، حکم میکند به هر طریق ارتباط بین این خاندان پاک و مقدس با اهالی مدینه قطع گردد تا بدین وسیله سنت نبوی و سیرهی خاندان او ازیاد امت برود و این است غمنامهی "بانویی"یی که روزی به آن جا میرسد که در محیط سیاه و سراسر جاهلیت شبه جزیره، لقب "امابیها" میگیرد. زهرای مطهر در تثلیث هجران پدر، مظلوم شدن شوهر و از دست رفتن حق، احاطه میگردد و این مثلث شوم که نتیجهاش سالها بعد، سست گشتن پایههای محکم اسلام ناب محمدی است، فاطمه را به کام مرگی شیرین که پس از پیامبر آرزویش را دارد میکشاند. در هر جریان جدید اجتماعی و سیاسی که نهادینه شده است آن چه میتواند سیستم "نو" را سست گرداند، تیشه به ریشه زدن بر تمام ایدئولوژی و خط مشی جریان حاکم است. پیامبر با آغاز نبوت و پیامبری و حکومت بر شبه جزیره، از متدی بسیار آرام و در عین حال متحول کننده استفاده نموده و به جنگ با سنتهای پوسیدهی جاهلیت میرود. پیامبر سنت حج ابراهیمی اعراب را به یکباره از بین نمیبرد بلکه آرام آرام و با پذیرش همان سبک و سیاق، شاخ و برگهای خرافی را میزداید و سنتهای مذهبی و شرعی جدید حج را به آنان میآموزد. پیامبر هیچگاه به یک باره به مخالفت با تمام آن چه اعراب شبه جزیره طی سالیان سال آن را فرهنگ خود ساخته بودند نپرداخت، زیرا تمام سنن و عقاید گذشته را مردود نمیشمرد. اما مکاران و منافقان دوست نما، تنها اندکی پس از رحلت پیامبر به جنگ و مخالفت با تمام سنن الهی و سنت نبوی و اقوال و روایات آن پرداختند، با آتش و دشنه و تهدید به ستیز با نزدیکترین خاندان وحی رفته و حتی به تفسیر و توضیح محافظه کارانه و سیاستمدارانهی آیات قرآن به نفع خود پرداختند و این، آن حرکتی است که اگر در جامعهای که شاهد اندکی تغییر و تحول است، بیفتد تمام بنیانهای گذشته و حال آن سیستم را در هم میشکند. پنجاه سال پس از رحلت پیامبر شاهد فروپاشی تمام دستاوردهای الهی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پیامبر هستیم و این همان نکتهایست که فاطمه به آن یاران بی وفا میفرماید و در این تثلیث سنت شکنی و بدعتگذاری، ضلعی است که بیشتر از هر عامل پنهان دیگری جسم نحیف و درد کشیدهی زهرای بتول را درهم میشکند. منابع: 1ـ فاطمه فاطمه است 2ـ فاطمه الزهرا 3ـ زندگانی فاطمهی زهرا 4ـ انساب الشراف |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه