Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 

رژیم‌های سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی

رژیم‌های سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی
قسمت هشتم 
شکل حکومت در اسلام با هیچ‌کدام از اشکال حکومت‌های جهان مطابقت ندارد. اگر چه ممکن است در مواردی برخی تشابهات بین

حکومت اسلامی و بعضی از ویژگی‌های اشکال دیگر حکومت‌ها باشد، ولی این تشابهات جزیی بوده و موجب قرار گرفتن حکومت اسلامی در هیچ یک از رده‌های قبلی نمی‌گردد. مهم‌ترین و اساسی‌ترین تفاوتی که بین این حکومت‌ با حکومت‌های دیگر وجود دارد، یک اختلاف پایه‌ای و بنیادی است و همین تفاوت است که عمدتاً پدید آورنده‌ی سایر تفاوت‌ها می‌باشد و آن این است که در حکومت اسلام مبنای تشکیل حکومت و همچنین اهداف آن با سایر حکومت‌ها فرق می‌کند، به این معنا که در اسلام همه چیز از جمله حکومت از "خدا" سرچشمه گرفته و به او ختم می‌شود. این یک اصل است که مبنای تمام تفکرات و اعمال در اسلام بوده و در سایر مکاتب و سایر اشکال حکومت‌ها نه تنها مبنا و اساس نبوده، بلکه اصلاً و به طور مطلق مطرح نیست زیرا ویژگی‌های حکومت اسلامی حاکمیت خدا بر مردم است.
لذا دو واژه‌ی "حکومت" و "حاکمیت" از نظر معنوی از ریشه‌ی "حکم" مشتق شده‌اند و حکم هم دارای معانی گوناگونی است که به یکدیگر نزدیک می‌باشند، از جمله فرمان دادن، قضاوت کردن و جلوگیری کردن. حاکم یعنی کسی که بر جامعه مسلط است. اوست که فرمان می‌دهد و از تجاوز جلوگیری می‌کند وحکومت به معنای فرمان دادن و قضاوت کردن می‌باشد. میان مفهوم تسلط و مفهوم مالکیت رابطه‌ای آشکار و صریح وجود دارد یعنی اگر نسبت به چیزی تملک و مالکیت پیدا شود تسلط به وجود می‌‌آید و پس از این که تسلط به وجود آمد، دستور یا فرمان یا امر هم می‌تواند وجود داشته باشد، در نتیجه، فقط کسی می‌تواند بر چیزی فرمان براند که مالک آن باشد و انسان بر خودش مالکیت ندارد و آفریننده و سازنده‌ی خویش نیست و مالک او دیگری است. پس آن مالک می‌تواند برای انسان تکلیف مشخص کند، نه انسان برای خودش. بنابراین حاکمیت از آن خداوند است، چون او نه تنها مالک بلکه آفریننده و خالق انسان نیز می‌باشد زیرا که در قرآن کریم سوره‌ی مائده آیه‌ی هفدهم می‌فرماید: مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و هر چه بین آن‌هاست از آن خداوند است. هر چه بخواهد خلق می‌کند و خداوند بر همه چیز تواناست.