![]() |
||||
|
|
||||
|
چه کسی انتخاب میشود؟چه کسی انتخاب میشود؟
در سالهای پس از انقلاب؛ استان بوشهردر حوزه قوه مقننه با فراز و نشیب های فراوانی روبرو بوده است. در میان حوزه های انتخاباتی سه گانه آن روزها و چهارگانه امروز، از سه نماینده میتوان نام برد که هرکدام بهنوعی توانستهاند مقبولیت نسبی خوبی داشته باشند و در تاریخ نمایندگی این دیار به نوعی نافذ و موثر واقع شوند. مرحوم "نبوی" از نمایندگانی است که با دارا بودن ابعاد شخصیت و روحی بالا از مقبولیت نسبی بالایی در بین مردم برخوردار بود. عدم تعلق خاطر آن مرحوم با دلبستگی های دنیوی و وارستگی ایشان نسبت به نفرین ها و آفرین ها، و نیز حریص بودن ایشان برای فهمیدن و اندیشیدن تا پایان عمر؛احترام والایی برای او در بین مردم ایجاد کرده بود که قطعاً تا سالهای سال استان بوشهراز داشتن چنین شخصیتهایی محروم خواهد بود. دکتر "سیدمحمد مهدی جعفری" نماینده اول دشتستان از آن دست نمایندگانی است که با داشتن شخصیت جامع علمی، معنوی و مبارزاتی توانست خوشنام و موثر در تاریخ نمایندگی استان بوشهر بماند. سابقهی درخشان مبارزاتی ایشان و همگام بودن ایشان با شخصیت های بزرگی چون مهندس بازرگان و دکتر شریعتی و مرحوم طالقانی و حشر و نشر با احزاب و نحلههای مختلف فکری قبل و بعد از انقلاب و نیز شخصیت علمی و دانشگاهی وزین نامبرده و عرفان حاکم بر شخصیت وی از او یک انسان کم نظیر در استان بوشهر ساخته است. بی تردید مخافان دکتر جعفری در استان بوشهر در دهه های گذشته و اینک عمدتاً کسانی بوده اند و هستند که تحمل اندیشه و بزرگی او را نداشته اند. "محمد دادفر" نماینده دوره ششم مجلس سومین نماینده ای است که به طور نسبی می توان از او به نیکی یاد کرد.اشراف ایشان برفضای سیاسی جامعه و جسارت ایشان دربیان بسیاری امور راز محبوبیت ایشان شده بود. خندیدن به بعضی مناسبات و امور؛ دل انگیزترین ویژگی ایشان بود که من حداقل در این یک مورد با ایشان به طور مطلق اشتراک نظر دارم. خندیدنی که گاهی اوقات می تواند داروی بیماری های مهلک یک جامعه باشد. ناگفته نماند با وجود بسیاری اشتراکات که با دادفر نماینده بوشهر - گناوه داشتم؛ هیچگاه سعی نکردم این اشتراکات در راستای سهم خواهی قرار بگیرد؛ آنگونه که امروز پیروان و مریدان "عطارزاده" فتح قله های مدیریتی را برای خویش توجیه شرعی، عقلی و کفایی کرده اند. تنها سهم من از گشتالت شخصیتی دادفر این قدر بود که وقتی با دوستانم در استان های دیگر روبهرو میشدم شرمنده نبودم از اینکه بگویم ایشان نمایندهی ماست. اینجاست که باید بگویم عمدهترین مشکل من با نمایندهی دور هفتم مجلس این بود که در مواجهه با دوستانم، قدرت بیان اینکه آقای عطارزاده نمایندهی شهری است که من به نوعی به آن وابستهام را ندارم. پرداختن به امور حقیر و حذف بیمارگونهی رقیب بدون پشتوانه استدلالی و اصرار بر گماشتن مدیرانی که از کمترین توان مدیریتی برخوردار نبودند بزرگترین عیبهای آقای عطارزاده بود که همین ویژگی نیز برای همیشه او را از خاطرهها حذف خواهد کرد؛حتی از خاطره ی بسیاری از دوستان خویش. از طرفی هتک حرمت افراد و تخریب شخصیتها اعم از زنده و مرده از دیگر ویژگی های شخصیتی آقای عطارزاده است که بسیار او را حقیر کرد. اوج این بازی های حقیرانه را میتوانیم در مواجههی وی با شخصیت زنده یاد "منوچهر آتشی" ببینیم که فعلاَ محل بحث نیست. نماینده مجلس هشتم در حوزه بوشهر، گناوه و دیلم چه کسی است؟ تبادار، دادفر، قائدزاده، دشتیزاده، دکتر عباس لیراوی و یا ... باز هم عطارزاده. باز هم تکرار می کنم سلطان، خاقان و یا شوالیه فرق چندانی ندارد. آنچه مهم است سرنوشت و آبروی این سرزمین است با مردمانی شریف؛ که متأسفانه این شرافت و نجابت در بسیار اوقات اسباب قربانی شدن آنها گردیده است. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه