![]() |
||||
|
|
||||
|
رژیمهای سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتیرژیمهای سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی
قسمت هشتم شکل حکومت در اسلام با هیچکدام از اشکال حکومتهای جهان مطابقت ندارد. اگر چه ممکن است در مواردی برخی تشابهات بین حکومت اسلامی و بعضی از ویژگیهای اشکال دیگر حکومتها باشد، ولی این تشابهات جزیی بوده و موجب قرار گرفتن حکومت اسلامی در هیچ یک از ردههای قبلی نمیگردد. مهمترین و اساسیترین تفاوتی که بین این حکومت با حکومتهای دیگر وجود دارد، یک اختلاف پایهای و بنیادی است و همین تفاوت است که عمدتاً پدید آورندهی سایر تفاوتها میباشد و آن این است که در حکومت اسلام مبنای تشکیل حکومت و همچنین اهداف آن با سایر حکومتها فرق میکند، به این معنا که در اسلام همه چیز از جمله حکومت از "خدا" سرچشمه گرفته و به او ختم میشود. این یک اصل است که مبنای تمام تفکرات و اعمال در اسلام بوده و در سایر مکاتب و سایر اشکال حکومتها نه تنها مبنا و اساس نبوده، بلکه اصلاً و به طور مطلق مطرح نیست زیرا ویژگیهای حکومت اسلامی حاکمیت خدا بر مردم است. لذا دو واژهی "حکومت" و "حاکمیت" از نظر معنوی از ریشهی "حکم" مشتق شدهاند و حکم هم دارای معانی گوناگونی است که به یکدیگر نزدیک میباشند، از جمله فرمان دادن، قضاوت کردن و جلوگیری کردن. حاکم یعنی کسی که بر جامعه مسلط است. اوست که فرمان میدهد و از تجاوز جلوگیری میکند وحکومت به معنای فرمان دادن و قضاوت کردن میباشد. میان مفهوم تسلط و مفهوم مالکیت رابطهای آشکار و صریح وجود دارد یعنی اگر نسبت به چیزی تملک و مالکیت پیدا شود تسلط به وجود میآید و پس از این که تسلط به وجود آمد، دستور یا فرمان یا امر هم میتواند وجود داشته باشد، در نتیجه، فقط کسی میتواند بر چیزی فرمان براند که مالک آن باشد و انسان بر خودش مالکیت ندارد و آفریننده و سازندهی خویش نیست و مالک او دیگری است. پس آن مالک میتواند برای انسان تکلیف مشخص کند، نه انسان برای خودش. بنابراین حاکمیت از آن خداوند است، چون او نه تنها مالک بلکه آفریننده و خالق انسان نیز میباشد زیرا که در قرآن کریم سورهی مائده آیهی هفدهم میفرماید: مالکیت و فرمانروایی آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست از آن خداوند است. هر چه بخواهد خلق میکند و خداوند بر همه چیز تواناست. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه