![]() |
||||
|
|
||||
|
چوبک؛ اسطورهی داستاننویسیچوبک؛ اسطورهی داستاننویسی
12 تیر ماه سالروز درگذشت صادق چوبک - پیشگام داستان نویسی مدرن ایران - در حالی سپری شد که در رسانه ها به این رویداد تاریخی ادبی کمتر اشاره ای شد. در این میان حتی در شهر زادگاه او نیز هیچ نشانهای از یادآوری این رویداد به چشم نمیخورد. در این بین در رسانهها شنیدیم کشور "تاجیکستان" اسکناسهای خود را به عکس "ابنسینا" مزین کرده و این دنبالهی پروسهایست که سالهاست ادامه دارد و قصد دارند هویت ایرانی مشاهیر سرزمین ما را زیر سؤال میبرند؛ همانگونه که رودکی ، مولانا و حتی فردوسی از این قاعده جدا نبودهاند و چندی نخواهد گذشت که حتی معاصرین را که نام آنها در ادارات ثبت احوال شهرهای مختلف ایران به ثبت رسیده به خود منسوب کنند. حال این سؤال پیش میآید: به کجا میرویم؟ در معرفی "صادق چوبک" همین نکته کفایت میکند که وی فرزند آقا اسماعیل بازرگان در سال 1295 در بوشهر متولد شد. از پیشگامان داستان نویسی مدرن ایران و تأثیرگذارترین نویسندهی نسل اول بر نسلهای پس از خود بوده است. آثار چوبک به زبانهای مختلف ترجمه شده و از وی و صادق هدایت به عنوان مطرح ترین و شناخته شده ترین داستان نویسان ایرانی در عرصهی ادبیات داستانی جهان نام برده می شود. کتاب و مقالات بسیاری از سوی منتقدین بر آثار وی نوشته شده است. چوبک دارای دو رمان « تنگسیر» ،«سنگ صبور» ومجموعه داستان های « خیمه شب بازی »، «چراغ آخر » ، « شب اول قبر » و « انتری که لوطیش مرده بود» است. نکتهی جالب در زندگی چوبک، وفادار بودن او به هویت خود بود، به گونهای که هر چند از شش سالگی از بوشهر جدا شده بود اما در همهی آثار خود از بوشهر نام برده و رمان جاودانهی «تنگسیر» را خلق نمود که شاید اوج این وفاداری باشد و با این کار بوشهر را دارای اسطورهای به نام «شیر محمد » کرد. چوبک با این کار، منتقدین را وادار ساخت هرگاه از وی نام میبرند از "بوشهر" نیز نام ببرند.چوبک در سال 1377 در شهر برکلی امریکا و در حالی که 82 سال داشت بدرود حیات گفت. حال جای این سؤال باقیست: ما به عنوان همشهریان چوبک در مقابل آن حس وفاداری چه کردهایم؟ کدام یک از خیابانهای شهر را به نام او نامگذاری کردهایم؟ در سال روز تولد و درگذشت او چه ویژه برنامهای داشتهایم؟ امروز خانهای که او در آن متولد شد به ویرانهای تبدیل شده و هیچ نهاد و مؤسسهای به این فکر نیفتاده که این خانه، هویت بوشهر است ، همانگونه که خانهی منوچهر آتشی، محمدرضا نعمتیزاده و محمد بیابانی هویت بوشهر هستند. این در حالیست که درتمام کشورها به هنرمندان خود جدا از مسائل عقیدتی و سیاسی، بهایی ویژه میدهند، چرا که این نکتهی پذیرفته شدهایست که هنر مقولهای مستقل و قائم به ذات خود و تافتهای جدا بافته از دیگر پدیدهها است. میخوانیم و میشنویم خانهی هنرمندانی که امروز در ردیف مهمترین موزههای جهان شناخته شدهاند . موزههای پوشکین ، داستایوسکی ، ویکتور هوگو، همینگوی ، تاگور و..... در کشورهای مختلف جهان مراکز اصلی تحقیقات ادبی در آن کشورها بوده و هر ساله به مناسبتهای مختلف مراسمی در این موزهها بر پا میشود و همواره توجه هزاران توریست را به خود جلب میکنند . در امریکا در سال روز تولد "همینگوی" به شبیهترین افراد به او جوایز ویژه ای میدهند. عصای "چارلی چاپلین" بارها دست به دست گشته و هر بار صدها هزار دلار به قیمت آن افزوده می شود و این نه به دلیل با ارزش بودن آن عصا، بلکه به دلیل وابستگی آن به چاپلین بزرگ است. این حقیقتی انکار نشدنیست که بوشهر در تاریخ معاصر، کانون اصلی ادبیات ایران بوده است . شعر و داستان این منطقه، مرزهای جغرافیایی ایران را در نوردیدهاند و این در حالیست که نمونهی آن را در هیچ یک از دیگر استانهای ایران نخواهیم یافت. شما در کدام یک از دیگر مناطق ایران میتوانید این تعداد شاعر و نویسندهی مطرح را یک جا گرد آورید؟ نام ببرم ؟ "منوچهر آتشی" شاعر بزرگ ایران ، "علی باباچاهی" مطرحترین و نو اندیشترین شاعر حال حاضر ایران، "محمدرضا نعمتیزاده" نیمای جنوب (هرچند که این تشبیه کم کردن ارزشهای نعمتی است) ، "محمد بیابانی" حماسه سرای بزرگ ، "حاج علی مرادی" خالق منظومهی کلاخا (اثری که نه تنها هم ردیف حیدر بابای "شهریار" شناخته شده بلکه در مواردی غنیتر از آن است)، دکتر "حمیدی" چهرهی شناختهی شده دانشگاهی ایران، "ایرج شمسیزاده" و "فرج کمالی" محلی سرایان بنام و بدین ترتیب طوماری می توان تهیه نمود از خیل شاعران استان بوشهر. از داستان نویسان بوشهر هم می توان بسیار نام برد: "صادق چوبک" اسطورهی داستان نویسی جنوب، "رسول پرویزی" آن نقال شیرین سخن (به راستی کدام یک از ما هر گاه به شیراز رفتهایم در هنگام زیارت آرامگاه حافظ به یاد داشتهایم که کمتر از پنجاه متر ـ دقیقاً کمتر از پنجاه مترـ آرامگاه پرویزی قرار دارد و نیاز به فاتحهای)، "محمدرضا صفدری" مطرحترین نویسندهی حال حاضر ایران، "منیرو روانیپور" شاخصترین نویسندهی زن پس از انقلاب ، "حبیب احمدزاده" نویسندهی بزرگ ادبیات دفاع مقدس ، "محسن شریف" نویسندهی توانای بوشهر ، احمد آرام ، حسین زارع ، .....این فهرست هم پایانی ندارد. در عرصههای هنری هم میتوان از چهرههای بزرگ بسیاری نام برد، و نه تنها در عرصهی ادبیات و هنر، بلکه در تمام رشتهها و علوم میتوان نام مفاخر بزرگی را فهرست نمود: چهرههای دینی ، سرداران بزرگ دفاع مقدس، مجاهدین ضد استعمار، محققین، مترجمین ، مورخین و روزنامه نگاران. سخن کوتاه کنیم . بیایید تا دیر نشده و هنوز زمان از دست نرفته این بزرگان را ارج نهیم. موزهی "صادق چوبک" میتواند مرکز مطالعات ادبیات داستانی بوشهر و شاید ایران شود. جایزهی داستاننویسی "چوبک" میتواند بزرگترین و باارزشترین جایزهی داستان نویسی ایران شود. موزه وآرامگاهِ "آتشی" میتواند سیل دوستداران ادبیات را از سراسر ایران و جهان به خود جلب کند. نصب تندیس این بزرگان در میادین و یا پارکها، نسل امروز و فردا را از هویت خود دور نمی سازد و باور میکنند در این دور افتادهترین نقطهی ایران زمین هم میتوان شاهد حضورِ بزرگترینها بود. باور کنید انجام این موارد ، کاری ساده است و میتوان با کمترین هزینهی و با یاری دوستداران و اهالی هنر به سرانجام رساند؛ البته اگر کمی از سوء تفاهمها کم کنیم و سعهی صدر داشته باشیم . |

تاکنون هیچ اداره ارشادی از مطبوعات محلی استان شکایت نکرده ولی میتوان به صراحت گفت که اداره ارشاد در زمان شفیعی بیشتر از تمامی ادارات دیگر از مطبوعات محلی شکایت کرده و گزارش خلاف نوشته ولی به دلیل واهی بودن شکایت نامبرده به جایی نرسیده و همهی شکایتهایش در مرحلهی دادسرا مختومه شده است، بعد از به نتیجه نرسیدن شکایتهایش اقدام به «تذکر محرمانه» به دلایل واهی نموده و همچنین سوبسید سهمیه کاغذ که به طور سراسری به کل مطبوعات کشور تعلق میگرفت، از تعدادی از مطبوعات فعال استان محروم کرده است. بن کارت های کتاب خبرنگاران و مطبوعات را فقط به عدهای خاص دادند که بعضی از آنها در تمامی زندگیشان یک خبر تنظیم نکردهاند. برای تحت فشار قرار دادن و تعطیلی مطبوعات تمامی آگهی ادارات را در اداره ارشاد تجمیع و تعدادی از مطبوعات منتقد را از آن محروم کرده است. خلاصه بیش از یک سال و نیم است که ارشاد تمامی مزایا و کمکهای خود به مطبوعات را از نشریات مهم بوشهری دریغ مینماید و به نوعی نشریات بوشهری را تحریم نموده است.
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه