![]() |
||||
|
|
||||
|
چنین کنند مدیران... ! اندر آداب مدیریتچنین کنند مدیران... ! اندر آداب مدیریت
پیش آغاز: با توجه به این که معمولاً در انتخاب مسئولان و مدیران کل سازمانها و ادارات، "تخصص" و "مدیریت" محلی از اِعراب ندارد و ممکن است حتا بنده خدایی را از بقالیِ فلان آبادی ـ که 12 ساعت با آسفالت فاصله دارد ـ بردارند و مستقیم پُشتِ میز ریاست بنشانند، تصمیم گرفتیم "آداب مدیریت" را برای این عزیزانِ دل تشریح نماییم تا اگر زمانی ـ دور از جان ـ در میان مردم ظاهر شدند، مردم خدای ناکرده فکر نکنند با یک آدم سادهی عادی روبهرو هستند و در نتیجه نحوهیِ رفتار با یک مسئولِ غیر عادی را رعایت کنند! 1ـ بلافاصله بعد از مراسم معارفه، اولین حرکت شما به عنوان یک "مسئول" طبیعتاً این است که موبایل خود را خاموش کنید. در دسترس نبودنِ شما و تکرار جملهیِ "مشترک مورد نظر در دسترس نیست" توسط آن ضعیفه، به شما ابهت میبخشد و به شهروندان میآموزد که با چه غولی طرف هستند. سعی کنید فقط به تماسهای اهل بیت، استاندار، فرماندار و مدیران ِهم ردیفِ خود پاسخ دهید. مکالمهیِ شما ـ دور از جان ـ با افرادِ عادی، دور از شأن و شخصیتِ شماست! 2ـ تمامی گذشتهی خود را از ذهنتان دیلیت کنید. فراموش کنید چه کسی بودهاید و از کجا آمدهاید و روزی شما هم یکی از بندگان عادی خدا به شمار میرفتهاید. حال را عشق است که از صدقهیِ سرِ همین مردم، در اوج ناباوری به جایگاه و موقعیتی رسیدهاید که قبلاً حتا اگر به آن فکر میکردید، پلیس شما را بازداشت میکرد! سعی کنید طوری رفتار کنید که انگار بعد از تولد و بلافاصله بعد از بُریدنِ نافتان، به شما حُکم ریاست دادهاند! 3- قطرِ شکم و تعداد لایههایِ غبغب، عامل تعیین کنندهای برای پرستیژ و کلاسِ شماست. سعی کنید روزی 13 وعده غذا بخورید و شکم را گورستان مرغ، ماهی، گوشت قرمز و میگو نمایید و ضمناً بعد از هر بار بلع غذاهای گوشتی، چکهیِ اشکی هم به یادِ گرسنگان بریزید، مطمئن باشید ضرر ندارد! ضمناً سایزِ کمرِ شما باید حداقل 5 سانت نسبت به دورهیِ قبل از ریاست افزایش یابد و بعد شکمتان را ـ هر چه هست ظاهر و باطن ـ باید بر روی کمربند انداخته تا حجمِ آن بیشتر جلب توجه نماید. افزایشِ وزنِ شما بر افزایش تعدادِ لایههایِ غبغبتان نیز تأثیرگذار خواهد بود. سعی کنیدلایههای غبغبِتان همیشه یک لایه کمتر از افراد مافوق و چند لایه بیشتر از معاونتان باشد تا در نتیجه سلسله مراتبِ اداری رعایت شود! 4ـ اگر مدیر کل "ارشاد" هستید، میتوانید در موقع تعامل با یک هنرمند، تماس بگیرید تا از جایی دیگر بیایند و او را ارشاد کنند و بعد میتوانید در نشریاتِ خودی این ماجرا را تکذیب کنید. سعی کنید اعتماد به نفس داشته باشید، چون شما به هیچ شخصی پاسخگو نیستید! 5ـ یکی از مهمترین موارد در دورهی مدیریت شما، توجه ویژه به "وعده درمانی" است. در اولین گام باید تا میتوانید به مدیران پیش از خود ناسزا بگویید و تمام کاسه کوزهها را بر سرِ آنان بشکنید و نسبت به عدمِ تحققِ وعدههایِ آنان ابراز تأسف کرده و با مردمِ شریف همدردی کنید. سپس فهرستی از مطالبات و نیازهای مردم را ـ که مربوط به حوزهی مدیریتی شماست ـ تنظیم کنید ودر هر نشستِ مطبوعاتی، وعدهی تحقق آنها را در آیندهای نزدیک، ساندویچ کرده و به خوردِ خلق الله دهید. الحمد ا... مردم ما هم که بسیار قانع و صبور هستند و حتماً خواهند پذیرفت، تازه چه کسی یادش میمانَد که شما چه گفتهاید. ضمناً مطمئن باشید که شما بعد از هر "وعده درمانی" مانند "پینوکیو" نخواهید شد! با این روش ساده، شما میتوانید در کمال آرامش به "کسب و کار" و "درآمدزایی" مشغول باشید و تا مراسم تودیع، خوش به حالتان خواهد شد. از یادتان نرود که حتماً دعا کنید به جانِ آن جماعتی که شما را از "ملات آباد" به میزِ ریاست رساندند! 6ـ سعی کنید اکثر اوقات یا در جلسه باشید یا تظاهر کنید که در جلسه هستید. استادانِ رشتهی "مدیریت" میگویند: مدیری که حداقل هفتهای 35 بار در جلسه نباشد، مُفتش هم گران است! جلسات شما حتماً نباید در راستایِ بیان موضوعاتِ جدّی و طرحِ مشکلات و مسائلِ اداری تشکیل شود، بلکه میتوانید جلساتی نیز به صرف شام و شربت و شیرینی و مبادلهی جوک و S.M.S برگزار کنید! ضمناً به منشی خود تأکید کنید جملهیِ "آقای رییس جلسه دارند" را روزی 50 بار بنویسد! 7ـ از وظایف شما ـ که البته در "شرح وظایف"تان پیشبینی نشده ـ برگزاری همایشهای خنثی و صد من یک غاز میباشد که مهمترین خاصیتِ آن حیف و میلِ بیتالمال است. مثال: پولِ قلمبهای در حساب ادارهیِ شماست و حیران ماندهاید که با این پول چه کنید. به شما توصیه میشود سریعاً با حضور معاون، مشاور و مسئول روابط عمومیتان، جلسهای بگیرید و طرح برگزاری یک همایش را تصویب و اجرا کنید با عنوان: تأثیر پیامدهای 11 سپتامبر در تعویق اجرای پروژهی فاضلاب شهری و نقشِ سُرنگ در تکثیر معتادان پسامدرن و چالشهای پیش رویِ سَهمیه بندی بنزین در راستایِ افزایشِ خودروهایِ انتحاری"! در این همایش، ابتدا یک بیلان کار اساسی به جماعت ارائه دهید. چند سخنران را هم میتوانید دعوت کنید تا بیایند خاطره تعریف کنند. بعد هم یک میان پرده و شعبدهبازی و پذیرایی با کیک و آب میوه و ختمِ نمایش ـ ببخشید ـ همایش! 8ـ نحوهیِ سخن گفتن شما نباید مانند افرادِ عادی باشد. سعی کنید موقع حرف زدن با زیر دستان، چشمهای خود را بدرانید تا لرزه بر بدنشان بیفتد و شما حالش را ببرید. کلمات را از ته گلو ادا کنید، مثل وقتی که خارِ ماهی در گلویتان گیر کرده ومیخواهید آن را به بیرون از محوطهیِ دهان هدایت کنید. سعی کنید به جای "بله" و "خیر" از کلّهتان کار بکشید و در هر موقعیت، کلّه را به بالا یا پایین حرکت دهید! 9ـ در نوع پوشش شما، علاوه بر شلوار، "کُت" یک پوششِ حیاتی و الزامیست که شما با آن شناخته میشوید، به ویژه در فصل تابستان که همه تک پوش یا پیراهن میپوشند و مردم از شدت گرما "کولر" بغل میکنند، حضور شما با "کُت" در مراسم تشییع، ختم و مراسم دیگر، نشانهی "مسئول" بودنِ شماست. همیشه به خاطر داشته باشید که مردم، شما را با "کُت" میشناسند، پس از پوشیدن البسهیِ دیگر به ویژه کاپشن و اُورکُت جداً خودداری کنید! البته مشاهده شده که برخی مدیران در دفتر کارشانِ، ضمنِ پوشیدنِ کت و شلوار، از دمپایی استفاده میکنند که این امر نشانهی مردمی بودنِ آنان است. پیروی از این عمل برخی مدیران، جداً برای بقیهی مدیران توصیه میشود! 10ـ اصلاً به فقدان یا پایین بودن مدرکِ تحصیلیتان توجه نکنید. یک ماه بمانید، مدرک فوق لیسانسِ شما با پُست پیشتاز برایتان ارسال خواهد شد. متن سخنرانیهایتان را هم که مسئول روابط عمومی برای شما مینویسد. یک امضا پای برگهها میمانَد که در این مرحله هم اگر مشکل دارید، میتوانید انگشت بزنید! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه