Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ دیروز ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور قسمت چهارم
اشغال ایران توسط افغانی‌ها
در ایران خیلی از چیزها فساد گرفته بود و در دومین دهه قرن 18 بیشتر کشور یا در حال شورش بود یا به علت اعمال چپاولگرانه‌ی بلوچ‌ها و سایر گروه‌های قبیله‌ای، دست‌خوش ناامنی شده بود. بزرگ‌ترین تهدید از ناحیه‌ی افغانی‌های کِلزائی، ساکن در قندهار بود، که در سال 1704 از شر سلطه‌ی صفوی رهایی یافته بودند. در سال 1719 آن‌ها بیشتر مناطق شرقی ایران را ویران کرده بودند و در سال 1721 نیز دست به پیشروی به سوی اصفهان زدند. بعد از محاصره‌ی 5 ماهه، شهر به اشغال درآمد و دولت صفوی به رئیس قبیله کلزائی، «محمود خان» تسلیم گردید. کارکنان هلندی ساکن در اصفهان تا دسامبر 1729 که افغان‌ها پا به فرار گذاشتند در خانه خود تحت نظر بودند. در سال 1721 گروه بزرگی از بلوچ‌ها به بندرعباس حمله کردند (چند سال بود که آن‌ها مناطق ساحلی و پس‌کرانه‌های آن را مورد هجوم قرار می‌دادند). وسعت این حمله و اعمال وحشی‌گرانه‌ی آن توأم با فقدان کلی امنیت در ایران، واک را وادار ساخت تا برای حفظ تشکیلات بازرگانی، یک قوای نظامی به بندرعباس اعزام کند.
نیروی افغانی فقط در سال 1725 به مناطق ساحلی دست یافتند اما اقامت‌‌شان در آن‌جا طولانی نبود. ولی به دنبال عملیات دو نفر از مدعیان تاج و تخت صفوی در منطقه بندرعباس، سرانجام یک نیروی نظامی افغانی در سال 1727 به منظور سلطه بر این بندر و مناطق پس‌کرانه‌ای آن، وارد منطقه گردید. حضور نیروهای افغانی به تیره شدن روابط با هلندی‌ها انجامید. هلندی‌ها نیز در اندیشه‌ی انتقال پایگاه عملیاتی‌شان به هرمز بودند که پادگان آن‌جا‌ آن‌ها را به همین منظور، فرا خوانده بود. این روابط از دید افغان‌ها ـ که در حین رویدادی رسمی که در آن کارکنان ارشد هلند حضور داشتند، مدیر و یکی از تجار ارشد را بازداشت کرده بودند ـ پنهان نمی‌ماند. هلندی‌ها کوشیدند جهت آزادی آن‌ها وارد مذاکره شوند و چون این کار به شکست انجامید، به حمله مقابل دست زدند. متأسفانه در حالی که آن‌ها آزاد می‌شدند مدیر شرکت مورد اصابت تیر قرار گرفت و هلندی‌ها به تشکیلات خود عقب نشستند. بعد از چند روز تبادل آتش، طرفین موافقت به ایجاد روابطی صلح‌آمیز و عدم پی‌گیری موضوع نمودند.
زمانی که نیروهای صفوی، افغانی‌ها را شکست دادند این موضع نیز از اعتبار افتاد. افغان‌ها در نهم ژانویه 1730 که بندرعباس را ترک گفتند کلیه کلیدهای بنگاه‌ها و برج و باروها را به هلندی‌ها دادند. در این برهه هیچ تجارتی با ایران وجود نداشت که بتوان به آن اشاره کرد. تجارت هلند در این دوره فقط در بصره جریان داشت که واک در سال 1727 بعد از 17 سال غیبت بنا به دعوت پادشاه، با اکراه به آن‌جا مراجعت کرده بود. در سال‌های پیش از آن، واک به خود زحمت نداده بود که به دعوت‌های بصره، پاسخ دهد. به هر تقدیر در سال 1723 بدیهی می‌نمود که اوضاع اقتصادی ایران به زودی رو به بهبود نخواهد نهاد. فعالیت تجاری وجود نداشت و واک دست کم برای تأمین هزینه‌های تشکیلات‌اش در خلیج‌فارس می‌بایست از درآمدی برخوردار باشد.20
ایران در دوره‌ی افشاریه
اشغال ایران توسط افغان‌ها حاکی از ماهیت دگرگون شده‌ی روابط بین هلندی‌ها و دولت ایران بود. نخست این‌که، هلندی‌ها از سال 1721 به منظور حفظ کارکنان و عملیات تجاری‌شان می‌بایست پادگانی به طور دائم در بندرعباس تأسیس کنند. دوم این‌که توافق بین طرفین راجع به معافیت از پرداخت عوارض گمرکی در قبال خرید ابریشم، دگرگون شده بود. اساس رسمی روابط تجاری هلند با ایران هنوز بر مبنای تجارت بدون پرداخت مالیات، در قبال خرید ابریشم و اهدای هدایای سالانه به دربار، استوار بود. با وجود این، بعد از سال 1730 نه ابریشم خریداری گردید (یا توسط دربار عرضه شد) و نه هدایای سالانه به دربار فرستاده شد.
در نتیجه هلندی‌ها هنوز از معافیت گمرکی استفاده می‌کردند اما در قبال آن ابریشم از ایران خریداری نمی‌کردند. دربار ایران بدون این‌که صریح و روشن این موضوع را تبیین کند خود را مجاز می‌دانست که از هلندی‌ها انجام خدماتی را مطالبه کند. ایرانی‌ها پیش از این زمان که «طهماسب قلی‌خان» (نادرشاه بعدی)، امیر لشکر شاه طهماسب دوم، در سال 1730 از هلندی‌ها خواست تا برای جلوگیری از فرار رهبران افغانی، در آب‌های ساحلی به گشت‌زنی بپردازند، این‌گونه مطالبات را آغاز کرده بودند. او هنگامی که شورش «شیخ احمد مدنی» در لارستان در سال 1733 را هم سرکوب می‌کرد، خدمات مشابه‌ای را از هلندی‌ها درخواست کرد. درخواست از هلندی‌ها برای انتقال رایگان سفیران ایران و اموالشان به Thata موضوعی منظم و مستمر شده بود. موقعی که نادرشاه (1747 ـ 1736) در سال 1737 تهاجم به عمان را آغاز کرد مطالبه این خدمات عملاً برای هلندی‌ها ناخوشایند و پرهزینه بود. امرای ارتش نادرشاه یکریز از هلندی‌ها می‌خواستند تا اقلام تدارکاتی موردنیاز سربازان را انتقال دهند و وسایل و تجهیزات ناوگان جدیدالتأسیس را، تأمین نمایند. راجع به موضوع اخیر، هلندی‌ها از فروش شناور به نادرشاه خودداری کردند. با وجود این، آن‌ها تعدادی استادکار به طور موقت برای کارگاه کشتی‌سازی نادرشاه در بوشهر، تأمین نمودند. در سال 1741 که نیمی از ناوگان نادر دست به شورش زدند ایرانی‌ها از هلندی‌ها مصرانه خواستند تا برای شرکت در عملیات دریایی تأدیبی، علیه اعراب هواله، شناور در اختیارشان گذارند. هلندی‌ها با اکراه به این خواسته گردن نهادند و تعداد دو فروند شناور در اختیار ایران گذاشتند، هرچند این شناورها نمی‌توانستند پیروزی ناوگان ایران بر شورشیان عرب را تضمین کنند. بعدها هم مستمراً درخواست برای انتقال خواربار و تدارکات به عمان ادامه یافت اما در سال 1745 که میرزا تقی خان بنای تمرد و نافرمانی نهاد این درخواست‌ها نیز سرانجام خاتمه یافت. در خلال جنگ بین شورشیان و نیروهای وفادار به نادرشاه، هلندی‌ها به هیچ‌یک از این دو نپیوستند و اعلام نمودند که آن‌ها برای تجارت و نه برای جنگ، به این‌جا آمده‌اند و در صورتی چنین خواهند کرد که مجبور شوند از خود دفاع کنند.21
پایان حضور هلندی‌ها در خلیج‌فارس
با مرگ نادرشاه در سال 1747، در کرانه‌های ساحلی و نیز در روند تجارت به طور موقت آرامش برقرار گردید. با وجود این، جنگی که بر سر جانشینی نادر در ایران در گرفت به خلیج‌فارس هم سرایت کرد. در سال 1751 نیروهای «علیمردان خان بختیاری» بندرعباس را به اشغال درآوردند. پیش از ورود این نیروها، هلندی‌ها شهر را ترک کردند و فقط حداقل کارکنان خود را به منظور مراقبت از اوضاع، در آن‌جا باقی گذاشتند. به رغم این‌که در سال 1752 کلیه کارکنان هلندی







مراجعت کردند، با این وصف ناقوس واپسین برای تشکیلات واک در بندرعباس، به صدا درآمده بود. تشکیلات واک در سال 1758 تعطیل گردید و در سال 1760 حکمران لار ـ که بر کرانه‌های ساحلی مسلط شده بود ـ به طور موقت آن را اشغال کرد. گفتنی است از سال 1761 تا 1765 سرایدار هلندی از این عمارت مراقبت می‌کرد.22
