Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

خونین کفنان آسمان آبی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

آبی‌تر از فرشتگان
خونین کفنان آسمان آبی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

شهید "عبدالحسین حمایتی" فرزند حاجی آقا در تاریخ 15 خرداد ماه 1345 مطابق با اربعین حسینی سال 1386 هـ .ق در بندر شاپور (امام) متولد شد. وی دو ساله بود که همراه با خانواده‌‌اش به زیارت کربلای معلی رفت و به پابوس ضریح مطهر مولا و مقتدایش حسین (ع) رفت و شاید همان جا بود که به وی درس آزادگی، شجاعت و شهادت داده شد و همان جا بود که پیمان خونین وفا را از دست مولایش حسین (ع) امضاء گرفت. وی دوره‌ی ابتدایی را در دبستان ملی سعادت بوشهر و دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهید پاسدار گذراند.
عبدالحسین با توجه به خرد سالی‌اش در انقلاب اسلامی در تظاهرات و جنگ و گریز با نیروهای مزدور شاهنشاهی، دلیرانه شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همراه با یارانش به پاسداری از انقلاب در کلانتری مشغول شده و سپس به مبارزه با گروهک‌های خود فروخته‌ی منافق پرداخت و همواره با توطئه‌های آنان درگیر بود، چنان که شهید حمایتی، خار چشم دشمنان شده بود.
وی سال اول متوسطه را در دبیرستان شریعتی می‌گذارنید که جنگ تحمیلی آغاز شد. تعهد و شوری که در وجودش بود او را به عضویت بسیج سپاه پاسداران در آورد و همزمان در انجمن اسلامی عبا‌دالله و شهید مختار فعالیت خویش را شروع کرد و علاقه شدید وی به انقلاب و حراست از آن، وی را راهی جبهه‌های نبرد نور علیه ظلمت نمود. در عملیات والفجر 2 با سمت فرمانده گروهان به دشمن زبون تاخت و تا سه شبانه‌ روز به اتفاق 15 نفر از یارانش در محاصره دشمن بودند و جانانه مقاومت نمودند تا این که به لطف خداوند و دعای خیر سایر رزمندگان، پادگان حاج عمران را فتح کردند.
بعد از آن شهید همراه بالبیک گویان امام در عملیات خیبر به عنوان نیروی ویژه شرکت نمود و پس از مدتی به گردان‌های مصطفی خمینی پیوست و مدت 3 ماه در جزیره جنوبی مجنون به دفاع از مرزوبوم ایران اسلامی و ارزش‌های ناب دین مبین اسلام پرداخت.
وی پس از بازگشت از جبهه به کمک تعدادی از همرزمان خود در کمیته شیلات به عنوان جانشین سرپرست کمیته مدت زیادی خدمت نمود و بعد از آن در کمیته انقلاب اسلامی بوشهر به عنوان مسؤول واحد مبارزه با مواد مخدر انجام وظیفه‌ نمود و همچنین مدتی نیز مسئولیت واحد مبارزه با مواد مخدر کمیته انقلاب خورموج را به عهده داشت. ایشان با شایستگی و لیاقتی که از خود نشان داد به تأسیس و راه اندازی گردان دریایی کمیته انقلاب بوشهر اقدام نمود و سپس با توجه به این مسئولیت سنگین، در معاونت اطلاعات و عملیات کمیته انقلاب مرکزی استان عهده‌دار مسئولیت شد.
وی در عملیات والفجر 8 شرکت کرد و در آزاد سازی بندر استراتژیک فاو جزء اولین نفراتی بود که همراه با فرماندهان گردان حضرت فاطمه زهرا (س) در آن بندر پیاده شد و با دلاوری و رشادت بی‌نظیر که داشتند توانستند با تعداد محدودی نیرو، جاده عقبه دشمن را بسته و دشمن را سرکوب نمایند و فتح فاو را با ظفر مردان در برگ زرین تاریخ ایران اسلامی ثبت نمایند.
شهید حمایتی پس از پیروزی عظیم با سربلندی به بوشهر بازگشت و به خدمت در کمیته انقلاب اسلامی پرداخت و مسؤلیت اکیپی از امداد رسانان به سیل‌زدگان استان را عهده دار بود و با تمام توان به نجات و یاری سیل‌ زدگان شتافت. عبدالحسین همه جا به صورت پر رنگ حضور داشت و زندگی پر از تلاش او از نظم خاصی برخوردار بود. در معاشرت خانواده و آشنایان و دوستان بسیار مهربان، متین، مؤدب و در عین حال جدی و پر جاذبه بود. تا می‌توانست کسی را از خودش نمی‌رنجاند و در برخورد با ضد انقلاب و گروهک‌های بی‌نام و با نام چهره‌اش عبوس و دگرگون می‌شد و هرگز دشمنان اسلام و انقلاب را تحمل نمی‌نمود.
هر جا که بوی شیطنت از ناحیه‌ی هر عنصری به مشامش می‌رسید آن جا مشت فولادین خود را فرود می‌آورد و "اشداء علی‌الکفار" می‌شد و همه جا با دشمنان اسلام در ستیز بود تا سرانجام در درگیری با قاچاقچیان در کوهستان‌های اطراف گاوبندی به درجه رفیع شهادت نائل شد و عمر پر برکت خود که پر از تلاش وقفه ناپذیر بود را در دفاع از اسلام عزیز به پایان رساند.
وی در قسمتی از وصیت‌نامه‌اش خطاب به مسئولین می‌گوید: صحبتی نیز با مسئولینی که هنوز توفیق این را پیدا نکرده‌اند که خود را با انقلاب و مردم تطبیق دهند، دارم. بدانید که خدا ناظر بر اعمال شماست. تک تک شهدا بر شما نظارت می‌کنند. از خداوند بترسید که خشم خدا را نمی‌توانید جلوگیر باشید. خانواده‌ی شهدا را اذیت نکنید. عزیزان حزب‌الله را خار در چشم و استخوان در گلو نگذارید، همان طور که آنها ابر قدرت‌ها را به زانو در آوردند به حساب شما هم رسیدگی خواهند کرد. ولی قبل از این‌ها به اشتباهات خود پی‌ببرید و خود را اصلاح کنید.