Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

خجسته باد زاد روز

به شاعرِ شاعرانِ جنوب : ایرج شمسی‌زاده

 فرزین خجسته

ایرج عزیزم؛ شاعرِ شاعران جنوب
آسمانِ دریا سالگی‌ات، ستاره باران باد.
از همان امردادِ اول تا هزار امردادِ خوش .

ستارگانِ زمین‌اند
شاعران
شاعرانِ غریبِ سواحل
ستارگانِ دریایی
تک درختانِ سبزه رویِ کویر
ناخدایانِ ستاره و دریا
بی‌سرزمین‌تر از جزیره
بی بادبان‌تر از باد
داده دل شرطِ هر چه بادا باد
و با آن ستارگانِ بالایی
تنها یک فرقِ دوستانه می‌کنند
این‌ها ستارگانِ خاک
نورشان با سرعتِ واژه
از زمین به آسمان صعود می‌کند.




دری به تمام کوچه‌های جهان
به : استاد شمسی‌زاده
 فریده هوشیار
دری به تمام کوچه‌های جهان گشوده‌ای
و بغض تلخ دهانت
شیشه‌ی سالن‌های دنیا را باز می‌کند
دریچه‌ها رو به خواب تو قصاص می‌شوند
کاش
کفش‌های مهربانت
فسیل نمی‌شدند
و تو
زیر ته سیگارها و
خُرده‌های روز
خیابان‌ را در صدایت پهن می‌کردی
پاهایم را این جا می‌گذارم
کنار کفش‌های تو

به نظر من "تولد" واحد‌ی‌ست از زندگی و زندگی، شاید صبح را به شب رساندن و شب را صبح کردن باشد. تمام زندگی‌‌مان در انتظار خورشید است که بپرسیم آفتاب کجاست؟ هنوز صبح است که غالباً پسین می‌آید. شاید رسالت زندگی همین باشد. ادامه داشتن‌اش هم بستگی به این دارد که من ادامه داشته باشم. هر کس از دیدِ خودش، واقعیت‌های زندگی را نگاه می‌کند. برای شروع هر کاری، معیاری وجود دارد. شاید معیار زندگی، تولد باشد. به هر حال این را باید باور کرد.
حالا چرا این حرف‌ها را می‌زنم؟! دوست دارم برای فرخنده‌ زادروزِ تولدِ "ایرج شمسی‌زاده" تنها این کلام را بگویم:
«تو این راه را کی رفته‌ای
که چشمان سرخ هیچ چراغی
بازت نمی‌گرداند؟»