![]() |
||||
|
|
||||
|
نقدی بر مطلب "لطفاً مردم را فریب ندهید!"نقدی بر مطلب "لطفاً مردم را فریب ندهید!"
در نقد مهندس تندپور، منتشر شده در شماره 404 هفتهنامه مستقل و منتقد "نصیر" ـ که با چاپ این نقد )بخوانید بیانیهی سیاسی( نشان داد منعکس کنندهی همهی صداها و افکار موافق و مخالف میباشد ـ مطالب ضد و نقیص فراوانی به چشم میخورد که نشان از پارادوکس فکری و ذهنی نویسنده میباشد زیرا: 1ـ آقای تندپور ابتدا نویسندهی مقاله یعنی دکتر عباس حاتمی را طبق روال موجود نصیحت و موعظه مینماید و ایشان را از تندروی و تخریب اصولگریان، راستیها، دولت نهم و مجلس هفتم برحذر دارد و در ابتدا چنان نشان میدهد که واقعاً انسان واقع بین و مستقلی میباشد، اما اندکی نمیگذرد که مکنونات قلبی و خمیر مایهی اصلی فکر و ذهن ایشان بر خلاف مقدمهی بحثشان همهی موارد نصیحت گونه را نقض مینماید. 2ـ جناب مهندس در بیانیهی خود، نه تنها اصلاح طلبان را تخریب مینماید بلکه با انواع اتهامات و افترائات از قبیل وطن فروشی، ضد دین، فاسدالاخلاق و حتی اهانتهایی از قبیل بیغیرت، منافق و … کینه و عمق خصومت قلبی خود را نسبت به همهی اصلاحطلبان نشان میدهد، بنابراین آن چه از الفاظ ایشان دریافت میشود، نه نقد یک مطلب بلکه کوبیدن رقیب با انواع برچسبها و مطالب غیر واقعی است که سالهای اخیر توسط رسانههای مختلف حامی اقتدارگرایی و تمامیت خواهی تبلیغ میشود. پس آقای مهندس چیز نو و تازهای بیان نفرمودهاند و شاید چنان از ذهن و درون خود نیز استفاده ننموده باشند، بلکه از آرشیو مطبوعاتی که علیرغم قیمت پایینشان، تیراژشان به صد هزار تا هم نمیرسد نمونههای این چنین را استخراج فرمودهاند. 3ـ مصداق بارز تضاد در مطلب جناب تندپور این است که در جایی تخریبهای ضد اخلاقی و ضد دینی علیه خاتمی و احمدینژاد را محکوم نموده، اما در پایان مطلب خود فیلم اسکن شده در ایتالیا علیه خاتمی را واقعی قلمداد مینماید. این گونه ضدیت در مطلب مذکور آن چنان "اظهر منالشمس" است که کودکان دبستانی نیز از خواندن آن متعجب و متحیر میشوند و این که تضاد در نوشتهی جناب مهندس، دفاع سرسختانه از سیاست اقتصادی احمدینژاد است و این که بیکاری کمتر شده و نرخ تورم پایین آمده اما عموم مردم میدانند و لمس میکنند که نسبت به دو سال گذشته چه قدر افراد بیکار شدهاند و قیمت لوازم و اجناس ضروری چند درصد گرانتر شده است. آیا سیاستهای مثبت اقتصادی دولت نهم باعث شده که قدرت خرید مردم در بعد از انقلاب به پایین ترین سطح خود برسد؟ برنامههای اقتصادی این دولت مورد انتقاد جدی هستهی اصلی طرفداران آقای احمدینژاد از قبیل آقایان: زاکانی، نادران و افروغ میباشد. شما چگونه چشم بسته و از مدینهی فاضلهی احمدینژاد دفاع مینمایید؟ 4ـ از سیاست خارجی آقای احمدینژاد ـ به این دلیل که تهاجمی میباشد ـ دفاع نمودهاید در صورتی که امروز سیاست خارجی کشورها بر پایهی روابط دیپلماتیک استوار است نه هجوم و حمله. در حالی که در دوران حاکمیت اصلاحات بر مبنای سیاست هوشمندانه و توأم با عزت و افتخار خاتمی، تمام کشورهای صنعتی و پیشرفته مشتاق به ارتباط و همکاری با ایران بودند تا جایی که براساس این ذکاوت و تز مدبرانهی رییس دولت اصلاحات، آمریکا در انزوا قرار گرفت و موجب شکاف فکری بین کشورهای اروپایی با آمریکا بر سر مسألهی هستهای و حمایت این کشورها از کشورمان گشت، اما سیاست افراطی دولت جدید باعث اجماع جهانی بر علیه ایران شده است. جای بسی تعجب است که آقای تندپور حمایت کشورهای غیر متعهد را از دیپلماسی احمدینژاد به صراحت اعلام میکند، اما جناب مهندس گویا نمیدانند یا نمیخواهند بدانند که بیشتر کشورهای غیر متعهد از جمله مالزی، اندونزی ،پاکستان و… که همگی نیز اسلامی هستند قطعنامهی دوم علیه کشورمان را امضاء نمودند. 