تصمیم به ترک تشکیلات واک در بندرعباس بخشی از تجدید نظری بود که در عملیات واک در خلیج‌فارس صورت می‌گرفت. واک در سال 1743 به منظور افزایش سطح فروش، تشکیلاتی را در بوشهر دایر کرده بود. توفیق و بهروزی این تشکیلات متنوع بود، اما یک‌سره مثبت هم نبود. جدا از فروش مأیوس‌کننده، مسأله‌ی درخواست انجام خدمات توسط مقامات محلی و دخالت ضابط محل، شیخ مذکور، در امور تجاری برای هلندها وجود داشت. ضمناً روند فروش در بوشهر بر جریان فروش تشکیلات واک در بصره، تأثیری منفی داشت. مرکز تجاری بصره در سال 1747 مستقل از مدیریت واک در ایران شده بود. در سال 1751 «تیرو وان نیبهوزن» ـ رئیس واک در بصره ـ در مظان اتهام قرار گرفت مبنی بر این‌که با زنی مسلمان رابطه نامشروع دارد و لذا برای آزادی خود مجبور شد مبلغ سنگینی بپردازد. او آن‌گاه توانست راجع به امتیاز و سودمندی طرحی اصلاحی برای تجارت هلندی‌ها در خلیج‌فارس، حکمران کل را در باتاویا قانع سازد. «نیبهوزن» پیشنهاد کرده بود که واک باید تشکیلات تجاری خود را در بصره و بوشهر و دست آخر در بندرعباس تعطیل کند و در جزیره‌ی خارگ تشکیلات تجاری تأسیس نماید، زیرا کارکنان واک در این جزیره از شر خواسته‌ها و مطالبات مقامات محلی، خلاص خواهند شد. در سال 1753 «نیبهوزن» با سه فروند کشتی به خلیج‌فارس برگشت و «اروندرود» را به محاصره در آورد و مقامات بصره را مجبور ساخت تا پولی را که به زور از او گرفته بودند، مسترد کنند. او آن‌گاه با تأسف زیاد برای «شیخ ناصر بوشهری» دفتر بازرگانی هلندی‌ها را در بوشهر تعطیل کرد و تشکیلات جدیدی را در جزیره‌ی خارگ بنا نهاد. او توانست بیشتر فعالیت‌های تجاری هلندی‌ها را در خارگ متمرکز کند و تشکیلات بازرگانی بندرعباس ـ که در سال 1758 برچیده شد ـ از اعتبار اندازد. او نه تنها تجارت را فعال کرد بلکه صید مروارید را امتحان کرد و اشغال بحرین را پیشنهاد نمود ـ که این دو پروژه به نتیجه نرسیدند. گرچه به صورت موقت، فعالیت تجاری رونق گرفت، اما دیری نپایید که تجارت هم‌چون گذشته رو به کسادی نهاد. به علاوه بعد از مراجعت «نیبهوزن» در سال 1759، جانشین او با فعالیت‌های راهزنی دریایی، «میرمهنا»، ضابط بندر ریگ مواجه گشت. گذشته از این میرمهنا با این ادعای هلندی‌ها ـ که پدرش جزیره‌ی خارگ را در اختیار آن‌ها قرار داده است ـ مخالفت می‌کرد و جزیره را در سال 1762 مورد هجوم قرار داد که حمله‌اش دفع گردید. در آن زمان باتاویا دستوراتی دریافت کرد، مبنی بر این که تشکیلات خارگ را برچیده و از خلیج‌فارس کناره گیرند، اما منافع شکر برای باتاویا موجب شد تا اجرای این دستورات به تعویق افتد. زمانی این تصمیم اتخاذ گردید که دیگر دیر شده بود زیرا در اواخر ماه نوامبر 1756، میرمهنا دوباره خارگ را به اشغال درآورده بود. علت این رخداد این بود که هلندی‌ها به رغم تشخیص خود از عملیات نظامی «کریم‌خان زند» ـ حکمران جدید ایران ـ علیه میرمهنا از او پشتیبانی کردند. «میرمهنا» ‌نه فقط در خشکی همسایگان خود را غارت می‌کرد بلکه به راهزنی دریایی هم می‌پرداخت. از







این‌روی «کریم‌خان زند» و سران بنادر هم‌جوار در صدد برآمدند تا به عملیاتی مشترک در خشکی و دریا علیه میرمهنا دست بزنند. نیروهای تحت امر کریم‌خان، میرمهنا را از بندر ریگ اخراج کردند، بنابراین او به خارگو در همسایگی خارگ، فرار کرد. هلندی ها قرار بود به قوای بوشهر به فرماندهی «شیخ سعدون» ـ که در موقع حمله‌ی میرمهنا فرار کرده بود ـ کمک کنند. نیروهای هلندی که در خارگ پیاده شدند حریف میرمهنا نبودند لذا با تحمل تلفات زیاد به خارگ عقب نشستند. میرمهنا بلادرنگ به تشکیلات تجاری هلندی‌ها هجوم برد و آن‌ها در روز سوم ژانویه 1766 تسلیم گردیدند. علی‌رغم این‌که میرمهنا تمام کالاهای هلندی‌ها را به غنیمت گرفت به آن‌ها اجازه داد جزیره را ترک کنند و حتا برای رفتن آن‌ها به بوشهر تعدادی قایق نیز در اختیارشان گذاشت.23 بدین‌وسیله میرمهنا به حضور مستمر 143 ساله‌ی هلندی‌ها در خلیج‌فارس پایان داد. این رخداد به این مفهوم نبود که هلندی‌ها دیگر به خلیج‌فارس رفت و آمد نمی‌کردند، زیرا تا سال 1739 سالانه تعداد یک فروند یا بعضی موقع دو فروند شناور ـ اغلب متعلق به بخش خصوصی ـ به طور مستقیم از باتاویا به مقصد مسقط بادبان می‌افراشت تا در آن‌جا مبادرت به فروش کالا ـ اغلب شکر و ادویه ـ کند. با وجودی که حکمرانان محلی (هرمز، بندرعباس، بوشهر و بصره) با ارسال نامه از هلندی‌ها دعوت می‌کردند که برای تجارت به این بنادر بیایند، اما واک تصمیم گرفته بود که تجارت در خلیج‌فارس بسیار خطرناک است و چندان سودآور نیست و مال‌التجاره‌ی خود را در سورات ـ که از آن‌جا به خلیج‌فارس ارسال گردد ـ خواهد فروخت.24
تجارت هلندی‌ها در خلیج‌فارس
تا آن‌جا که به صادرات ارتباط پیدا می‌کرد ایران جدا از ابریشم، کالای زیادی برای عرضه نداشت. به همین دلیل هلندی‌ها به خلیج‌فارس آمدند اما منافع آن‌ها به زودی رنگ باخت. مقدار صادرات ابریشم در نوسان بود و مجموع صادرات ابریشم از خلیج‌فارس برابر 25 درصد از کل تولید ابریشم در ایران بود. در دهه‌ی 1630 هلندی‌ها مذبوحانه کوشیدند بازار ابریشم را احتکار کنند. هلندی‌ها در این برهه حتا 50 درصد کمتر از دهه 1620، ابریشم وارد می‌کردند و این پیامد لغو انحصار صادرات ابریشم و خشک‌سالی در ایران بود. بعد از این تلاش مذبوحانه، که مصادف با سود مأیوس‌کننده فروش ابریشم ایران در اروپا بود، که واک در صدد برآمد تا کلاً از تجارت ابریشم رهایی یابد. بنابراین در نیمه‌ی نخست دهه‌ی 1640 صادرات ابریشم بسیار چشمگیر بود، اما در بین سال‌های 1651 ـ 1645 به هیچ‌وجه صادرات ابریشم صورت نگرفت. هلندی‌ها در خلال سال‌های 1665 ـ 1625 معمولاً تعداد 250 عدل و از سال 1670 تا سال 1684 تقریباً تعداد 240 عدل ابریشم صادر کردند، ولی بعد از سال 1696 صادرات ابریشم به تدریج رو به کاهش نهاد.
