سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و دوم
بوشهر
31 مارس
1ـ اطلاعات دریافتی از مدیر تلگراف خلیج فارس حکایت از آن دارد که میرزا ابوالقاسم کنگونی در پاسنی (Pasni) پیاده شده و هشت روز در آن جا اقامت گزیده و راجع به تجارت به تحقیق پرداخته است. او آن گاه در روز بیست و سوم با یک فروند قایق محلی رهسپار گوادر گردیده و اظهار داشته که در نظر دارد از آن جا از طریق خشکی عازم چابهار و جاسک گردد. [ 3 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
بُنتوکبُنتوک
چهار سال پیش قرار شد پیاده رو جلو "بانک سپه" جنب بسیج مرکزی، موزائیک فرش کنند که بنا به دلایل مبهم کار متوقف شد. سال 85 یک مرتبه شروع به کندن این پیادهرو کردند که با ایام تعطیلات نوروزی مقارن شد و کار متوقف ماند و عذاب مردم سیال. امسال که ماسه ریختند و موزائیک، آن قدر بیخیالش شدند که تمام ماسهها با رفت و آمد زجرآور شهروندان در حال از بین رفتن است. علیهذا وقتی اداره برق که مسئول جابجایی تیرهای برق در پروژههای عمرانی شهرداری است به بهانهی هزینه و نبود اعتبار، جان شهروندان را بیاعتبار میکند دیگر چه دلیلی دارد به دنبال دوش آب شیرین کنار دریا جنب رستوران "تیو" که مدتهاست پوسیده شدهاند. صد سال سیاه آقایان نمیخواهند مردم بعد از شنا دوش بگیرند به جای این کار بروند گاو بدوشند، این که راحتتر است. چه بسا بازنشستگان با تجمع کنار کوچهی آسیاب خیابان سنگی دنبال سوژه میگردند تا وقت تلف کنند، آن وقت پارک "قبر ژنرال" همین طور بدون استفاده مانده و نا زیبا. به شهسوار چه ربطی دارد که قبر ژنرال بهترین جا است برای بازنشستگان؟! او فقط وظیفه دارد هر روز یک مورد معضل شهری را سوژه کند و بنیادی هم تأییدش کند و بقیه هم بزنند زیر خنده. عجب سبیلی داره ای عامو شهسوار! دَمش گرم، چند تا بچه مدرسهای دیدی علاف توی خیابان سرگردان میگردند که فوراً سوژهی شهسوار شد و روکرد به طرف آقای بنیادی و گفت: تو را به خدا مگر این شهرکتابخانه نداره تا اینها بروند آنجا مشغول شوند. ای کاش این وانتهای نون خشکی به جای این که دنبال نون خشک بگردند تا با آنها کالباس مارتادلا بسازند کتاب میآوردند و جار میزدند کتاب قصه داریم، که یک دفعه همه زدند زیر خنده! حالا این وضع کنار دکهی روزنامه فروشی "محمود خدری" خیلی تماشاییتر است. اکثر بازنشستگان آن جا اهل مطالعه و روزنامه هستند. حاجی که کارمند بازنشستهی اداره بیمه است، داشت تیترها را دید میزد. چشمش افتاد به تیتر روزنامه که "شهردار منطقه دو از ترس میخواست امضایش زیر قرارداد میدان میوه و ترهبار را در حضور مردم پس بگیرد"، یهو زد زیر خنده و روبه بقیه کرد و گفت: حالا دیگه قشنگه! مگر عامو مجبورت کردن که امضاء کنی که حالا میخواهی پس بگیری. واقعاً اگر این حرف حقیقت داشته باشه باید کل مسئولین استان امضاهاشون را پس بگیرند چه حقوقی، چه قضایی، چه عمرانی.
راستی، راستی بر شورای سوم چه میگذرد؟ آدم احساس میکند شورای سوم با جنگ جهانی سوم ربط دارد! بیجهت نیست که اتوبوسهای شرکت واحد تخت گاز سر چهار راهها مانور میدهند. آخر بنده خداها دارند طرح تکریم ارباب رجوع را اجرا میکنند. بی خیالِ عابرین پیاده و سواره. حتماً این ده نفر داخل اتوبوس مهمتر از آن چهل نفر پیاده و سواره هستند. شاید هم رانندههای شرکت واحد قبلاً رانندهی آمبولانس بودهاند و گرنه دلیلی ندارد که 27 سال از انقلاب میگذرد ولی دریغ از طرح مهندسی ترافیک! شما این 27 سال دیدهاید راهنمایی و رانندگی به طور اصولی و بر مبنای نیاز شهری و افزایش جمعیت و ترافیک، خیابان یک طرفهای را دو طرفه و یا بالعکس کند؟ فقط دو تا فلکه را زمینگیر کردهاند و چراغ راهنما گذاشتهاند. بعد ما میخواهیم در خیابان بازار صفا ـ ببخشیدـ پیادهرو بازار صفا ماشین رد نشود و واحد سد معبر شهرداری با مغازهداران و دستفروشان "موش و گربه بازی" کنند.
وقتی سرتاسر خیابان بهشت صادق و ماهیفروشان، تولید عذاب برای شهروندان میکنند و پساب ماهیهای گندیده را در خیابان رها میکنند دیگر چه توقعی دارید سقا خانههای سطح شهر آب خنک با لیوان یک بار مصرف تحویل شهروندان دهند!!
|
|
|