5ـ گناه همهی ناکامیهای دولت احمدینژاد را به گردن دولت اصلاحات و سازندگی میاندازید و از دولت سازندگی و کارگزاران سخت گلهمند هستید، اما این را به یاد داشته باشید که آقای احمدینژاد خود محصول دولت سازندگی و استاندار منصوب آنان بوده است. بیشتر اصولگرایان امروز که سیاستهای دوران سازندگی را برای سرپوش گذاشتن بر کاستیها و ناتوانیهای خود محکوم مینمایند، کسانی هستند که در دههی هفتاد در برابر انتقادات و مخالفتهای اصلاحطلبان با برنامههای اقتصادی دولت سازندگی شعار "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" را سر میدادند و آنان را ضد انقلاب و ضد نظام معرفی کردند و این را هم بدانید که آقای هاشمی رفسنجانی توسط هیچ شخص یا گروه اصلاح طلبی "محور اصلاحات" معرفی نشده است، بلکه بعد از سوم تیر ماه 84 و با طرح شکایت ایشان در قیامت نزد خدا، خود را به اردوگاه اصلاحات نزدیک نموده است. 6ـ گفتهاید که اگر برای خاتمی هر 9 روز یک بحران ایجاد کردند اما برای احمدینژاد هر روز 9 بحران ایجاد میکنند! جناب تندپور؛ شما که این قدر دم از حقیقت، مذهب و معنویت میزنید، چرا چشم بر حقیقت فرو بستهاید و تیتروار مطالبتان را از منابع مختلف بدون اندک استناد معتبری بیان نمودهاید؟ کو آن گروههای فشار و لباس شخصیهایی که در طول 8 سال دولت اصلاحات، هر روز در دانشگاهها دانشجویان را مضروب میساختند؟ آیا وزیران احمدینژاد نیز مثل خاتمی در انظار عمومی و جلو دید مردم عادی کتک خوردند؟ کجایند افرادی که فریاد معیشت و کمک به مستمندان را همه هفته سر میدادند، اما ظرف دو سال گذشته از گرانیهای فزاینده هیچ گونه سخنی نمیگویند؟ کدام نهاد حکومتی با دولت احمدینژاد مخالفت میکند یا مانع کار ایشان است یا بحران آفرینی میکند؟ این در حالیاست که خاتمی قبل از آن که رییس جمهور شود با فیلم کارناوال شادی ـ که بعدها مشخص شد توسط چه کسانی کارگردانی شده ـ با بحران روبهرو شد و تا حالا هم که هیچ سمتی ندارد با اسکن فیلم دست دادن با زنان در ایتالیا و تخلیهی محل کار ایشان توسط نهاد ریاست جمهوری با بحران مواجه است. جناب مهندس؛ خاتمی متعلق به ایران تنها نیست، زیرا ایشان مبتکر گفت و گوی تمدنهاست که سازمان ملل آن را پذیرفته و یکی از سالها را به این نام نامگذاری نموده است. دانشگاههای مختلف و معروف دنیا در صف انتظار سخنرانیها و کنفرانسهای ایشان هستند. بنابراین ما باید به ایشان افتخار کنیم که نام ایران را در مراکز علمی و فرهنگی دنیا طنین انداز نموده است، نه این که خود نخبه کشی کنیم زیرا تاریخ ایران از این نخبهکشیها فراوان داشته اما جز ندامت بعد از آن سودی نداشته است. 6ـ از دموکراسی و احترام به رأی مردم گفتهاید که بسیار زیبا و بجاست. همه باید به دموکراسی و نظر مردم احترام بگذارند اما دموکراسی به معنای مداحی و ثنا گوی دولت بودن نیست. دموکراسی خالص یعنی رعایت حقوق همه، چه آنهایی که حاکمیت دارند و چه آنهایی که منتقد حاکمیت هستند و اوج هنر دموکراسی حمایت از حقوق دگراندیش و اقلیت است. بنابراین دموکراسی را باید حس کرد، باور داشت، پذیرفت اگر چه در شرایطی به نفعت نباشد وگرنه شعار دموکراسی توسط خیلیها تا آن جا که نفعشان اقتضا میکند گفته شده است، اما فاصلهی حرف تا عمل به دموکراسی همانند گفتههای "هیتلر" است که از دل شعارهای دموکرات درآمد اما به قعر نازیسم و فاشیسم افتاد. بنابراین یک فرد دموکرات میبایست افکار خود را به صراحت و شفافیت بیان نماید. نقد را با تخریب و تهمت قاطی ننماید. با استدلال و منطق ژورنالیستی مطالب دیگران را تجربه و تحلیل نماید، نه با حب و بغض جناحی. همچنین با شهامت و شجاعت، پایگاه فکری خود را اعلام نماید نه با عناوینی از قبیل مستقل، بیطرف و ناصح! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه