Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و پنجم
4ـ در روز یازدهم یک ایستگاه قرنطینه در مشیله تأسیس گردیده تا هر کسی را که بخواهد در کرانه‌های دورافتاده پیاده شود و آنگاه بکوشد از راه خشکی وارد بندر گردد به دام اندازد.
تا روز نوزدهم، شانزده مورد ابتلا به طاعون همراه با سه مورد مرگ و میر در جزیره‌ی قرنطینه رخ داده است. در روز هیجدهم از دولت ایران دستوراتی دریافت گردیده
[ 11 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

رژیم‌های سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی

رژیم‌های سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی

رژیم‌های سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی
قسمت ششم 

یکی دیگر از این‌گونه رژیم‌ها، حکومت‌های سلطنتی می‌باشد که به دو دسته تقسیم می‌شوند. اولین نوع آن سلطنت مطلقه می‌باشد.
حکومت‌های سلطنت مطلقه غالباً نوعی از حکومت‌های استبدادی است. در این نوع حکومت "سلطان" حاکمیت مطلق را در اختیار داشته و با استفاده از قدرت مطلقی که در اختیار گرفته، مستبدانه و بنا به رأی خویش به حکومت می‌پردازد. در این نوع حکومت، سلطان از سایر افراد جامعه جدا است و از مزایای منحصر به فردی استفاده می‌کند. خانواده‌ی سلطنتی نیز واجد امتیازات بخصوصی است و به منزله‌ی یک طبقه‌‌ی کوچک و مجزا از سایر طبقات محسوب می‌گردد. در این نوع حکومت جانشینی شاه در خانواده‌ی سلطنتی موروثی است، نمونه‌‌ی بارز آن رژیم عربستان می‌باشد. نوع دیگری که به عنوان دومین نوع حکومت سلطنتی می‌شود نام‌برد، سلطنت مشروطه است. در این نوع حکومت، اختیارات پادشاه نسبت به نوع سلطنت مطلقه طبق قانون محدود می‌گردد و تصمیمات از طرف نمایندگان مردم گرفته می‌شود. در این رژیم، شاه فقط سلطنت می‌کند اما حکومت نمی‌کند. نمونه‌ی این نوع حکومت سلطنتی کشور انگلستان در زمان حاضر است. در این کشور پادشاه نشانه‌ی وحدت جامعه و به عنوان رییس افتخاری است که از صحنه‌ی سیاست بیرون است، ولی اختلاف این نوع دمکراسی با دمکراسی جمهوری در این است که وجود پادشاه به عنوان سرچشمه‌‌ی افتخارات و اعطا کننده‌ی عناوین و القاب و کانون دربار، مستلزم فعالیت یک سیستم طبقاتی است که جمهوری رسماً آن را نفی می‌کند. در سلطنت مشروطه نیز جانشینی شاه، مورثی است. ناگفته نماند کشورهایی بوده یا هستند که رسماً دارای رژیم سلطنت مشروطه بوده یا می‌باشند ولی در واقع به صورت سلطنت مطلقه اداره می‌شوند. نمونه‌ی بارز آن کشورهای اردن، مراکش و رژیم سابق ایران می‌باشد.