سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.
1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید [ 30/4/1387 ] [ ادامه ] |
وضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر ـ ظرف چند روز گذشته تعدادی از بوشهریها که از اقدامات همقطارانشان در تهران و یزد و سایر جاها با اطلاع شده دست به کار شدهاند تا یک نیروی داوطلب را تشکیل دهند.
40 صنف بازرگانی از جمله بستگان تجار عمدهی محلی ترتیب مشق نظامی داده و ناخدا ابراهیم، فرمانده کشتی پرسپولیس، پیشنهاد نموده به آنها تعلیم نظامی دهد.
برابر دستورالعمل، در بدایت امر قرار است مشق نظامی «به طور پنهانی» صورت گیرد و از چوب و چماق به جای تفنگ استفاده شود. این نیرو که مراحل اولیهاش در حال شکلگیری است [ 5 روز پیش ] [ ادامه ] |
|
|
فصل دلاّلبازیفصل دلاّلبازی
یک سال شامل چهار فصل، دوازده ماه، پنجاه و دو هفته و سیصد و شصت و پنج روز میباشد اما سال ورزشی علاوه بر این اوضاع و احوال شرایط ویژهای دارد. فصلهای نقل و انتقالات، آمادگی، مسابقات و نتیجهگیری را هم به شرایط جوی و جغرافیایی میبایست اضافه کرد. در گذشته در فصل نقل و انتقالات بازیکنان خود با شرایطی که میسنجیدند جابهجا میشدند و مثل امروز خبری از مدیر برنامهها، منیجر ـ یا صراحتاً بگویم ـ دلالها نبود! فصل نقل و انتقالات یا فصل دلال بازی، بازار گرمی و قیمتگذاری از پر تنشترین فصلهای سال است، حتی گرمای داغ و طاقتفرسا با شرجی فراوان و زمستان یخبندان و بارانهای سیلآسا هم به گردش نمیرسد! در استان ما تا همین چندی پیش از پورسانتگیری و دلالبازی خبری نبود. تنها «قر» زدن و زیر پای بازیکنان نشستن بود. ولی همین چندی قبل کلاغ خبرچین خبر از فروش مربی و بازیکن به تیمهای لیگی استان بوشهر توسط بعضی از مربیها، داوران، بازیکنان، نمایندگان و ناظران فوتبال و خبرنگاران ورزشی داد! خیلی وقتها بود که از این مسائل در فوتبال ما خبری نبود. تا اینکه پای بعضی افراد توسط خودیها به این استان باز شد. در یکی دو سال گذشته تیمهای بوشهری به خصوص شاهین و ایرانجوان مربیان و بازیکنانی را که جذب نمودند اغلب غیرتخصصی، بدون درایت و تفکر بود، یعنی مربی براساس نتیجهگیری در فصل گذشته یا داناییاش انتخاب نشده و بازیکنان نیز به لحاظ پست مورد نیاز یا درخشش فصل قبل گزینش نشدند. مثلاً مگر نه اینکه پاپیان تیم ایرانجوان را سقوط داد، پس فصل بعد با چه نگرش کارشناسانهای و با چه کارنامهای دوباره او را به خدمت گرفتند! اگر دلیل این انتخاب اثبات شد، پس پیدا کنید پرتقال فروش را. اما هنگامی که صدای مردم با صدای نشریات محلی توأم شد تنها با ناصر حجازی عکسی به یادگار گرفتند! و یا وقتی که رضا وطنخواه را کسی نخواست و او تا پشت دیوار منزل ما آمد دستپاچه شدیم که ای دل غافل اگر او را انتخاب نکنیم پیر میشویم و به خواستگاریاش که نه بلکه به او «بله» گفتیم! در پشت پردهی دلال بازی، جذب بازیکن و قراردادها، مطالبی است که به نمونهای از آن اشاره میکنیم. کسی تعریف میکرد که یکی از دلالها میگفت: بازیکنی نزد من آمد که به من ده میلیون بدهی حاضرم هر جا گفتی بروم، داخل یا بیرون زمین هم مسئلهای نیست! دلال ـ ببخشید ـ مدیر برنامهها به او گفته بود: دوازده میلیون بگیر فقط صبر کن تا تیمهایی که نتوانند بازیکن جذب کنند به آنجا بروی! و برایش تیمی درست کرد که هفده میلیون و پنج میلیون عاید آن دلال شد! تازه یادم آمد همین یکی دو فصل قبل بود که در لیگ استان یک جوجه مربی که هنوز پرهای زرد روی بدنش نریخته بود، بابت هر بازیکنی که به یکی از تیمهای مایهدار جنوبی برده بود سیصد تا پانصد هزار تومان پورسانت گرفته بود. ما را ببخشید که این هفته کمی تا قسمتی پرده را کنار زدیم. این مطالب به خاطر تیم های ایرانجوان و به خصوص شاهین پارس جنوبی بود، به طوری که همکارم حسن غریبی نیز در هفتهی گذشته هشدار داده بود. ما تنها به خاطر اهداف پاک ورزش و پیشبرد فوتبال استان قلم میزنیم، گرچه حضور ما در جلسات ایرانجوان و شاهین شاید برای سینهی بعضیها «بو» داشته باشد یا در گذشته مطالب هدفدار ما ـ که به حقیقت پیوست ـ به قبای بعضیها برخورده باشد، اما از راه دور هشدارمان را میدهیم، خود دانید!
|
|
|