![]() |
||||
|
|
||||
|
بُنتوکبُنتوک
ـ الو، الو، الو شهسوار، الو اگه صدام میشنوی قطع نکن، فقط گوش کن. ما داریم میآییم .... الو، الو .... صدام داری؟... عجب گیری کردیم… این تلفنهای همراه هم شده دق دل، فقط کنتور میاندازند… شهسوار... صدام داری؟ سلام... حالت چطوره؟! داشتم میگفتم با بچهها داریم میآییم دیدنت خونه باش! شهسوار با حال خراب از آن طرف خط: ـ نه نمیخواد بیایید ... خودم دارم میام ...طوری نشده فقط یک ضرب دیدگی معمولیه. ظاهراً شهسوار داشته با موتور از طرف چهارراه فضیلت به طرف چهار راه کشتیرانی حرکت میکرده که نرسیده به چهار راه یک گودال خطرناک جلوش سبز میشه و شهسوار بیچاره را که داشته میرفته از احوال میدان انقلاب سوژه بگیره، خانهنشین میکنه و حالا جماعت بازنشسته هر کس با هر وسیلهای اول از حال و اوضاع شهر میپرسند و بعد از احوال شهسوار، و شهسوار هم که قدرت پذیرایی نداره ناگزیر میگوید چیزی نشده و این در حالیست که عکسی که از پای راستش گرفته شده حکایت از یک ترک مویی داره و شهسوار هم فکر میکنه این حق برادران"لُر" ساکن فلکهی مرکز شهر بوده که زده به پایش، چون این بنده خداها عصر که خسته و خُرد از فعلهای برمیگردند برای دید و بازدید هم ولایتیهای خودشون، جمع میشوند داخل فلکه و روزگار قشنگ را دید میزنند و این وسط شهرداری و فرمانداری و نیروی انتظامی هم حریف نشده و علیرغم تهیه یک جای مناسب در کنار میدان باغزهرا به نام "خانهی تلاش" ولی برادران تلاشگر "لُر" تن به انسجام نمیدهند و ترجیح میدهند همچنان نظارهگر روزگار قشنگ باشند و "خانهی تلاش" هم با آن همه هزینه تبدیل به رستوران گردید و پای شهسوار هم باند پیچی تا باشد شهسوار دیگر فضولی نکند. اصولاً مد شده که عادت کنیم اول بسازیم بعد بیخاصیت کنیم. الان شما بروید تو کوک این پلهای هوایی و آمار بگیرید اگر در شبانهروز ده نفر روی این پلها رفت وآمد کردند، بروید از واحد فرهنگی شهرداری یک کیلو کشک جایزه بگیرید جهت سائیدن! مگر بلوار چه ایرادی داره؟ حداقل ویلچر را از روی بلوار میشود رد کرد! بالاخره وظیفهی فرهنگ سازی به عهدهی شهرداری است. به همین دلیل است که به راحتی یک مجموعه تفریحی فرهنگی با بیخیالی شهرداری و زرنگی بعضی از افراد سودجوی سایهنشین تبدیل میشود به قهوهخانهی سنتی و یک نفر که معلوم نیست از کجا حمایت میشود با بر پا کردن چند تا قلیان میوهای، جوانان علاف را سر کیسه و دودگندش را هم میریزد به حلق خلقالله که فکر میکنند اینجا یک مکان تفریحی، فرهنگی کنترل شده است. بیانصاف قهوهچی هم نمیکند یک جارویی بزند جای تنباکو سوخته و خرده ذغالهایش. ولی خودمانیم برای چه رعایت کند وقتی استانداری و فرمانداری محترم با گذاشتن موانع مثلثی کنار خیابان برای خودشان پارکینگ اختصاصی راه میاندازند، دیگر چه توقعی میتوان از حضرات سودجو داشت! شهسوار میگفت: از سید رضا پرسیدم که دلیل این کار استانداری و فرمانداری چیه؟ سید رضا گفته: اینها موقته و قراره مسابقه دو با مانع اجرا بشه اما چون تربیتبدنی بودجه نداره و پارس جنوبی هم زیر بار نمیره فعلاً بلاتکلیف مانده و تا اطلاع ثانوی برای دواندن ارباب رجوع با مانع از آنها استفاده میشود. همه زدند زیر خنده و چراغ قرمز فلکهی امام سبز شد. ماشینهاحرکت کردند و سیگار فروش کنار دکهی محمود، پنج تا پاکت خالی سیگارهای مختلف انداخت توی جوی آب و شروع کرد به باز کردن بُکس بعدی سیگار! ///// |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه