Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

کشکول نصیر

 با تو چه خواهند کرد
حکیم فردوسی، جستن راز جهان را بی‌ثمر می‌داند:
ز باد آمدی، رفت خواهی به گرد
چه دانی که با تو چه خواهند کرد

 هیتلر و استالین در جهنم
روس‌ها هم مانند بسیاری از مردم جهان با لطیفه‌‌ای بی‌رحمانه به این حقیقت اعتراف می‌کنند که:
هیتلر و استالین در حالی که در دریایی از خون ایستاده‌اند در جهنم یکدیگر را ملاقات می‌کنند. هیتلر تا گلو در خون غوطه‌ور است در حالی که استالین فقط تا کمر در خون است. هیتلر با تعجب می‌پرسد: موضوع چیست؟ تو که میلیون‌ها نفر بیشتر از من کشتی، پس چرا حالا در خون کمتر غوطه‌وری؟
استالین اعتراف می‌کند: حق با توست آخر من روی شانه‌های لنین ایستاده‌ام".
از استالین تا لنین
نوشته: فرید کلمن ـ ترجمه : علی ایثاری کسمانی

 «نون» قانون
به قانون و قانون دوستی بعضی افراد باید خندید و شاعر چه خوش گفته است:
به لب آرند از آن رو حرفِ قانون
که حرفِ آخر قانون بود "نون"
 دنیا و آخرت
مسعودی در مروج‌الذهب می‌نویسد: ... به دنیا اعتماد نکنیم که به هیچ کس وفادار نماند و غم آن نخورید که هر چه خواهد همان شود. مع‌ذلک دنیا را رها مکنید که آخرت را جز به دنیا به دست نتوان آورد…

 بیمار دل و بیمار تن
"بیمار تن" می‌خواهد هر چه زودتر بهبود یابد و «بیمار دل" از خدای می‌خواهد که تا جان در بدن دارد همچنان بیمار بماند. چنان که سعدی فرماید:
زخـــمِ خـــونین مــن ار به نشــــود به باشــــد
خُنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست
یا مولانا فرماید:
من دردِ تو را زدست آسان ندهم
دل بر نکنم زدوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
آن درد به صـد هزار درمان ندهم
و این بیت لطیف هم از استاد شهریار است:
تمنای وصالم نیست عشق خود مگیر از من
به دردت خوگرفتم، نیستم در بند درمانت