مقدار ابریشم خام صادر شده
در خلال سال‌های 1714 ـ 1624 (به عدل)
جدول شماره 2
سال تعداد صادر شده
(به عدل) تعداد میانگین عدلی که
در سال صادر می‌گردید
1629 ـ 1624 2553 424
1639 ـ 1630 2199 220
1645 ـ 1640 1894 379
1651 ـ 1645 ابریشم خریداری نگردید -
1659 ـ 1652 2234 280
1669 ـ 1660 2417 242
1679 ـ 1670 4403 440
1683 ـ 1680 1563 391
1690 ـ 1683 ابریشم خریداری نگردید -
1695 ـ 1691 1607 535
1703 ـ 1697 ابریشم خریداری نگردید -
1704 80 80
1712 ـ 1705 ابریشم خریداری نگردید -
1714 ـ 1713 327 163

گفتنی است به زودی بعد از انعقاد قرارداد سال 1701 تحویل ابریشم توسط دربار شاه با اشکال مواجه گشت. در واقع نخستین تحویل محموله‌ی ابریشم تا سال 1704 انجام نگرفت و بعد از آن هم به جای مقدار 200 عدل قید شده در قرارداد، فقط 80 عدل تحویل گردید. بعد از سال 1704 نیز تا چند سال ابریشم تحویل نگردید.
بنابراین در سال 1705 مدیران واک به مدیر شرکت در بندرعباس دستور دادند تا بر تحویل ابریشم پافشاری نکند، زیرا ابریشم در بازار اروپا سودآور نبود. اما در صورتی که شاه خواستار عرضه‌ی کالاهای قراردادی می‌گردید، حتا اگر ابریشم تحویل داده نمی‌شد، مدیر شرکت می‌بایست خواسته‌های شاه را برآورده می‌ساخت. زیرا با این کار واک با دشواری‌های بیشتر مواجه نمی گشت. به هرحال تا سال 1710 به واک، ابریشم تحویل نگردید و بعدها در سال 1714 تحویل ابریشم ـ اما به مقدار بسیار کمتر ـ از سر گرفته شد. بعد از این سال تحویل ابریشم به واک کاملاً متوقف گردید. با وجودی که در مذاکرات بعدیِ واک با دربار شاه، عرضه‌ی ابریشم هم از موارد مطروحه بود با این وصف هیچ‌‌یک از طرفین، علاقه‌مند به پیگیری موضوع نبود. آخرین بار که واک به ابریشم علاقه نشان داد، حدود سال 1740 بود اما این بار ابریشم بسیار گران و حمل و نقل آن هم بسیار دشوار شده بود و لذا موضوع پی گرفته نشد.25
بعد از سال 1659 جدا از ابریشم، هلندی‌ها به پشم کرمان یا موی بز (کرک) ـ که برای آن سفارش ثابتی به مقدار 60.000 پوند وجود داشت ـ علاقه‌مند گردیدند، اما هرگز تهیه‌ی این مقدار برایشان مقدور نبود. واک، خواستار پشم قرمز بود و انواع دیگر، به خصوص پشم سفید، پذیرفتنی نبود. با وجود این، مقدار 60.000 پوند در هیچ سالی تحویل نگردید و این در حالی بود که کیفیت پشم، پایین بود و موجب اعتراض باتاویا و هلند می‌گردید، اما تغییری در اوضاع به وجود نیامد. واک در سال‌های بین 1731 ـ 1725 و 1750 ـ 1743 صادرات موی بز را مسکوت گذاشت و سرانجام در سال 1761 به خریدن آن خاتمه داد.26
مقدار کرک صادر شده توسط واک و ایک
جدول شماره 2
سال واک (پوند) ایک
(عدل‌های 90 الی 100 پوند)
1670 ـ 1658 12189 1130 من
1680 ـ 1671 3830 1457 من
1690 ـ 1681 13495 628 من
1700 ـ 1691 104828 2030 من
1710 ـ 1701 244686 1569من
1720 ـ 1711 271440 900 من
1730 ـ 1721 104870 -
1740 ـ 1731 259660 379009 پوند
1750 ـ 1741 1098 111699 پوند
1760 ـ 1751 69675 297243 پوند
1763 ـ 1760 4300 40625 پوند


سایر اقلام صادراتی، عمدتاً به مقدار اندک، شامل همه نوع خشکبار و آجیل، مانند پسته، بادام، فندق و ریواس بود. کالایی مانند بذرهای باغچه‌ای، گیاهان دارویی، گلاب و شراب شیراز نیز اقلام صادراتی مستمری را تشکیل می‌دادند.27
کالای دیگر که فقط ارزش صادرات داشت، پول مسکوک بود. گفتنی است بعد از سال 1645 که ابریشم اهمیت نسبی‌اش را از دست داد، طلا و نقره مهم‌ترین کالای وارداتی برای واک از ایران بود. ضمناً طلا یا تا حدودی دوکات طلای اروپا نیز از اهمیت صادراتی زیادی برخوردار بود. واک پول ایران را با طلای اروپا معاوضه می‌کرد، زیرا «عباسی»، «محمودی» و «نادری» که به کروماندل و سیلان ـ که بیشتر طلا و نقره به آن‌جا فرستاده می‌شد ـ صادر می‌کرد، ارزش آن بسیار کاهش می‌یافت. این وضعیت نتیجه بی‌ارزش کردن پول رایج ایران توسط دولت بود، به خصوص نقره‌ی عباسی که دلیل آن وخامت اوضاع اقتصادی ایران بود. در نیمه‌ی دوم قرن 17 به طور میانگین معادل 500.000 فلورانس هلند به صورت طلا و نقره و بعضی موقع معادل بیش از یک میلیون فلورانس، صادر می‌گردید.

شماره : 1189 م الف تاریخ 14/4/86
آگهی تأسیس مؤسسه
نظر به ماده 8 آیین نامه ثبت مؤسسات غیر تجاری این مؤسسه در تاریخ 13/4/86 تحت شماره 179 در این اداره به ثبت رسیده و خلاصه مفاد اساسنامه آن جهت اطلاع عموم آگهی می‌شود:
1ـ نام مؤسسه: مشاوره حقوقی و وکالت علی اکبر خبازی 2ـ موضوع مؤسسه: انجام وکالت و مشاوره حقوقی در حوزه قضایی بوشهر و سایر استان‌های کشور بر اساس پروانه شماره 8348 /187/ م پ مورخ 23/3/86 صادره از مرکز مشاوران حقوقی وکلا و کارشناسان قوه قضائیه 3ـ تابعیت: ایرانی 4ـ مرکز اصلی مؤسسه: بوشهر ـ خیابان عاشوری ـ کوچه المهدی پلاک 24- تلفن: 09171720420 5ـ مؤسس: علی اکبر خبازی 6ـ تاریخ تشکیل مؤسسه: از تاریخ ثبت به مدت نامحدود 7ـ مدیر یا مدیران و اشخاصی که در موسسه حق امضاء دارند: علی اکبر خبازی به سمت مدیر عامل، امضاء کلیه اوراق و اسناد تعهد‌آور با امضاء علی اکبر خبازی همراه با مهر موسسه معتبر است.
خسرو میرشکاری
رییس ثبت اسناد و املاک بوشهر

شماره : 1188 م الف تاریخ: 14/4/86
آگهی تغییرات
به موجب صورتجلسه مجمع عمومی عادی به طور فوق‌العاده و هیأت مدیره مورخه 26/3/86 شرکت تولیدی و راه و ساختمان سقف سبک ابوشهر سهامی خاص به شماره ثبت 994 تغییرات ذیل به عمل آمد:
1ـ شهرام اسکندری و عباس دیده‌ور به ترتیب به عنوان بازرسین اصلی و علی‌البدل برای مدت یک سال انتخاب گردیدند. 2ـ به موجب صورتجلسه هیأت مدیره شرکت فوق‌الذکر اکبر جالبوتی به سمت رییس هیأت مدیره و منصور سعیدی به سمت نایب رییس هیأت مدیره بهرام حمزه‌‌ئیان به سمت مدیر عامل و همگی به عنوان اعضاء اصلی هیأت مدیره برای مدت دو سال انتخاب گردیدند. امضاءکلیه اوراق و اسناد تعهد‌آور از قبیل چک، سفته و برات با امضاء مدیر عامل و رییس هیأت مدیره و در غیاب هر کدام از آنها با امضاء نائب رییس هیأت مدیره و امضاء مدیر عامل یا رییس هیئت مدیره سایر نامه‌های عادی و اداری با امضا مدیر عامل همراه با مهر شرکت معتبر می‌باشد.
خسرو میرشکاری
رییس ثبت اسناد و املاک بوشهر

شماره: 1167 م الف تاریخ: 13/4/86
آگهی تغییرات
به موجب صورتجلسات مجمع عمومی عادی به طور فوق‌العاده و فوق‌العاده هیأت مدیره مورخه 22 و 23/3/86 شرکت صخره سازه گستر به شماره ثبت 1192 تغییرات ذیل به عمل آمد:
1ـ نصرت السادات صفوی و عطیه بیگم صفری به ترتیب به عنوان بازرسین اصلی و علی‌البدل برای مدت یک سال انتخاب گردیدند. 2ـ بند 2 از ماده 31 اساسنامه به شرح ذیل اصلاح گردید. تعداد اعضای اصلی هیأت مدیره از 3 نفر به 3 الی 6 نفر اصلاح گردید. به موجب صورت جلسه هیأت مدیره شرکت فوق‌الذکر خدیجه حافظی به سمت رییس هیأت مدیره و حدیث قائدی نائب رییس هیأت مدیره و علی اصغر قائدی به سمت مدیر عامل و انیس قائدی و همگی به عنوان اعضای اصلی هیأت مدیره برای مدت 2 سال انتخاب گردیدند. امضاء کلیه اوراق و اسناد تعهد‌آور از قبیل چک، سفته و برات و سایر نامه‌های عادی و اداری با امضاء علی اصغر قائدی همراه با مهر شرکت معتبر می‌باشد.
خسرو میرشکاری
رییس ثبت اسناد و املاک بوشهر

شماره: 1195 م الف تاریخ: 14/4/86
آگهی تأسیس
شرکت: طراحان گاز بوشهر (سهامی خاص)
تحت شماره 6154 در این اداره به ثبت رسید و در تاریخ13/4/86 تکمیل امضاء گردید و خلاصه اظهار نامه و اساسنامه آن به شرح زیر در روزنامه رسمی و کثیر‌الانتشار آگهی می‌شود:
1ـ موضوع شرکت: اجراء و نظارت ـ مشاوره نگهداری ـ کلیه رشته‌های مهندسی ـ لوله‌کشی گاز و تأسیسات حرارتی و برودتی ساختمان‌های مسکونی ـ تجاری ـ صنعتی ـ اداری ـ صادرات و واردات و کلیه امور خدماتی 2ـ مرکز اصلی شرکت: بوشهر سنگی کوچه آسیاب پلاک 26 تلفن 09171720497 3ـ سرمایه شرکت: مبلغ یک میلیون ریال می‌باشد که 35% آن طی گواهی شماره 321/717ـ 6/4/86 نزد بانک رفاه شعبه معلم واریز گردیده و بقیه در تعهد شرکاست. ضمناً سرمایه شرکت منقسم به یکصد سهم ده هزار ریالی با نام می‌باشد. 4ـ مبداء شرکت: از تاریخ ثبت به مدت نامحدود 5ـ مدیران شرکت: سیامک اسدی به سمت رییس هیأت مدیره و مدیر عامل عبدالحمید جهان بخشان به سمت نائب رییس هیأت مدیره و ناصر بازرگان و همگی به عنوان اعضای اصلی هیأت مدیره برای مدت دو سال انتخاب گردیدند. 6ـ اختیارات و اشخاصی که در شرکت حق امضاء دارند: کلیه اوراق مالی و تعهد‌آور شرکت و سایر نامه‌های عادی و اداری با امضاء سیامک اسدی همراه با مهر شرکت معتبر و نافذ است. 7ـ بازرسان شرکت: اعظیم امینی و فرخنده بوشهری سنگی‌زاده به ترتیب به عنوان بازرسین اصلی و علی‌البدل برای مدت یک سال انتخاب گردیدند. 8ـ روزنامه کثیر‌الانتشار جمهوری اسلامی جهت درج آگهی‌های شرکت انتخاب گردید. 9ـ حدود و اختیارات مدیر عامل: طبق اساسنامه
خسرو میرشکاری
رییس ثبت اسناد و املاک بوشهر