![]() |
||||
|
|
||||
|
پیر وادی عشقپیر وادی عشق
در تاریخ آمده است که شیخنیشابور «عطار» به سال 618 هـ .ق در قتل عام نیشابوریان به دست سپاهیان مهاجم مغول شهید شد فضای مهر و صفا بود و درس عشق و سلوک و شور و سرمستی و حال، حال و هوای بهار سبز آیین چه رونقی و صفایی به خانگاه محبت تموج داشت کسی به بخت کسی شعله در نمیانداخت بهار بود و سخن از طراوت و شادی که تیغهای آخته رسیدند زعمق تیره و گردصحاری تاریخ و فوج فوج به شهرها و دشتها حملهور گشتند و قد کشیده قدِ سرو بود که بوسه بر زمین میزد هجوم باد خزانی صفای جنگل را به خشکسال بدل ساخت و شهرهای پر از رونق و شکوفایی به ویرانی که سنگ، بند نمیشد به روی سنگ دگر پدر بزرگ که پر زغیرت بود تحمل از کف داد «هجوم دشمن بدخوی و انتخاب سکوت؟ اگر که من بنشینم اگر تو هم بنشینی آه … وطن چه خواهد شد» اگر چه پیر خردمند شیخ ما عطار طبیب خاک خراسان به تیغ تیز کلام و به نیزهی قلم و عشق و شور و شهامت مسلح بود که روبهروی دشمن پر کینه قد علم سازد به پرنیان و پرِ مرغِ قاف پیما نیز خویش را مسلح کرد که تا ستیغ شرف راه را بپیماید پدر بزرگ کتاب شعر و مقامات سیر طیور به دست داشت که روبهروی دشمن خونریز راست قامت شد پدر بزرگ نماد شعر و کرامت نماد شور و شرف بود پدر بزرگ فدای مام وطن کرد جان شیرین را و جاودانه به تاریخ راستان پیوست پدر به منزل سیمرغ پر و بال گشود اگر چه روی پر از خون و خاک پیشانی* و کوچههای نیشابور پر زشیون بود پدر برفت زتیغ مهاجمان، اما شکوه و شوکت این پیر عشق و شیدایی هنوز هم به هفت وادی تاریخ نور میپاشد. شهریور 1385 * خدایا جانم آنگه خواه کاندر سجده گه باشم زگریه کرده خونین روی و خاک آلوده پیشانی «شیخ عطار، دیوان» |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه