Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

متن دفاعیه مهندس عباسی‌سملی در دادگاه مطبوعات استان بوشهر

متن دفاعیه مهندس عباسی‌سملی در دادگاه مطبوعات استان بوشهر
قسمت اول
بسم الله الر حمن الرحیم
با سلام و صلوات بر سرور کائنات و اشرف مخلوقات محمد ابن عبد ا... و با درود بر مصداقان حدیث شریف ثقلین ائمه معصومین سلام ا... علیهم اجمعین و خلف صالح آن بزرگواران امام روح ا... (ره) و تمام شهیدان و مجاهدان و مبارزان راه آزادی ملت ایران، حضار محترم ، اعضای مکرم هیأت منصفه، قاضی معظم دادگاه
به یاد می آورم که در اوایل انقلاب و در روزهایی که شرارت ایادی استکبار به اوج خود رسیده بود پس از یکی از حوادث جانسوز انفجار حزب جمهوری اسلامی و یا دفتر نخست وزیری وقتی امام راحل خواست جهت تسلی خاطر ملت آغاز سخن نماید فرمود نمی دانم از کجا شروع کنم ، اما امروز من نمی دانم از کجا شروع کنم و به دفاع از کدامین گناه ناکرده می بایست در این محکمه برخیزم ، لیکن به دو دلیل اقدام به تنظیم این دفاعیه نمودم اول اینکه قاضی و یا قضات محترم دادگاه را مطابق تحقیقات به عمل آمده عادل و دارای حسن نیت یافته و دوم این‌که با تاریخ مأنوسم و با حوادث روزگار به بضاعت اندک خویش آشنا .
به همین منظور دفاعیات خویش را به دو بخش عقیدتی و حقوقی تنظیم می نمایم .
اما قبل از ورود به بحث اصلی ، معرفی خویش توأم با ذکر یک خاطره شاید خالی از لطف نباشد .
به خاطر می آورم در اواخر دوران دبیرستان وقتی جزوه ای به نام "عقیده" اثر معلم شهید دکتر شریعتی ‌ـ که پیاده شده‌ی متن سخنرانی وی در حسینیه ارشاد بود ـ را مطالعه می کردم دکتر شریعتی گفته بود که هنگام ترجمه کتاب "ابوذر" به نکته‌ای برخوردم که سراپای وجودم را حیرت فرا گرفت و آن این بود که ابوذر در روز تبعید خود در میان جمع حاضران اذان گفته است . در صورتی که می توانست در آن روز با فصاحت و بلاغت منحصر به فرد خویش دستگاه خلافت اموی را رسوا نماید . شریعتی می افزاید که امروز من آمده‌ام تا در این حسینیه کار حیرت انگیز ابوذر را تکرار کنم چون من نیز چون ابوذر امروز متهم به خروج از دینم و حالا می دانم که چرا ابوذر در آن روز اذان سرداد . علت آن این بود که دستگاه اموی به مردم نمی‌گفت که داریم مردی را امروز تبعید می نماییم که پیامبر در وصف وی فرموده است که آسمان بر زمین سایه نینداخت که راستگو‌تر از ابوذر زیر آن قدم زده باشد . بلکه می گفت که مردی را تبعید می کنیم که بر خلیفه رسول ا... شوریده است و از اسلام خارج شده است. و آن روز شریعتی در مقابل اتحاد شوم استبداد خودکامه پهلوی ومتحجرین مقدس نما مجبور به اذان گفتن و ادای شهادتین گردید.
من وقتی جزوه‌ی عقیده را می خواندم دچار بهت و حیرت شده بودم که مگر می شود در یک جامعه‌ی شیعی یک متفکر مسلمان شیعه مانند شریعتی که تمام هستی خود را به پای ترویج و تبلیغ تشیع علوی قربانی کرده است متهم به خروج از دین و یا تشیع گردد .
و امروز من "محمد باقر عباسی سملی" آمده‌ام تا جهت اثبات مسلمانی و شیعه‌گری خویش در این محکمه اذان بگویم.
شاید این عمل من نیز آیندگان را دچار بهت و حیرت نماید که مگر می‌شود رزمنده‌ی جانبازی که بهترین ایام عمر خود را در بدترین شرایط محیطی در جهاد در راه خدا و به شوق زیارت کربلا سپری کرده باشد و پس از جنگ نیز قلم برداشته و در راه دفاع از دین و میهن و انقلاب اسلامی اقدام به انتشار نشریه نموده و نام نشریه‌اش برگرفته از قرآن باشد و تنها نشریه‌ی خصوصی در کشور که یک صفحه را به "دین" اختصاص داده باشد، به اتهام اهانت به رسول ا... (ص) و ائمه اطهار (س) محاکمه شود .
و من در پاسخ به آیندگان می‌گویم که "آری این چنین شد برادر" .
پس:
باز گویم تا بماند در خیال/ داستان قمری افسرده حال/ داستان آخرین مرغان عشق/ داستان این سلام بی مجال
الف ) دفاع عقیدتی :
در مورد اتهام وارده به اینجانب مبنی بر اهانت به ساحت مقدس نبی مکرم اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) در مورد موضوع عصمت آن بزرگواران نکاتی را با توجه به دیدگاه‌های مطرح شده از طرف علما و دانشمندان جهان اسلام جهت یادآوری خدمت قاضی محترم و اعضای محترم هیأت منصفه تقدیم می دارم .
اما قبل از آن‌که وارد مباحث پیش گفته شوم به دلیل این‌که در برخی محافل ، تریبون‌های رسمی و غیر رسمی و مطبوعات یک جریان سیاسی خاص، صلاحیت این جانب در ورود به مباحث عقیدتی به پرسش گرفته شده است باید عرض نمایم که بحث درباره‌ی پیامبر، ائمه و عصمت آن بزرگواران به اتفاق نظر همه علمای شیعه بحثی عقلی و تحقیقی بوده و از مقوله مسائل تقلیدی به شمار نمی رود یعنی هر کس خود باید با استفاده از نیروی اندیشه و عقل و پژوهش علمی به این مسائل باور پیدا نماید . در نتیجه ورود اینجانب نیز به این بحث به هیچ عنوان امری خلاف قانون و یا شرع نبوده بلکه دقیقاً بر اساس دیدگاه همه‌ی فقهای شیعه مبنی بر غیر تقلیدی بودن مسائل اعتقادی می باشد و تأکید آن بزرگان بر این است که همانگونه که اعتقاد به خدای یگانه باید بر اساس استدلال عقلی باشد، باور به نبوت و امامت و شئونات آنان نیز می بایست بر پایه‌ی ادله عقلی استوار باشد .
نکته‌ی دیگری که از سوی تریبون‌های یاد شده و با انگیزه‌ی سیاسی خاص به آن دامن زده شده است، موضوع عدم صحت طرح مباحث مذکور در نشریه است که در پاسخ آنان باید عرض نمایم که بنده تا کنون به هیچ منع قانونی مطابق قانون اساسی و قانون حاکم بر مطبوعات و مقررات شرعی برای عدم طرح این مباحث در رسانه های مکتوب بر نخورده ام تا با طرح چنین مباحثی باعث نقض قانون شده باشم. افزون بر این مسائلی از این دست در طول تاریخ در صدها کتاب با چاپ های متعدد و تیراژ بالا طرح گردیده و در اختیار عموم قرار گرفته است و این مباحث بسان سایر مباحث دینی از محرمات و یا اسرار نبوده است که با انتشار آن حقیر متهم به انتشار اسرار محرمانه و یا محرمات شده باشم . حال با عرض پوزش از محضر دادگاه از اطاله کلام وارد بحث اصلی یعنی دفاع عقیدتی می‌گردم با سیری در تاریخ عصمت از دیدگاه علمای اسلامی :
1- عصمت از دیدگاههای علمای اهل سنت :
بحث در مورد عصمت انبیاء از ابتدا در میان فِرق مختلف اهل سنت مورد اختلاف بوده است . برای نمونه فرقه‌ای به نام حشویه و بعضی از اهل حدیث اساساً منکر عصمت انبیاء بوده و صدور هر گناهی را از ایشان حتی در زمان نبوت چه عمدی و چه سهوی جایز دانسته اند (1)
کسانی نیز از گروه معتذله ارتکاب هر نوع گناه اعم از صغیره و کبیره از سوی پیامبران آسمانی البته به صورت سهوی و نه عمدی را جایز می دانند (2)
اکثریت فرقه‌ی معتذله نیز گر چه معتقدند پیامبر الهی هرگز مرتکب گناه کبیره نمی شود ولی ممکن است گناهان صغیره ای که حاکی از پستی و ذلت و خاری فرد نیست مرتکب شود (3)
آنچه ذکر شد بخش اندکی از انبوه دیدگاه‌های برادران اهل سنت پیرامون عصمت انبیاء، تنها به عنوان گزارش توصیفی از واقعیت‌های تاریخی است و هرگز دیدگاه اینجانب نمی باشد و علت ذکر آن نیز این است که با توجه به این‌که اکثریت قاطع مسلمانان جهان را برادران اهل سنت تشکیل می‌دهند با داشتن چنین دیدگاه‌هایی تا کنون هیچ یک به اتهام اهانت به پیامبر(ص) محاکمه نشده اند .
2- عصمت از دیدگاه علمای شیعه :
اما در مورد دیدگاه شیعه ـ که بنده نیز به عنوان یک مسلمان شیعه به آن معتقد هستم ـ پیامبر دارای عصمت علمی و عملی می باشد یعنی در مرحله‌ی دریافت وحی، ضبط و نگهداری وحی و ابلاغ وحی دچار هیچ نوع اشتباه و خطایی نمی شود ( مصونیت از اشتباه و خطا ) جنبه دیگر عصمت همان عصمت از گناه است ( عصمت عملی ) منظور از عصمت عملی به تصریح علمای شیعه انجام واجبات و ترک محرمات است. به تعبیر دیگر "معصوم" کسی است که آنچه در لسان فقه "حرام" نامیده می‌شود انجام نمی دهد و آنچه در اصطلاح فقه "واجب" شمرده می شود ترک نمی‌کند .در این مورد برخی از علمای معاصر از جمله آیت‌الله... مصباح یزدی تصریح می کند که واژه گناه و معادل‌های آن مانند ذنب و عصیان کاربرد وسیع‌تری دارد که شامل ترک اولی هم می شود و انجام چنین گناهانی منافاتی با عصمت ندارد . ایشان در مورد بروز سهو و نسیان در کار پیامبران می‌گوید نفی سهوونسیان از ایشان در امور مباح و عادی کمابیش مورد اختلاف واقع شده و ظاهر روایات منقول از اهل بیت (ع) هم خالی از اختلاف نیست و تحقیق در مورد آنها نیاز به مجالی گسترده تر دارد و به هر حال نمی توان آن را یکی از اعتقادات ضروری قلمداد کرد .(4)
شهید مطهری در زمینه‌‌ی عصمت می فرماید: عصمت نسبی است یعنی مراتب و درجات دارد. معصومین نسبت به آن چیزهایی که برای ما گناه است و گاهی مرتکب می شویم و گاهی اجتناب می کنیم معصوم هستند و هرگز گناه نمی کنند ولی آنها هم مراحل و مراتبی دارند و نیز همه مثل هم دیگر نیستند . در بعضی از مراحل و مراتب آنها مثل ما هستند . در این مرحله همانطور که ما نسبت به گناهان عصمت نداریم ، آنها( در آن مراحل و مراتب ) عصمت ندارند . از آن چیزی که ما آنها را گناه می شماریم آنها معصوم هستند ولی چیزهایی برای آنها گناه است که برای ما حسنه است . چون ما به آن درجه نرسیده ایم. (5)
به نظر شهید ثانی، لازمه تشیع اعتقاد به اصل امامت و اعتقاد به وجوه پیروی از ائمه است اما اعتقاد به جزئیات یاد شده به ویژه اعتقاد به عصمت ائمه ضروری نیست ، می توان به عنوان یک مسلمان شیعه ، ائمه را دانشمندان دادگر پرهیزگار دانست و نه معصومان عالم به غیب. وی می افزاید بسیاری از شیعیان راوی احادیث ائمه و بسیاری از شیعیان معاصر ائمه به عصمت ائمه اعتقاد نداشتند بلکه ائمه را علمای ابرار می دانستند نه بیشتر . ائمه (ع) نیز این‌گونه شیعیان را نه تنها مؤمن بلکه عادل می دانستند (6)
شیخ صدوق می‌فرماید پیامبر (ص) در احوال مشترک با دیگر مردم به همان اموری مبتلا می باشد که دیگر آدمیان دچار می شوند . اما پیامبر در نبوت به تبلیغ حالتی اختصاصی دارد وی همچنین معتقد است که انکار کنندگان سهو النبی غالی بوده و بر آنان لعنت می فرستد (7)
سید بحر العلوم نیز از جدش سید عبدالکریم طباطبایی بروجردی نقل می کند که اکثر روات و شیعیان معاصر ائمه، از ائمه به عنوان علمای ابرار بدون اعتقاد به عصمت ایشان و حکم به عدالت و ایمان این‌گونه راویان و شیعیان از سوی ائمه را نقل می‌کند. (8)
شیخ انصاری می فرماید : اقوا این است که اگر کسی در مقام تحقیق و نه از روی عناد در عصمت پیامبر و یا امام شک کند یا آن را انکار نماید از اسلام و ایمان خارج نمی شود و می فرماید محقق اردبیلی هم همین مطلب را فرموده است (9)
و باز شهید ثانی می فرماید : این مطلب بعید به نظر نمی رسد که بگوییم اگر مسلمان ، عصمت پیامبر و ائمه و همچنین به خاتمیت رسول خدا اعتقاد نداشته باشد به اسلام و ایمانش لطمه نمی خورد و از اسلام و ایمان خارج نمی شود (10)
و فراوانند مواردی از این دست که نشانگر اختلاف نظر میان اعاظم فقهای شیعه بوده ودر هیچ کجای تاریخ از پیشین تا پسین توهین تلقی نگردیده‌‌‌‌ است .