Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و شصت و نهم
وشهر 28 آوریل 1907
1ـ اطلاعاتی که در محل از معین‌التجار ساکن در تهران دریافت شده حکایت از آن دارد که دولت ایران تصمیم گرفته
تا امتیاز تیول کلیه‌ی زمین‌های موجود را لغو کند و خود دوباره آنها را در دست گیرد.
2ـ در روز 21 ماه جاری گمرک بوشهر، که اطلاع یافته بود
[ 8 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


چهارمین روز نوروز در بوشهر


 

شعر

شب ـ  منوچهر بهروزیان


شب از ابر سرشار
ابر از سیاهی
ره از زوزه‌ی گرگ

نفس حبس از وحشت گرگ
زمستان در اتراق!
نه کسی در گذر
نه دری باز
نه سوی چراغی سر کوچه خواب
نه لالایی مادری
نه لب قصه‌گویی
نه چشمی به در
خیره در انتظاری
شب آبستن چیست؟!
کسی اگر گذر می‌کند از خم کوچه
می‌ترسد از شب
چراغی نمی‌ درد از خشم شولای شوم سیاهی
نفس سخت، سرما نفس گیر
سکوت و سیاهی ویأس
در خیمه‌ی شب
زمستان در اتراق!

کجای من ایستاده‌ای
 فرزاد شجاع




از کدام سئوال بپرسم
تا زیبا شوی
حرف‌هایت گران‌ترین واژه‌هاست
از پشت ویترین کلماتی
که در دستانم می‌رقصند
و من
تا کوچه‌ای که در خود رزرو کرده‌ام
به پایان چند لحظه پیش نزدیک می‌شوم
از شروع ثانیه‌ای تا بعد
که از انگشتانم آغاز می‌شود
شماره‌ها را می‌شمارم
تا برسم به سال‌هایت
که هنوز نمی‌دانم کجای من ایستاده‌ای.
باید در آخرین حرف‌هایی که می‌زدی
می‌دانستم
شاید واژه‌ای به معنای من نیست و
تو
معنی دیگری می‌دهی.



لحظه‌های گم شده
 داریوش رضوان

سپرم ـ به سرم
لحظه‌های گم شده در تو
مچاله اگر شوم
کنار درخت توت،
زانوانم پدرم
و مادرم،
عکس روزهای نرفته‌ام را
می‌گیرد و
نگیرد بهانه‌ی خواهر چند ساله‌ام،
چیزی از آب در نمی‌آید.
سوت می‌کشم
سرم را
تمام ریل‌هایی که می‌آیند
سپرم را جلو
سرم را
به عقب که برمی‌گردانم
تا آدم
پیاده رفته‌ام.