![]() |
||||
|
|
||||
|
چه کسی مسؤول است؟چه کسی مسؤول است؟
ایران کشوری بالقوه ثروتمند و توانا در جهان است. از نظر منابع انسانی، ذخایر معدنی، موقعیت جغرافیایی، جاذبههای توریستی و هویت ملی، میهن ما را در ردهی کشورهای برتر دنیا تقسیم میکنند. ایران در تولید 14 محصول کشاورزی رتبهی اول، از نظر جاذبههای توریستی رتبهی 22، از لحاظ قدرت اقتصادی بالقوه رتبهی 19، از نظر جاذبههای اکوتوریستی رتبهی 5، از نظر آثار فرهنگی و تاریخی رتبهی 8 و از نظر ذخایر نفت و گاز در رتبهی دوم دنیا قرار دارد. در حالی که جمهوری اسلامی ایران به دلیل سوء سیاست و بد تدبیری از نظر شفافیت اقتصادی از میان 158 کشور جهان در رتبهی 106، از نظر کیفیت زندگی مردم در رتبهی 96، از نظر مقایسهی درآمد زن و مرد در رتبهی 147، از نظر آزادسازی اقتصادی در رتبهی 148، از نظر فرار مغزها و سرمایهها در رتبهی 31 (از میان 91 کشور جهان)، از نظر درآمد سرانه در رتبهی 71، از نظر پذیرش جهانی شدن در رتبهی 151، از نظر تولید علم در رتبهی 81 و از نظر نرخ رشد جمعیت در رتبهی 88 جهان قرار دارد. علاوه بر آن ایران از نظر سیاسی نیز یکی از کشورهای پیشرو جهان بوده است و در تاریخ تمدن دنیا به عنوان الگو مطرح میباشد. 2500 سال پیش "کورش کبیر" بنیانگذار حقوق بشر بوده و امروزه بیانیهی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد به نام بیانیهی کورش مشهور است، "امیرکبیر" بنیانگذار اصلاحات دمکراتیک در جهان بوده و نهضت مشروعیت و انقلاب 57 نیز ادامهی دمکراتیزه کردن ساختار سیاسی بود. دوم خرداد 76 همان ادامهی نهضت مشروعیت و تکمیل کنندهی حلقه مفقوده انقلاب 57 بود که خواستار حکومت قانون و آزادیهای سیاسی و فردی بود. اما ایرانی که اینهمه سوابق درخشان تاریخی و امکانات بالقوهی خدادادی و شهروندان باهوش و توانا دارد، امروزه از مشکلات عدیدهای رنج میبرد. بسیاری از کشورهای دنیا که از ایران الگو و سرمشق گرفتهاند، امروزه از نظر شاخصهای خرد و کلان از ایران جلو هستند. کشورهای ترکیه، چین، کره جنوبی، مالزی و ... 30 سال پیش ضعیفتر از ایران بودند، ولی امروزه به عنوان کشورهایی قدرتمند در جهان ظاهر شدهاند. در ترکیه، اسلام و سکولاریسم در همزیستی مسالمتآمیز زندگی میکنند و در اندونزی و مالزی، اسلام و دمکراسی با هم به تفاهم و آشتی رسیدهاند ولی در ایران هنوز هم عدهی قلیلی سخن از ناسازگاری دین و دمکراسی دارند و با استفاده از نهادهای حکومتی، نیروهای دمکراسی خواه و روشنفکر را به حاشیه میرانند تا امکان همزیستی دمکراسی با اسلام را در جامعهی ایران کمرنگ نمایند. از سوی دیگر ایران طی چند سال اخیر با مشکلات دیگری نیز مواجه است که مهمترین علت آن ضعف مدیریتی و سیاستگذاری دولت، مجلس و سایر دستگاههای حکومتی است. اهم این مشکلات عبارتند از: 1ـ کمرنگ شدن نقش متخصصان و کارشناسان در برنامهریزیها و سیاست سازیها. برنامهی چهارم توسعه و چشمانداز 20 ساله به بوتهی فراموشی سپرده شده است به ویژه در زمینهی صنعت گردشگری و نرخ رشد اقتصادی از برنامهی چهارم عقب هستیم. طبق برنامهی چهارم توسعه، سهم بیمه شدگان از هزینهی درمان 30 درصد و سهم سازمانهای بیمهگر 70 درصد است، در صورتی که عملاً برعکس شده یعنی سهم سازمانهای بیمهگر 30 درصد و سهم بیمهشدگان 70 درصد شده است. 3ـ سهمیه بندی بنزین، صنعت گردشگری را با رکود مواجه کرده است و باعث بیکاری بسیاری از رانندگان مسافرکش شده است. 3 ـ در طول 2 سال گذشته، ایران 120 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است ولی مشخص نیست این دلارها کجاها خرج میشوند. روز به روز تورم و گرانی شدیدتر میشود و مردم برای به دست آوردن یک لقمه نان شب و روز تلاش میکنند. 4ـ فضای کشور امنیتی شده است. روزنامهها تعطیل میشوند. سایتهای اینترنتی فیلتر میگردند. با مطالبات صنفی معلمان، دانشجویان، کارگران و زنان برخورد قهرآمیز میشود. به اعتراضات و انتقادات نه تنها توجه نمیشود بلکه منتقدان به براندازی متهم میشوند و آزادی فردی و اجتماعی به شدت محدود شده است. 5ـ سرمایهگذاری خارجی به شدت کاهش یافته است. مغزها و سرمایههای ایران به خارج از کشور فرار میکنند. فاصلهی طبقاتی افزایش یافته و رانتهای اقتصادی به اوج خود رسیده است. مردم از فقر، بیکاری، اعتیاد و روزمرگی خسته شدهاند. نخبگان و شایستگان از ترس رد صلاحیتها حاضر به قبول مسئولیت نمیشوند و انزوا را ترجیح میدهند. اینک سؤال این است: چه کسی مسئول است و بایستی پاسخگو باشد؟ کدام جناح یا فرد یا گروهی باید پاسخگوی اینهمه مشکلات باشند؟ آیا شرایط کنونی ایران زیبندهی یک کشور اسلامی و بالقوه توانمند است؟ چه تضمینی برای بهبود شرایط کشور در آینده وجود دارد؟ اینها سؤالاتی است که نیاز به پاسخ صریح و روشن دارد و در افکار عمومی به وضوح شنیده میشود. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه