Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

طنز حافظانه!

بدآموزی‌زدایی در اشعار حافظ!
توضیح: در این نوشتار، تلاش خواهد شد بدآموزی‌های حافظ در اشعارش تشریح گردد و ضمناً شکل بدآموزی زدایی شده‌یِ اشعار وی ارائه گردد تا در آینده این سرود‌ها برای عموم و تمامی مقاطع سنّی قابل استفاده باشد.

الف) باده نوشی
حافظ در ابیات بسیار، به تبلیغ و ترویج مُسکرات پرداخته است.
مثال:
خوش است باده‌ی رنگین و صحبت جانان/ مُدام حافظِ بیدل در این هوس باشد
شکل بدآموزی زدایی شده:
خوش است جاده‌ی هراز و سرعت پیکان/ مُدام حافظِ پُر دل خطرپَرَس باشد!
مثال دیگر:
گُل در برو مِی در کف و معشوقه به کام است/ سلطانِ جهانم به چنین روز غلام است
شکل بدآموزی زدایی شده:
نَفتم به سرِ سفره و ایام به کام است/ بیل‌گیتسِ چنانم به چنین روز غلام است!
براساس شواهد و قرائن، "حافظ" حتا صبح دلِ ناشتاهم مُسکرات مصرف می‌کرده، شاید فکر می کرده که قرار است بعد از بیدار شدنِ او، دنیا کن فیکون شود و در نتیجه دیگر مجالی برای باده‌نوشی نباشد، توجه فرمایید:
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن/ دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن
شکل بدآموزی زدایی شده:
صبح است شاقُلی شیطانه را جواب کن/ بعدش بیا و بالا غیرتاً واسه این که حرف درنیارن این پیاله‌ی ما را بگیر زیر شیر آب و پُر از آبِ ناب کن!
شاعرِ نامبرده در برخی از ابیات، قصد داشته با قربان صدقه، افراد کم سن و سال را به نوشیدنِ مسکرات ترغیب کند:
مثال:
ای نور جشم من، سخنی هست گوش کن/ تا ساغرت پُر است بنوشان و نوش کن
شکل بدآموزی زدایی شده:
ای نور چشم من، سخنی هست گوش کن:
تا توانی دلی به دست آور
که ایزد در بیابانت دهد باز!

ب) مطرب‌بازی
حافظ، توجه زیادی به موسیقیِ غیر مجاز و مطرب بازی داشته است.
مثال:
شاهد و مطرب به دست افشان و مستان پایکوب/ غمزه‌ی ساقی زِ چشم مِی‌پرستان بُرده خواب
در این بیت، حافظ با شور و هیجان زیاد ـ که مناسب‌ سن و سال او نبوده ـ فضایِ یک پارتیِ مختلط احتمالاً " اِکس پارتی" را توصیف کرده که شخصیت‌های مسئله‌داری چون: شاهد، مست، مطرب و ساقی در آن حضور دارند و سرگرم ترانزیتِ دل و قلوه هستند. ضمناً گویا این پارتی تا صبح ادامه داشته، چون که غمزه‌یِ ساقی، مانعِ به خواب رفتنِ افراد فوق‌الذکر شده است.
شکل بدآموزی زدایی شده در قالب نثر چاله‌میدانی:
اولاً: شاهدی که صورتش حتی کُرک در نیاورده، خیلی بیجا می‌کنه میونِ یک مُشت اراذلِ دائم‌الخمر، حرکات موزون انجام بده. دویماً: اون ضعیفه (ساقی) را باید جوری توی سرش زد که غمزه‌دونش بند بیاد. سیماً: ساز اون مطرب رو هم باید توی سرش خُرد کرد تا مطرب بازی از یادش بره. چهارماً: صاحب این کاروونسرا رو هم چند ماهی باهاس فرستاد هلفدونی تا دیگه خونه‌ش رو مطرب خونه نکنه... آره داداش!
//