![]() |
||||
|
|
||||
|
شهرداری نه دولتی است نه ملی، پس صاحب آن کیست؟شهرداری نه دولتی است نه ملی، پس صاحب آن کیست؟
عبدالکریم نیسنی مقالهی "وام به شرط خوش تیپی" از ایمان کمالی در صفحهی اجتماعی هفته نامه نصیر شماره 398، حرف اکثر مردم است که دلشان هم برای شهرداری و هم به خاطر کارکنان آن میسوزد. قبل از این که به اصل مطلب برسیم، حکایت چنین است که در دههی شصت به خاطر برخورداری از یک وام چهارصد هزار تومانی خرید یا احداث واحد مسکونی که توسط استانداری بوشهر و نظر دو نفر کارشناس و تحقیق گر اولویت وام، قرار بود پرداخت شود، وقتی به حضور فرماندار وقت رسیدم تا با قلم خود حکم تأیید بر وام زند، روی یک سئوال اندکی تأخیر نمودم. ایشان گفت کارمند شهرداری هم که هستی، حقا که همان رفتگری! در پاسخ، جملهی شهید نواب صفوی را در ارتباط با شخصیت رفتگر به آن مرد حکومتی گفتم، اما وی بلافاصله چهارصدهزار تومان را به دویست هزارتومان تقلیل داد و پس از امضاء مجدد گفت: از شما مستحق تر هم وجود دارد، با گرفتن حوالهی 200 هزار تومانی آن را مچاله کرده و روی میزش گذاشتم. از آن به بعد هم هیچ امتیازی از وام مسکن در طول خدمتم به من تعلق نگرفت. وقتی به بازنشستگی رسیدم تقاضا نمودم فرزند بیکارم را لااقل به جای خودم در گوشهای از شهرداری به کار گمارند که پاسخ منفی بود. مجدداً تقاضای برپایی یک کیوسک کردم در حاشیهی خیابان برای فروش مطبوعات و صنایع دستی که موافقت نشد. آن هم کتباً اعلام نمودند نصب کیوسک ممنوع است در حالی که در همان محل مورد نظر عدهای صاحب کیوسکهای متعدد شدند. لذا حمایتی از بازنشسته صورت نگرفت. با این همه باز هم دلمان برای شهرداری و کارکنان آن که اغلب حقوقشان را به موقع دریافت نمینمایند میسوزد. همین حالا چندان تفاوتی صورت نگرفته زیرا اخیراً که فراخوان پرداخت سهام عدالت به ایثارگران و جانبازان در میان بود با مراجعه به تعاونی بسیج خواهان سهام شدم. مسئول مربوطه که صدای مرا در اتاق دیگر شنید بدون این که با وی گفتوگو نمایم از همان جا فریاد زد که: به بازنشسته تعلق نمیگیرد! اخیراً در خبرها آمده بود که سهام عدالت شامل شهرداری که نه دولتیست و نه ملی نخواهد شد. ضمناً از نظر دریافت اجناس غیر نقدی وقتی به شهرداری مراجعه نمودیم گفتند اصلاً شامل شهرداریها نمیگردد. پس بازنشستهای که نه بنیاد جانبازان، نه بسیج و امور ایثارگران و شهرداری و استانداری و سازمان بازنشستگی او را قبول ندارند، حتی برای ضامن شدن ثبت نام دانشگاه، بایستی به کجای مملکت بند باشیم. میبینیم در رسانهها بر علیه این نهاد مظلوم چه گفتوگوهایی که بر زبان جاری نمیگردد، اما از همه مهمتر هفته نامههای محلی هم دیواری کوتاهتر از دیوار مخروبهی شهرداری سراغ ندارند. آخرش بعد از سی سال خدمت در پارلمانهای محلی هم که شهرداری و شورا باشد متوجه نشدیم حاکمیت شهرداری در دست کیست: ملی است یا دولتی یا وزارت کشوری و یا مردمی. به هر حال به این شرکت بزرگ تعاونی شهری مردمی بایستی بها داد تا به همان خوش تیپی در چال اسکندرونهای شهری غرق نشویم و برای ضمانت مقبول درگاه قرار بگیریم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه