![]() |
||||
|
|
||||
|
مصطفی شیخابولی :مشکلات زندگی دست و بالم را بسته استمصطفی شیخابولی :مشکلات زندگی دست و بالم را بسته است
نشان: مصطفی شیخابولی: متولد 1355 شهرستان بوشهر جانباز 25 % پیشآغاز: ایام جوانی خود را در محله باغ زهرا سپری نمود. پدر وی یکی از مداحان بوشهری میباشد که به سبک مرحوم کردیزاده (بخشو) مداحی میکنند. او از دوستان نزدیک بخشو میبود. در محله باغزهرا این خانواده احترام خاصی دارند، مصطفی همانند اکثریت بچههای بوشهر علاقهی خاصی به ورزش فوتبال داشت و به همین دلیل چند سال به عنوان دروازهبان از دروازهی تیمهای برق بوشهر، مقاومت بسیج و شاهین بوشهر حفاظت نمود. شیخابولی یک دروازهبان کوتاه قد با رفلکسهای بدنی عالیست که توانست در سال 73-72 دو مرحله در رده سنی جوانان و امید به مقام قهرمانی جوانان و امید دست پیدا کند. درخشش وی باعث شد که چند تیم بوشهری و شهرستانی به دنبالش بیایند ولی به خاطر قولی که به شاهینیها داده بود آنها را رها نکرد، حتی مسئولین شاهین گفته بودند که خدمت سربازیاش را پیگیری میکنند تا در بوشهر بماند ولی به قول خود وفا نکردند و دل این جوان را شکستند. وی سال 1368 راهی خدمت سربازی شد و در منطقهی جنوب در حالی که مشغول پاکسازی میدان مین بود به درجهی جانبازی نائل آمد و پای راست خود را از دست داد. این جوان ورزشکار از مسئولین شاهین و بنیاد امور ایثارگران دل پر دردی داشت. با وی به گفتوگو نشستیم: در زمینهای خاکی بیسیم بازی میکردید چه شد به صورت جدی و رسمی به دنبال فوتبال رفتید؟ ـ استارت ورزش را با تیم برق بوشهر زدم به مربی گری کاظم دهبان و برادران قطبی، برای یک سال به عضویت مقاومت در آمدم ولی ـ یادش بخیرـ مرحوم حمید بختیاری آزاد به همراه پدرش باقر بختیاریآزاد به خانهمان آمدند و گفتند که بیا برای شاهین دروازهبانی کن. من نیز که قراردادم به پایان رسیده بود به جوانان شاهین آمدم و درخشش خوبی داشتم که منجر به قهرمانی در رده جوانان گردید. در همان سال و سال بعد در "امید" نیز قهرمان بوشهر شدیم به مربیگری آقایان منصور رفیعی، حاجعبدالکریم چرخ ساز و حاج رضا عبدا… زاده که هر کجا هستند تندرست باشند. جنابعالی در یک تیم نظامی همانند مقاومت بودید چرا آن جا نماندید با این که میتوانستید دوران سربازی را آن جا سپری کنید؟ ـ به نظرم در عمرم یک اشتباه داشتم و این جابه جایی در فوتبال بود. شاهینیها گفتند خودمان کارت را درست میکنیم. آن موقع که در تیم امید شاهین بازی میکردم حتی دفترچه خدمتم تا مدتی پیش آنها بود ولی قدرتی نداشتند که بتوانند مرا در بوشهر نگه دارند به همین دلیل دفترچهام را گرفتم و به خدمت سربازی اعزام شدم. نزدیک به 23 ماه خدمت کردم. در روزهای پایانی سربازیم در یکی از معبرها بر روی مین رفتم که پای راستم قطع گردید و اینک با کفش مخصوص زندگی را میگذرانم. چرا اکنون ورزش نمیکنید؟ ـ خیلی مایلم، ولی فرصتی پیش نمیآید. مشکلات زندگی بر من فشار میآورد. مجبورم به دنبال کار برای رفع نیازهای خانوادهام باشم. مگر حقوق بگیر امور ایثارگران نیستید؟ ـ خیر، من حقوق بگیر ارتش هستم چون موقعی که جانباز شدم در حال خدمت سربازی بودم و حقوقم را ارتش میدهد. از بنیاد شهید و امور ایثارگران دلگیرم. حالا به هر صورت، من به این درجه رفیع جانبازی دست پیدا کردهام ولی امور ایثارگران بوشهر کاری برایم انجام نداده است. درخواست وام کردم که هنوز وامی نگرفتهام. شاید هم حق من نباشد. در هر صورت امیدوارم که مسئولین این نهاد مقدس، سلامت باشند. به عنوان یک جانباز چه انتظاری از مسئولین استان دارید؟ ـ هیچ انتظاری ندارم، گوش شنوایی نیست. چندین مرحله درخواست وام مسکن دادهام ولی تاکنون دستم به جایی بند نشده است. از جناب استاندار آقای افراشته خواستارم نیم نگاهی هم به قشر جانبازان داشته باشد. نمیدانم عاقبت مشکل من چه زمانی حل میشود. نتایج تیم فوتبال شاهین بوشهر را دنبال میکنید؟ ـ بله، خبر واگذاری امتیاز تیم لیگ دسته یکی کشور هم مرا خوشحال کرد و هم نگران، خوشحال به خاطر این که صاحب اسپانسر شد تا مربیان مطرح به همراه بازیکنان مطرح راهی بوشهر شوند و فوتبال ما از بی کسی نجات پیدا کند و ناراحت، چون نمیدانم نام شاهین تا چه زمانی در کنار پارس قرار خواهد گرفت. این امتیاز نباید این گونه واگذار میشد. من فکر میکنم با واگذاری امتیاز شاهین، دیگر شاهین بوشهری به وجود نیاید. در تیم شاهین یعنی چهار پنج پیشکسوت وجود داشت؟ مگر این تیم مردم بوشهر نبود؟ شاید باز هم من اشتباه میکنم و شاهین پارس عاقبت به خیر شود. ناگفتهای اگر باقیست بیان نمایید. ـ گفتهها را گفتم، ناگفتهها را بگذارید برای آینده. از مسئولین محترم نشریهی مردمی نصیر بوشهر سپاسگزارم که به سراغم آمدند. انشاءا... صد ساله شوید. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه