![]() |
||||
|
|
||||
|
گفت و گو با هنرمند فیلمساز و کارگردان مطرح تئاتر "رامتین بالف": گفت و گو با هنرمند فیلمساز و کارگردان مطرح تئاتر "رامتین بالف": تئاتر فضایی برای به تصویر کشیدن اندیشههایم بود و اکنون این کار را در فیلم سازی تجربه میکنم آقای بالف؛ با توجه به کارنامهی درخشانی که در عرصهی تئاتر دارید، بیش از سه سال است که در این عرصه حضور ندارید، چرا؟ ـ این سالها، باعث شد واقع بینانهتر به تئاتر، خودم و پیرامونم نگاه کنم. تئاتر برای من فضایی بود تا در آن باورها و اندیشههایم را به تصویر بکشانم و اکنون این کار را در عرصهی فیلمسازی تجربه میکنم، فضایی که دیگر در آن، از آن همه دغدغه و اضطراب خبری نیست! از درونمایهی فیلمِ مستندِ "کوخت" بگویید، این فیلم اکنون در چه مرحلهای ست؟ ـ فیلم مستند "کوخت" دربارهیِ تراژدیِ غمبارِ شکار و زندهگیریِ پرندگان شکاری و فروش غیر قانونیشان به برخی شیوخ جاهل کشورهای عربی حاشیهی خلیجفارس است که آسوده خاطر با شکمی لبریز به مثابه قبرستان حیوانات، یکی از زیباترین و نادرترین مخلوقات آفریدگار (شاهین) را تحت عنوان "قوش بازی" به بازی میگیرند. در این فیلم مثل همیشه یارانی چون: رشاد بالف، هادی منوچهری و ماندانا گُرد به عنوان دستیار و نیز همراهانی چون: مهندس احمدرضا لاهیجانزاده (تهیه کننده)، آقای حاجیزاده (مدیر تولید) و آقایان: دلشب، مرادی، مهدویانی، هاشمی، رضوی، موسوی، احتشامزاده، مرادزاده، طلاب، نوروزی، جمالی و دیگر عزیزانی که چون سربازانی گمنام از طبیعت زخمخورده و رو به احتضار استان بوشهر با کمترین توقع و امکانات پاسداری میکنند، یاریام دادند. این فیلم به سفارش ادارهی کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر تهیه شده و تدوین آن رو به اتمام است. به فیلم داستانی "پا مرغی آمریکایی" بپردازیم. از روند تولید این فیلم بگویید. ـ این فیلم به سفارش کنگرهی سرداران و 2000 هزار شهید استان بوشهر و گروه تلویزیونی بسیج سازمان صدا و سیما در حال تهیه و تولید است. در روند تولید این فیلم، عزیزانی چون: آقای حبیب احمدزاده، سردار کارگر، سردار رزمجو، سرهنگ دشتی، آقای فولادی، آقای کاظمی و بچههای خوب مرکز فیلم سازی سپاه "مجید" و "رحیم" مرا یاری کردند. اما بسیار حرفهای ناگفتهای در راه تهیه و تولید این فیلم هست که بگذارید در مجالی دیگر به آن بپردازیم. با توجه به پیشینه و تجربیاتی که در دو عرصهی تئاتر و فیلم سازی دارید، حضور در عرصهی کدام یک بیشتر شما را ارضا میکند و به نوعی گزینهیِ نخستِ شماست؟ ـ برای من، تئاترِ مصلوب و معیوب صومعهیِ سختی بود که در آن به صلیب کشیده شدم، اما آموختم چگونه روحم را از چهار میخ این تخته بند بیرون بکشم تا امروز به آسودگی و فراوانی در دنیایِ پهناورِ فیلمسازی پرواز کنم. وضعیت فعلی تئاتر در بوشهر را چگونه ارزیابی میکنید؛ در حال حاضر برخی میگویند دورهی شکوفایی تئاتر است و برخی برایش مجلس ختم گرفتهاند! ـ من واقعاً دیگر به تئاتر به خصوص در بوشهر فکر نمیکنم، بنابراین عقیده دارم کسانی میتوانند در این باره اظهار نظر کنند که در گود نشستهاند و تصمیم گیرندهاند!! شُکرِ خدا امروز در این شهر، همه چیز مثال زدنی ست، به ویژه چرخاندن فرمانِ " فرهنگ" و "هنر" که این دیگر بیمثال است! شما اگر میخواهید حقیقت و بازتاب وجودی تئاتر را بدانید، باید با واقعیت وجودی آن در ذهن مردم رو بهرو شوید. اول باید بپرسید کدام تئاتر و مقصود از تئاتر چیست؟ آیا واقعاً هر اتفاقی که در جایی به نام "صحنه" رخ میدهد، اتفاقی فرهنگیست؟ یا هر آدمی را که جبرِ زمان و موقعیتهایی خاص به پشتِ میز میکشانَد، مدیر است؟ اینها همه بیهودگیست که متأسفانه امروز، هوای فرهنگ و هنر این مرزوبوم را شیمیایی کرده است! در سال 85، در سفر به فرانسه با گروه موسیقی " لیمر" همراه بودید، نحوهی تعامل و برخورد مسئولان و مردم فرانسه با "هنر" و "هنرمند" را چگونه دیدید؟ ـ هنر و هنرمند برای مردم و مسئولان فرانسه یک حقیقت اثبات شده است؛ یک ضرورت مثل ستارگان در عهد قدیم ستایش میشوند. مردم در نهایت عشق برای هنرمندان مرزی قائل نمیشوند و در این باور زنده و جاودان، رمز موفقیت و محبوبیت یک مسئول، احترام به این دیدگاه و تقویت و حفظ این رابطه است. آیا طرحی برای انتشار نمایش نامههایتان در نظر دارید؟ ـ باید در فرصتی مناسب، نوشتههایم را بازنگری کنم تا مشخص شود که آیا واقعاً نمایش نامهاند یا چیز دیگر؟! چه زمانی حضور دوبارهی شما را در صحنهی تئاتر شاهد خواهیم بود؟ ـ فعلاً هیچ تصمیمی دربارهی تئاتر ندارم. ببینیم در آینده چه اتفاقی میافتد! چه طرحهایی در ادامهی روند فیلمسازی دارید؟ ـ اگر عُمری باقی بماند باز به طبیعت میروم تا فیلمی دیگر دربارهی طبیعت زیبای ایران بسازم… نمیدانم، شاید هم یک کار داستانی را شروع کردم. سخن آخر؟ ـ گمان میکنم حرف آخر را همان اول زده باشم. برای شما و همکارانتان آرزوی پیروزی و سلامتی دارم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
گفت و گو با هنرمند فیلمساز و کارگردان مطرح تئاتر "رامتین بالف":